eitaa logo
| ܭߊ‌ܦ̇ܘ ܢܚ݅ܣܥ‌‌ߊ ܢܚߊ‌ܫࡅ߳ߺߺܙ ࡎܦ̇ܝ‌ |
287 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
24 فایل
"بسم رب او " - در‌تاریخ‌بنویسید‌ایران‌پسرانش‌را‌فدا‌کرد‌ تادخترانش‌را‌تقدیم‌نکند؛ اینجا؟!‌‌محتوای ِ تلخ‌ و شیرین🦦 ؛ قراره یک فنجون قهوه با طعم حقیقت بخوری☕️ . کپی؟! با ذکر ۳ صلوات‌ حلال🌱 - جهت‌تب‌وارتباط: @Am_Ir118 | @Mohammad_110_AN
مشاهده در ایتا
دانلود
اینایی که دیروز به ما میگفت عرب پرست و امروز پاچه‌خوار عربا شدن ، شاهشونم یه روز راننده عربا بود 🦦😂 " کافه شهدای ساعت صفر
۱۵۰ کیلو وزن دارد اما اندازه ۱۵۰ گرم شرف ندارد. فامیلش را گذاشته اند ایراندوست ، ولی قربون صدقه کشور متجاوز عربی به خاک ایران می‌رود ... و چیزی جز بی شرفی می‌بینید؟ کافه شهدای ساعت صفر
تصاویری از حضور فریبا کوثری و سیروس همتی در جمع هلال احمری‌ ها کافه شهدای ساعت صفر
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فریبا کوثری و سیروس همتی از بازیگران سینما هم با حضور در جمعیت هلال احمر، برای کمک و همدلی با هموطنان اعلام آمادگی کردند. کافه شهدای ساعت صفر
من پر از مرثیه‌ام؛ برای جان‌هایی که ایران را با تکه‌تکه‌شدنشان حفظ کردند؛" هادی حجازی‌فر برای این روزهای ایران نوشت: من در وحشتِ چشم‌های معصوم کودکان میناب قفل شده‌ام؛ در نجات و بازماندگی حلمایِ کوچک تبریز و صد البته تنهایی ابدی و آوار آلودش؛ یا آن کودک هفت ساله کرجی نجات یافته از انفجار که بی‌تاب و ترسیده است و سراغ مادرش را می‌گیرد و امدادگر چاره‌ای جز دروغ گفتن به او ندارد. من در ترس‌های ابدی کودکان ایران از این همه انفجار و بمب قفل شده‌ام. من در اندوهِ خیس و انتظارِ دریایی پدرها، مادرها ، همسران و فرزندان دنانشین‌هایِ غریب و سفیدپوش قفل شده‌ام... من به اندازه هزار سال در این چند روز اندوه تلنبار کرده‌ام... مگر این همه بی‌رحمی و جنایت از این پلیدترین و فاسد‌ترین آدم ث‌های جزیره‌نشین! چیز عجیبی است؟ من پر از مرثیه‌ام برای تمام آن جان‌های پاک و شجاعی که برای دفاع از ذره ذره ایرانم تکه تکه شده‌اند... این روزها «موقعیت مهدی»، مجنون و خیبر را بسیار مرور می‌کنم. اندوهِ باکری در جزیره مجنون را... آن تجسم بلامنازعِ تنها ماندن ولی تا آخر ایستادن... من پر از گریه‌ام ... اما این همه پرچم که در اهتزازِ حماسه‌اند فریاد می‌زنند که اکنون زمان سوگ نیست… هر چند شاید خیلی‌ها "خسرو" باشند نه باکری! اما یقین دارم و به گواهِ تاریخ و به چشم می‌بینم باکری‌های پیر و جوان را که در هیاهوی آتش و خون، مردانه؛ مومن و سلحشورانه ایستاده‌اند و برای اقامه یک نماز پیروزی دیگر در «خرمشهرها» بی‌تابند. کافه شهدای ساعت صفر