eitaa logo
ꉓṏƒ𝛠 ṠḶḕ𑜑g𑜁
427 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
606 ویدیو
23 فایل
𝐒𝐭𝐚𝐫𝐭 𝐝𝐚𝐭𝐞: 𝐌𝐚𝐲 𝟐𝟔, 𝟐𝟎𝟐𝟔𓍯🐈‍⬛ 𝐅𝐚𝐧 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐟𝐨𝐫 𝐌𝐚𝐣𝐢𝐝 𝐑𝐚𝐳𝐚𝐯𝐢, 𝐍𝐚𝐯𝐚𝐧, 𝐚𝐧𝐝 𝐇𝐚𝐚𝐦𝐢𝐦 𝐁𝐚 𝐄𝐟𝐭𝐞𝐤𝐡𝐫✨🌚 حـانـا صـدآم کـُن 🦢🙆🏻‍♀️ !ᥬ 𝐌𝐞 : @Heranoush_razavi🤍 𝐌𝐲 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 : @cafe_singer 🎶
مشاهده در ایتا
دانلود
یک شب، آرش تصمیم گرفت آخرین کنسرت خصوصی‌شان را برگزار کند. او تمام اتاق را با شمع‌های کوچک روشن کرد. بوی عطرِ محبوب نیلا و صدای ملایم باد در میان درختان، فضا را سنگین کرده بود. آرش شروع به نواختن کرد. ویولن او نمی‌وزید، بلکه گریه می‌کرد. تکه‌های موسیقی، مثل اشک‌هایی از رزین، روی تارها جاری می‌شدند. ناگهان، نیلا سرش را چرخاند. نگاهش مستقیم به آرش افتاد. این بار، آن نگاهِ خالی نبود. چشمانش پر از اشک شد. او لرزید و با صدایی که انگار از اعماقِ یک گورِ قدیمی بیرون می‌آمد، زمزمه کرد: «آرش... صدای خودت رو می‌شناسم...» آرش با خوشحالی و لرزشِ دست، به سمت او دوید. «نیلا! من اینجام! من همیشه‌ام!» نیلا لبخند زد، اما لبخندش با گریه‌ای تلخ همراه بود. او دست آرش را گرفت و گفت: «ببخشید که دارم گم می‌شم... من دارم میرم، آرش. توی این مه، من دیگه کسی نیستم که تو دوست داری.» ### فصل چهارم: سکوتِ ابدی سحرگاه، وقتی اولین پرتوهای نورِ سردِ صبح از پنجره گذشت، اتاق در سکوتِ مطلق فرو رفته بود. آرش روی تخت نشسته بود و سرش را روی شانه‌ی نیلا گذاشته بود. نیلا رفته بود؛ نه اینکه جسدش سرد شده باشد، بلکه روحش، آن «نیلا» که عاشقِ رنگ‌ها و عاشقِ موسیقیِ آرش بود، دیگر در آن کالبد نبود. او در میان همان مهِ خاکستری که خاطراتش را بلعیده بود، گم شده بود. روی میز، یک بومِ نیمه‌تمام باقی مانده بود. نقاشی‌ای از یک مرد با ویولن، که چهره‌اش در میان مه و رنگ‌های آبی و خاکستری محو شده بود. آرش ویولنش را برداشت. اما این بار، او نمی‌توانست بنوازد. چون فهمیده بود که وقتی کسی را از دست می‌دهی، موسیقی هم دیگر معنایی ندارد؛ موسیقی برای زنده ماندن است، و او، در میان خاطراتِ نیلا، در میان آن مه، خودش هم مرده بود. او فقط نشست و به آن بوم خیره شد؛ به تنها چیزی که از عشقشان باقی مانده بود: یک تصویرِ محو که هر چه بیشتر به آن نگاه می‌کردی، بیشتر در اشک‌های خودت غرق می‌شدی. --- پایان به قلم ✍🏻 حانا
خیلییییی رمانت خوب بود 🥹🥹🫀🫀
عرررررر عالیییی بوددددد یترتحیترحبححیتقحبخثتستجسخزتقتبحیتیت😍😍😍😍😍🫀🫀🫀مرسی🦦
اینم گیف ها😘
مالک به این هنرمندی دیگه چی میخوایید🥹🫀🫀
خب خب من نقاشی مجیدو کشیدممممم ولی از اونجایی که زیاد جالب نشد تار شده میفرستم براتون🤣