4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونیکه بهش با تمسخر میگفتن «ارزشی» تو این جنگ هم نشون داد واقعاً تا پایِ جون، پایِ «ارزش»هایی که براشون جون میداد و باهاشون شناخته میشد؛ میمونه. ارزشِ دفاع از وطن، دفاع از اعتقاد، دفاع از ملت.
راستی چه خبر از اونهاییکه از اونورِ آب؛ فازِ آزادی و مبارزه میگرفتن؟ چه خبر از علیکریمی؟ حمید فرخنژاد؟ مسیح علینژاد؟ چه خبر از اونهایی که نونشون تو تفرقه و آشوبِ داخلی بود و حالا دست به دامنِ نتانیاهو شدن؟ چه خبر از اونهایی که برایِ هر اتفاقی، استوری رگباری میذاشتن اما الان اندازهٔ یه استوری هم برایِ حمایت از وطـن؛ وقت هزینه نمیکنن؟
امام(ره) فرمود: توحیدمان کم است که امریکا را اَبَرقدرت میدانیم؛ نه خدا را.
که «لَاحَوْلَ وَ لَاقُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ» یعنی:
هیچ نیرو و توانى جز از سویِ خداوند بلندمرتبه و بزرگ نیست...
توحیدمان را تقویت کنیم…
کاربران فضای غیرِفارسی، مجازی را با این جمله پر کردهاند: در طولِ تاریخ، تنها دو کشور جرأتِ حمله به منافع و پایگاههای امریکا را داشته؛ اسمشان را میدانید؟ به شما میگوییم: ایران و ایران!
دیروز امریکا -بخوانید اولین مجرمِ اتمیِ جهان- بعد از تجاوز به خاکِ ایران آنهم در میانهٔ مذاکراتی که با شعارِ دروغینِ صلح شروعش کرده بودند، میگفت خیلی از آنهایی که در ظاهر حملهٔ ما را محکوم کرده بودند؛ از ما تشکر کردند! خیلیها هم حتی به ظاهر جراتِ محکوم کردنِ تجاوزِ اشکارِ امریکا به ایران را هم نداشتهاند! کشورها ترسان و لرزان دنبالهرویِ فرعونیانِ دنیای ما راه افتادهاند و در تریبونهایشان اسمی از دارندگانِ سلاحهستهای و متجاوزان به حقوق بشر و قاتلانِ بشریت هم نمیآورند! نمیگویند ۵۰ هزار زن و بچهٔ فلسطینی را چه کسی به خاک و خون کشید؟ نمیگویند چه کسانی خودشان را مُحقّ میدانند که مُدام به کشورها تعرض کنند و هزاران کیلومتر لشکرکشی کنند و دور تا دورِ کشورها پایگاه نظامی بسازند؟ چه کسانی داعش و القاعده را تجهیز میکنند؟ همانها که خودشان سلاحِ اتمی دارند و قُلدرند در خباثتِ خودشان. در چنین دنیایی؛ ایران نهتنها اولینکشوریست که اسرائیلِ قاتلِ غاصب را پیدرپی شخم میزند؛ بلکه اولینکشوریست که پایگاههایِ امریکا را در پاسخ به تعرض به خاکِ مقدس خودش؛ به آتش میکشد. دقت کنید! علیرغمِ اصابتهایِ متعدد به اهدافِ مذکور، اما هیچ اهمیت ندارد که این حملات چند کُشته و زخمی و تلفات داشته؛ در دنیایی که کشورها جراتِ محکوم کردنِ جنایاتِ این جانیان را ندارند؛ نفْسِ این پاسخِ سریعِ ایران آنقدرها مهم است که برایِ ثبت در تاریخ؛ تا مدتها نُقلِ محـافلِ بینالمللی بشود.
در دنیایِ گاوهایِ شیرده، تو «یوزِ ایرانی» باش!
بعنوانِ شهروندِ معمولیای که سالها علاقمند به مطالعهٔ تاریخ و سیاست بودم و «روندِ تکرارِ تاریخ» رو معلمِ بسیار خوبی برای حال و آینده دیدم؛ حرفهای زیادی برای تندتند نوشتن و گفتن توی دلم انبار میشه. اما از خیلی مسائل بیخبرم! لذا در این سالهایِ خار در چشم و استخوان در گلو؛ یه چیزی رو یاد گرفتم. شمام یاد بگیرید. نگرانیها و فرضیهها و طعنههاتون رو در عیان و جلویِ هرکسی بیان نکنید. اگر مخاطب دارید؛ خودکنترلی رو یاد بگیرید. بیاموزید که مخاطبِ شما متاسفانه گاهی بجایِ دل دادن به اصلِکاری؛ به من و شما دل میبنده. با حرفهای من و شما میلغزه، امیدوار میشه، ناامید میشه. و من و شما مسئولِ تمام و کمالِ این ماجراییم.
«تبیین» لزوما به معنایِ این نیست که صفر تا صدِ هرانچه توی دلتون هست رو بیرون بریزید و به عیان بیارید و مخاطب رو گاهی تا عرش بالا ببرید، و گاهی به فرش بکوبید!
در وهلهٔ اول، باید ولایتپذیری و ولایتمداریِ تامّ رو یاد بگیرید و یاد بدید، خصوصا در این ایام که بهقول استادِ عزیزم حاجآقا طباخیان؛ بسیار شباهت به برهههایِ معروفی از تاریخ داره و عبرتِ این برههها در همینه که من و شمایِ مدعیِ همیشه حرفبزنِ امروز؛ فردا میشیم چنگبزن و شمشیربکشِ رویِ صورتِ ولیّامرِ جامعه، و در نهایت حضرت حجت. تاریخ دروغ نمیگه.
اما ای ایرانی!
در طولِ تاریخِ صدها سالِ گذشته، تو کِی توان اینو داشتی که بتونی یکپارچه همراه با مردم و حاکمیتِ متمرکز از مرزهایِ خودت صیانت کنی؟ تویی که در سالهایِ پیش، برای امریکا با «سگ» برابر بودی و در خاکِ خودت، ارزشت از «سگ» هم کمتر بود، کِی جراتِ این رو داشتی که منافع و پایگاههایِ کدخدایِ جهان(!) رو موردِ هدف قرار بدی؟ تو کِی میتونستی برایِ استفاده از حقِ طبیعی و بومیِ پیشرفت علمی و هستهای؛ نیاز به اجازهٔ کسی نداشته باشی؟ تویی که هر بخش از کشورت پیشکشِ یه اَبَرقدرت میشد! تو در جنگ جهانیِ اول و دوم، کِی فرصت داشتی به تجاوزِ اجنبی پاسخ بدی؟ تویی که در هر دو برهه، تسلیم و تصرف شدی! کِی توان اینو داشتی که طیِ ۲۲ موج در عرضِ ۱۲ روز، اهداف استراتژیکِ دشمنت رو شخم بزنی و دشمن رو مجبور به سانسورِ شدیدِ مخابرهٔ اخبارِ شخمخوردنهاش بکنی؟
ایرانی! چرا تاریخ نمیخونی؟ چرا وقایع رو در یک سِیرِ تاریخی نمیبینی؟ «ایرانی» تو صدها سال صبر کردی تا به امروزی برسی که توانِ متمرکز بر توانِ دفاعی خودت رو داشته باشی، تو هیچوقت آغازگرِ جنگ نبودی؛ اما تاریخ گواهی میده که ایرانیِ تا قبل از انقلاب، هیچوقت توانِ متمرکز بر دفاع از خودش رو هم نداشته! ایرانی! تاریخ بخون و هیچوقت به وعدههایِ دشمن اعتماد نکن! حتی لحظهای و کمتر از لحظهای به هیچ وعده و اَمانی از دشمن خوشبین هم نباش. «زنهار از دشمنِ خود پس از صلحی هرچند موقت!» این یه اصلِ تغییرناپذیر در زندگیِ توعه و نیازی به تاکید نداره. اما ایرانی! تاریخ بخون؛ تا به وقتِ عدمِ کنترلِ هیجاناتِ خودت؛ یکی توی سر خودت نزنی، یکی توی سرِ مخاطب.
ایرانی!
تو ۱۲ روز در برابرِ دو قدرتِ هستهای -و حمایتِ باقیِ کشورهایِ غربی و اروپایی- نه انسجامِ ملیت از دست رفت؛ نه توانِ موشکی و هستهایت باوجودِ ضربههای سخت، نابود شد؛ و نه دولت و حاکمیتت دچار تزلزل شد! تویی که با یک چمدان دلارِ امریکایی، دولتِ وقتت رو در کودتای ۲۸ مرداد سرنگون میکردن و در هر دو جنگِ جهانی تسلیم و تصرف میشدی و شبانه بحرینت رو عروس میکردن. ایرانی! ایرانی! ایرانی! حواست رو در این جنگِ عمیقِ شناختی جمع کن؛ این تازه اولِ کاره. خودت رو نباز!
اینروزها خیلیها تازه فهمیدن که چرا میگفتیم «مرگ بر امریکا! مرگ بر اسرائیل! مرگ بر منافق!» فهمیدن که امریکا و اسرائیل، حتی وسطِ مذاکره و شعارِ صلح؛ ذاتِ کثافت و جنایتکارِ خودش رو عیان میکنه. فهمیدن دههها کُشتار و نسلکشی در فلسطین و لبنان و … با دروغِ «ما با مردم عادی کاری نداریم» عادیسازی میشد! فهمیدن اعتمادی به ژستهایِ حقوقبشریِ غربیها نیست! فهمیدن وجودِ رهبری شجاع، مقتدر و مدبّر و محوری بنامِ ولایتفقیه؛ چقدر مُغتنمه! فهمیدن «وطن» مادره و هرکسی که فارسی حرف بزنه؛ هموطن نیست. فهمیدن که عاملِ تمامِ جنگها و تنشها و خونریزیها؛ امریکاست و ولدِ نامشروعش اسرائیل! فهمیدن اونهایی که با اسمِ «ارزشی» تحقیرشون میکردن؛ چجوری صفِ اول دفاع از کشور بودن. فهمیدن چرا در سوریه و لبنان و عراق با دشمن میجنگیدیم و چرا افزایشِ اقتدارِ دفاعی و موشکی انقدر مهمه! فهمیدن ذاتِ قاتلِ امریکا و اسرائیل، با شعار ننوشتن رویِ موشک و «چشمقربانگفتن» عوض نمیشه! فهمیدن وقتی مشغولِ تهمت زدن به شهدایِ مدافع حرم بودن؛ این شهدایِ مظلوم خارج از مرزهایِ وطن، با تنِ بیسر برمیگشتن تا وطن محفوظ بمونه. فهمیدن شعارِ «نه غزه! نه لبنان! جانم فدایِ ایران!» مزخرف و بلوفی بیش نیست! فهمیدن اون تریبونهاییکه ۱۴۰۱ دَم از آزادی و مبارزه میزدن و ژستِ دلسوزی و نگرانی و مردمداری میگرفتن؛ اینروزها یا آویزونِ اسرائیل بودن، و یا هنوز بیطرفن و بیشرف. فهمیدن ترورِ شخصیتِ قهرمانانِ زنده و شهیدِ ما، قدمِ ابتدایی در ترور فیزیکیِ اونهاست!
اگه کسی همچنان نفهمیده و ماله بدست دنبالِ اسرائیل و در رویایِ اعتماد به امریکاست و لگد میزنه به ایرانِ اسلامی؛ دیگه یه احمقِ معمولی نیست. یه احمقِ عمدیه! که دیدنِ «فهمیدن»هایِ مردم آزارش میده و به هر نحو میخواد این فهمیدنِ پرهزینه رو متلاشی کنه. مثلِ جاسوسی که آلزبیر برایِ ایجاد تفرقه بینِ سپاهِ مختار فرستاد! سکوت نکنید…
حسابِ روزها و هفتهها و ماهها و حتی ساعتها از دستم در رفته. نوشتهاند تاریخِ امروز ۱۴۰۴/۴/۴ و چهارشنبهست. و من در چهارمین روز از چهارمین ماهِ سالِ صفرچهار، شدیداً به نگاهِ شما محتاجم. بند بندِ وجودم خنکایِ سایهٔ شما را طلب میکند و عمیقاً دلم برایِ شما تنگ است. مناجاتنامه بلد نیستم و آدابِ صحبت کردن هم نمیدانم، عاجزم. ناتوانم. اما دلم شما را میخواهد، مسیرِ رسیدن به شما را نمیدانم. نمیدانم کجایید. چه میکنید و وقتی نامهٔ کارهای هفتگیِ من به شما میرسد، کدامش خوشحالتان میکند و کدامش غمگین… من هیچچیز نمیدانم. اما میدانم دلم برایِ شما تنگ است. سیدِ ما گفته مقصد قلهست؛ پس در مسیرِ رسیدن به قله سنگلاخی و سختی و کمیِ هوایِ تنفس را باید به جان خرید. اگر این سختیهایِ رسیدن به قلّهٔ موعودیست که شما بر فرازِ آن ایستادهاید؛ تمامش را به جان میخرم. دلم برایِ شما تنگ است. از خدا پنهان نیست؛ از شما هم. دلم برایِ خودش پیکریِ دارد؛ و این پیکر قلبی. و تویِ دلم، قلبی جداگانه میتپد. و این قلب برایِ شما به تنگ آمده! مچالهست. دلتنگ است. العَجَـــل یعنی همین؟ آقای صبر و انتظار…
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدیویِ پربازدید این روزهایِ دنیای تیکتاک! نوشته: «ممنون از کسایی که این تصاویر رو ساختن.»
سلام بر حسین(ع).
او که به ما مبارزه و قیام علیهِ یزیدِ فاسقِ ظالمِ زمـانه را آموخت. و سلام بر یارانِ حسین(ع)، بر شهدایِ راهِ حسین(ع). از عاشورایِ ۶۱ هجری، تا امروز، و تا همیشهٔ تاریخ.
22.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من گریهها را دیشب تا صبح کردم، بغضِ ۱۲ روزه را نه تنهایی؛ پایِ روضه خالی کردم. با خودم قرار گذاشتم امروز بروم برایِ فریاد. برای مُشت گره کردن. تا با بغضی که بر گلویم مینشیند از دیدنِ تابوتِ در آغوشِ پرچمپیچیدهٔ سرداران، دانشمندان، مردان، زنان و کودکان… صدایم قطع نشود. لحظهای یادم نرود دشمنی با یزیدیان و فرعونیان، با این حرملهها؛ سندِ افتخار ماست. یادم نرود این سوگ آمده بزرگم کند؛ تا قدم برسد به دیدنِ رویِ خورشید. نباید دلتنگی و تنگیِ هوایِ این دنیا؛ از یادم ببرد در نزدیکیِ طلوع خورشید؛ ستارهها یکی یکی میروند به استقبالِ طلوع… که حسابهایِ صافنشده داریم با حرامزادههایِ تاریکی!
آمدیم به بدرقهتان ستارهها. به سمتِ بهشت. آمدیم بگوییم سلامِ ما را برسانید به آن کهکشانی که در بهشت منتظرتاناند. به حاجقاسم، سید ابراهیم، سیدحسن، سیدهاشم، به همه! چقدر جمعتان جمع است! و ما آمدیم پیمانِ هزارباره ببندیم در این راه، با شما، با سیدمان که خدا از عمرِ من بکاهد و به عمرِ او بیفزاید. تا ظهورِ حضرتِ خورشید؛ که جانِ عالَم به فدایش! او که بر فرازِ قلهٔ موعودِ ایستاده...
- ۴ دقیقه از قیامتی که امروز بهپا شد…
وقتی کاروانِ شهدا راه افتاد، کنارِ یکی از ماشینها صدای مردم به اسمان رفت. از ماشین حملِ پیکرِ کودکان شهید، بالای تابوتها ستاره و ماه اویزان بود. شبیه به یک گهواره، شبیه تختِخواب بچهها. یکی از شهدا، دخترِ سهسالهای بود که حرملهها شهیدش کرده بودند. امروز سیلِ جمعیتی برای تشییعشان آمده بودند؛ روضه میخواندند، سینه میزدند، مادرها لالایی میخواندند، قیامتی بود. چه صحنههایی، چه لحظههایی. با دیدنِ تصویرِ هر شهید روی تابوت؛ روضهها فرق میکرد، فرماندهان خودشان روضهٔ علمدار طلب میکردند انگار، ناخوداگاه هرکسی زیرلب روضه میخواند. دانشمندان، زنان، مردان، هرکدام یکجور. اما تابوتهایِ کوچک… کربلایی بود! کسی نمیترسید، مشتها گره کرده بود و فریادها بلند. هیهات منّالذّله… این حماسهها را غیرتها در آغوش میکشند. «این روضهها،گریهها، آدمساز است.» آقا روحالله میگفت.
به شب که میرسیم روضهها عیان میشود،
شبِ سوم محرم است،
دخترِ سهساله… روضه…
محرم…
کربلا…
از حالا همهچیز فرق میکند…
حقیقت این است که عاشورا هنوز به شب نرسیده، حرملهها را، یزیدیان را امروز اگر نشناسی، فردا دیر است…
قربانِ خودت، خانوادهت، یارانت حسینجان… قربانِ بودنت حسینجان…
آن مَرد، آن عارفبالله درست میگفت. «ما ملتِ امام حسینیم…»
حتی لفظِ «انقلاب» که از دهنِ اینا خیلی گندهتره؛ اون هیچی. نهایتاً با بزرگواری و سعهٔصدرِ جمهوریاسلامی دارن تخلیهٔ هیجان میکنن. اما اینو بدونید که هرکسی کوچکترین همراهی با فراخوانهای آبکی این عقبموندهٔ مزدورِ موساد بکنه، چه استوری، چه شعار پشتِ پنجرهٔ تاریک، چه کفِ خیابون، تو خونِ تکتکِ اون هزار نفر ایرانی که در حملهٔ اسرائیل خونشون ریخته شد شریکه. در تمامِ جنایات و حملات تروریستیِ بعدی هم شریکه.
خیلی از جاسوسهای موساد که از خاکِ ایران پهپاد بلند میکردن زن و بچهٔ مردم رو میکُشتن جلو چشمِ خودتون بودن! همینایی که با سلاح سرد و گرم مامور میکُشن و اموال شما رو تخریب میکنن؛ بیخودی دنبالِ غریبه نگردید. دارن عادتتون میدن به «خیانت» و «وطنفروشی» و بیخبرید.