کنکور شد ومن رفتم
کنکور انسانی روتقریبااا خوب گذروندم
یعنی اینجوری بگم
به نسبت چهارماه خوب شد و فرهنگیان رو خیلی فرمالیته تقریبا مثل ازمون ورودی فرهنگ دادم😂🤦♀
بعدش نهاییا شد و اونام به نسبت خوب رد کردم(از ۱۱ تا امتحان ۷تاش رو بالای ۱۹شدم وبقیش تقریبا رو رنج ۱۷؛۱۸)
شب امتحان نهایی عربی ترازا اومد ومشخص شد من میتونم انتخاب رشته فرهنگیان کنم.خیلیییی مویی مجاز شدم(با تراز 💔🚶♀😂5800) ولی کنکورم کشوندش بالا و خوب شد(ترازش حدودِ10000بود)
فرهنگیان مایل نبودم ولی از اون طرفم نمیدونستم چه رشته ای علاقه دارم
فقط میدونستم رتبم زیر ۵۰۰ میشه(الان فهمیدم حدود 400 منطقه یک)
ازونجایی که دلم همیشه رشته روانشناسی میخواست تصمیم گرفتم اگه رشته مشاوره اوردم برم فرهنگیان ولی غیر از اون شد نه!
اینو خیلی محکم به بابام گفتم که بعدا اصرار نکنه🤦♀😂
مصاحبه هارو یکی یکی رفتم ولی کاااملا بدون استرس😂😵💫
از بعد اخرین مصاحبه مامان بابام همش دعا میکردن که مشاوره بیارم ولی چرا دروغ،برای خودم اهمیت زیادی نداشت💔🚶♀میگفتم نهایتا بخاطر رتبه خوبم میرم دولتی تاپ میخونم.
روز ۲۷مرداد شد😵💫
صبحش مهمون داشتیم
حول وحوش ساعت ۱۲ وربع ظهر بود گفتن نتایج اعلام شده😶🌫
وااای از اون لحظاااات
میرفتم سنجش ونمیاورد
مدااام باگ میداد
قلبم تند تند میزد درحدی که خودم کامل متوجه صداش میشدم
ولی یهو بعد از کلی بالا و پایین کردن
سایت بالا اومد و نوشته بود:
مشاوره و راهنمایی/پردیس فاطمه زهرا
وای ازون لحظه🥺😍😂
جاتون خالی یه آبرو ریزی حسااابی هم جلو مهمونا شد بخاطره جیغ های من🙂↔️🫥🤧
اما بعدش یه نفس راااحت کشیدم
ولی خب بالاخره هم دل خودم راضی شد هم پدر ومادرم
بابام رو که انگار کل دنیا رو بهش دادن😂🤦♀
خلاصه چندوقت بعدش که روز ثبت نام شد رفتیم برای کاراش و بابام با ذوووق تو همه مراحل کنارم بود🙂
انگار شش سال بردن وآوردن من نتیجه داده بود براش و همه خستگی هاش شسته شده بود🙃
☕@caffemim☕
داریم به دورانی میرسیم که همش میگیم: خب از فردا میخونم پایان ترم جمع نشه🥱
شتتت،قووول میدم از شنبههه بخونم🤧
نه ببیییین بذار از بلاتکلیفی دربیایم بعد دیگه میخوونمم🤝😃
آخرشم میمونه شب امتحان 400 صفحه کتاب که قراره تا صبح جمع بشه💔😂
بعدش که تا صبح با کلی بدبختی یکم از اون 400تا روخوندیم و فقط درحد پاس شدنیم،به خودمون میگیم خب نه دیگه ترم بعد قووول میدم از اول ترم بخونم
البته بعدشم بیا دوباره همینو بخون😵💫😂
#نیمچهسم😵💫
☕@caffemim☕
بعضی روزهای سال یازدهم و دوازدهم تا صبح گریه میکردم
بخاطر فشار درس ها
بخاطر فشار روانی ناشی از رقابت بین بچه های مدرسه
پرسش ها وکوییز های سنگییییییین معلما😵💫😮💨
و البتههه راه دوووری که داشتم🚶♀(سال دهم پدرم برگشتم میومد دنبالم ولی یازده،دوازده نه و خودم با اتوبوس برمیگشتم،تقریبا دو ساعت تا دوساعت ونیم وحتی بعضی وقتا بیشتر هم میشد که تو راه بودم🙃🥲)
دروغ چرا،حتی بعضی وقت ها سر انتخاب رشته هم به خودم لعنت میفرستادم😶😬
وسط گریه هام مثلا ساعت ۳نصف شب یادم میومد وای دوتا درسای فردام مونده، باخودم میگفتم حالا پرسش های فردا رو بخون بعدش گریه کن😂🤌(این تازه تو شرایطی بود که من گوشی موبایل نداشتم و وقت مردهای نداشتم)😂😂💔
صبح اون شبا، دوباره برمیگشتم به مسیر، چون میدونستم باید تمومش کنم.
ولی الان که برمیگردم و پشت سرم رو نگاه میکنم واقعا باورم نمیشه این من بودم که این روزها رو رد کردم🙂
به قول شاعر:
شب های هجر را گذراندیم و زندهایم
مارا به سخت جانی خود این گمان نبود❤️🩹
همین که میبینم حسرت چیزی از سه سال دبیرستان و درس خوندن به دلم نمونده تو دلم میگم پس راهم درست بوده🫠🙂
میبینم با وجود بی هدفی میخوندم که بعدا اگه از این بی هدفی درمیومدم و رشته ای رو میخواستم ولی بخاطر درس نخوندن و بد شدن رتبه نمیتونستم بهش برسم حسرت نخورم🤧
اون موقع فکر میکردم دارم عقب میمونم، ولی الان میفهمم داشتم دووم میآوردم.
این وسط کلییی به مامان بابام غر میزدم😂ولی اونا آرومم میکردندو میگفتن: درست میشه وکلی دلداریم میدادن و به برادرم میگفتن منو کمک کنه،برادرم از جون و دل مایه میذاشت و بعضی روزها چندییین ساعت بامن تلفنی صحبت میکرد،درصورتی که شاید اگه من جای پدرومادرم بودم میگفتم خب خودت این راه و این مدرسه رو انتخاب کردی و به ما ربطی نداره
ولی حتی یبارم چیزی بهم نگفتن🙂❤️
حتی یبارم پشتم رو خالی نکردن
و عین سه سال دبیرستان بابام بدون منت وچشمداشت،زحمت بردن منو کشید🥹
☕@caffemim☕
خلاصه که الان ترم دو مشاورم
و با تموم وجودم خوشحالم از مسیری که انتخاب کردم🙂
هم رشته وهم دانشگاه رو دوست دارم🤌😌
هم در مسیر علاقمه
هم دل پدر ومادرم راضیه
هم بدون سهمیه و با تلاش ها و شب بیداری خودم رسیدم اینجا
اینجوری شد که با کلیییی فراز ونشیب
سختی وآسونی
بالا وپایین
بالاخره شد اونی که باید🚶♀🙂
ناشناس گذاشتم که سوالی داشتی یا کمکی برمیومد ازم بپرسی ومنم تا جایی که بتونم دریغ نمیکنم💕
البته که تو خود چنل هم مطالب مفیدی که به دردت بخوره میذارم حتما💛
انگیزشی،شعرایی که حالت رو خوب میکنه و...
آها یچیزیم بگم😂من تو دوران کنکورم صد برابر بیشتر از چیزی که الان کیک میپزم،قنادی میکردم😂🚶♀🙂↔️پس میتونی اوناییش که سادست رو درست کنی(نگران تایمش نباش خیلی وقت نمیگیره ازت☺️) تاهم یکوچولوووو🤏از فضای پرفشار کنکور دوربشی،هم یه تراپیه واقعااا خوبیه
و البتهههه از واقعیت های فرهنگیان و کلاس های عجیبمون هم میگم،مطمئنم یسریش براتون عجیبه که یه معلم انجام بده ولی ما انجام میدیم🙂↕️🤧😂🤦♀
دیگه رسیدیم به بیتی که اول همه کتابام نوشته بودم:
دست از طلب ندارم،تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان،یا جان زلب براید
تموم...🙂🌹
(راستی دوست داشتی تو ناشناس نظرتو بگو🙂)
☕@caffemim☕