سال دهم برای منی که تقریبا نمیدونستم درس چیه😂💔سخت گذشت
بچه ها همه درسخووون ومن خیلی درسخون نبودم متاسفانه🤦♀
فقط درحدی میخوندم که بتونم پرسش های کلاسی رو جواب بدم
تست واین چیزا اصلاااا کار نمیکردم
از این طرف دوستام میگفتن روانشناسی رشته ایه که اشباع شده و فایده ای نداره😬😮💨
منم سرد شده بودم و نمیدونستم باید چیکار کنم
بی هدفِ بی هدف🥴
این رویه دو سال گذشت
با این تفاوت که یازدهم یکم جدی تر خوندم و دوتا کلاس فوق برنامه شرکت کردم 🤦♀
همچنان بی هدف بودم و الکی میخوندم🚶♀
سال دوازدهم، من تا دی فقط وفقطط درحد پرسش میخوندم ولی از دی یهو در من تحول ایجاد شد و شروع کردم کنکور بخونم😂😂
این تحول درحدی بود که تقریبا مدرسه نمیرفتم و از صبح تا شب کتابخونه بودم😂🤦♀
به طرز عجیبی میخوندم وخودمم باورم نمیشد😂💔
از این طرف یسری از بچه هامون شروع کرده بودن برا فرهنگیان بخونن و یسریشون به من میگفتن حالا یکم بخون و شانست رو امتحان کن
منم اصلاااااااا گوش نمیدادم چون حتی یک لحظم بهش فکر نمیکردم🤦♀😶🌫
ولی ازونجایی که بابام همیشه حسرت میخورد چرا خودش یا برادرم نرفتن فرهنگیان به من اصرار کرد همراه با کنکور اصلی فرهنگیان روهم ثبت نام کنم.
منم فقطط واسه اینکه روی بابام رو زمین نزنم قبول کردم که ثبت نام کنم ولی حتی یک کلمه از فرهنگیان رو نخوندم، حتی یککک کلمه🙂↔️
(هیچ کس فکر نمیکرد اون اصرار تهش بشه این روزا🙂🥲)
☕@caffemim☕
کنکور شد ومن رفتم
کنکور انسانی روتقریبااا خوب گذروندم
یعنی اینجوری بگم
به نسبت چهارماه خوب شد و فرهنگیان رو خیلی فرمالیته تقریبا مثل ازمون ورودی فرهنگ دادم😂🤦♀
بعدش نهاییا شد و اونام به نسبت خوب رد کردم(از ۱۱ تا امتحان ۷تاش رو بالای ۱۹شدم وبقیش تقریبا رو رنج ۱۷؛۱۸)
شب امتحان نهایی عربی ترازا اومد ومشخص شد من میتونم انتخاب رشته فرهنگیان کنم.خیلیییی مویی مجاز شدم(با تراز 💔🚶♀😂5800) ولی کنکورم کشوندش بالا و خوب شد(ترازش حدودِ10000بود)
فرهنگیان مایل نبودم ولی از اون طرفم نمیدونستم چه رشته ای علاقه دارم
فقط میدونستم رتبم زیر ۵۰۰ میشه(الان فهمیدم حدود 400 منطقه یک)
ازونجایی که دلم همیشه رشته روانشناسی میخواست تصمیم گرفتم اگه رشته مشاوره اوردم برم فرهنگیان ولی غیر از اون شد نه!
اینو خیلی محکم به بابام گفتم که بعدا اصرار نکنه🤦♀😂
مصاحبه هارو یکی یکی رفتم ولی کاااملا بدون استرس😂😵💫
از بعد اخرین مصاحبه مامان بابام همش دعا میکردن که مشاوره بیارم ولی چرا دروغ،برای خودم اهمیت زیادی نداشت💔🚶♀میگفتم نهایتا بخاطر رتبه خوبم میرم دولتی تاپ میخونم.
روز ۲۷مرداد شد😵💫
صبحش مهمون داشتیم
حول وحوش ساعت ۱۲ وربع ظهر بود گفتن نتایج اعلام شده😶🌫
وااای از اون لحظاااات
میرفتم سنجش ونمیاورد
مدااام باگ میداد
قلبم تند تند میزد درحدی که خودم کامل متوجه صداش میشدم
ولی یهو بعد از کلی بالا و پایین کردن
سایت بالا اومد و نوشته بود:
مشاوره و راهنمایی/پردیس فاطمه زهرا
وای ازون لحظه🥺😍😂
جاتون خالی یه آبرو ریزی حسااابی هم جلو مهمونا شد بخاطره جیغ های من🙂↔️🫥🤧
اما بعدش یه نفس راااحت کشیدم
ولی خب بالاخره هم دل خودم راضی شد هم پدر ومادرم
بابام رو که انگار کل دنیا رو بهش دادن😂🤦♀
خلاصه چندوقت بعدش که روز ثبت نام شد رفتیم برای کاراش و بابام با ذوووق تو همه مراحل کنارم بود🙂
انگار شش سال بردن وآوردن من نتیجه داده بود براش و همه خستگی هاش شسته شده بود🙃
☕@caffemim☕
داریم به دورانی میرسیم که همش میگیم: خب از فردا میخونم پایان ترم جمع نشه🥱
شتتت،قووول میدم از شنبههه بخونم🤧
نه ببیییین بذار از بلاتکلیفی دربیایم بعد دیگه میخوونمم🤝😃
آخرشم میمونه شب امتحان 400 صفحه کتاب که قراره تا صبح جمع بشه💔😂
بعدش که تا صبح با کلی بدبختی یکم از اون 400تا روخوندیم و فقط درحد پاس شدنیم،به خودمون میگیم خب نه دیگه ترم بعد قووول میدم از اول ترم بخونم
البته بعدشم بیا دوباره همینو بخون😵💫😂
#نیمچهسم😵💫
☕@caffemim☕
بعضی روزهای سال یازدهم و دوازدهم تا صبح گریه میکردم
بخاطر فشار درس ها
بخاطر فشار روانی ناشی از رقابت بین بچه های مدرسه
پرسش ها وکوییز های سنگییییییین معلما😵💫😮💨
و البتههه راه دوووری که داشتم🚶♀(سال دهم پدرم برگشتم میومد دنبالم ولی یازده،دوازده نه و خودم با اتوبوس برمیگشتم،تقریبا دو ساعت تا دوساعت ونیم وحتی بعضی وقتا بیشتر هم میشد که تو راه بودم🙃🥲)
دروغ چرا،حتی بعضی وقت ها سر انتخاب رشته هم به خودم لعنت میفرستادم😶😬
وسط گریه هام مثلا ساعت ۳نصف شب یادم میومد وای دوتا درسای فردام مونده، باخودم میگفتم حالا پرسش های فردا رو بخون بعدش گریه کن😂🤌(این تازه تو شرایطی بود که من گوشی موبایل نداشتم و وقت مردهای نداشتم)😂😂💔
صبح اون شبا، دوباره برمیگشتم به مسیر، چون میدونستم باید تمومش کنم.
ولی الان که برمیگردم و پشت سرم رو نگاه میکنم واقعا باورم نمیشه این من بودم که این روزها رو رد کردم🙂
به قول شاعر:
شب های هجر را گذراندیم و زندهایم
مارا به سخت جانی خود این گمان نبود❤️🩹
همین که میبینم حسرت چیزی از سه سال دبیرستان و درس خوندن به دلم نمونده تو دلم میگم پس راهم درست بوده🫠🙂
میبینم با وجود بی هدفی میخوندم که بعدا اگه از این بی هدفی درمیومدم و رشته ای رو میخواستم ولی بخاطر درس نخوندن و بد شدن رتبه نمیتونستم بهش برسم حسرت نخورم🤧
اون موقع فکر میکردم دارم عقب میمونم، ولی الان میفهمم داشتم دووم میآوردم.
این وسط کلییی به مامان بابام غر میزدم😂ولی اونا آرومم میکردندو میگفتن: درست میشه وکلی دلداریم میدادن و به برادرم میگفتن منو کمک کنه،برادرم از جون و دل مایه میذاشت و بعضی روزها چندییین ساعت بامن تلفنی صحبت میکرد،درصورتی که شاید اگه من جای پدرومادرم بودم میگفتم خب خودت این راه و این مدرسه رو انتخاب کردی و به ما ربطی نداره
ولی حتی یبارم چیزی بهم نگفتن🙂❤️
حتی یبارم پشتم رو خالی نکردن
و عین سه سال دبیرستان بابام بدون منت وچشمداشت،زحمت بردن منو کشید🥹
☕@caffemim☕