5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از مستکبرینِ عالم بپرسید…
برا حقانیتِ این پرچم اگه دنبال شاخص میگردی، همینه! از حاج مهدیرسولی بشنوید.
جانِ من فدایِ این علمداری که امروز پرچم این انقلاب رویِ دوششه…
اردیبهشت ۱۳۵۹ - عملیات «پنجهٔ عقاب» اولین تجربه عملیاتی نیروی دلتای ارتش امریکا؛ با هدفِ حمله به ایران. با وقوع طوفانِ شن در منطقهٔ طبس و برخورد یک هواپیمای سی۱۳۰ و یک بالگرد سیاچ ۵۳ با یکدیگر، ۸ نفر کشته میشوند، ۵ بالگرد روی زمین باقی میماند و بقیه با ۵ هواپیما خود را به ناو هواپیمابر نیمیتز میرسانند، فرار میکنند و عملیات بطورِ کامل شکست میخورد. و پنجهٔ عقاب شکست.
امام(ره) فرمود: «نباید بیدار شوند آنهاییکه به معنویات توجه ندارند و به این غیب ایمان نیاوردند؟ چهکسی این هلیکوپترهایِ آقایِ کارتر را که میخواستند به ایران بیایند، ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شنها ساقط کردند، شنها مامورِ خدا بودند، باد مامور خداست…»
خدای شنهایِ طبس، همان خدای خلیجفارس است. لذا ما و خدا، شما همه!
تجهیزکنندگانِ گروهکهای تکفیریِ داعش، جیشالظلم، حامیان کومله و تروریستهایِ رجوی، حامیان نسلکشی در غزه، ارسالکنندگانِ سلاح به اسرائیل، پادوهای امریکا، تماشاگرانِ قتل ۷۰ هزار زن و بچهٔ فلسطینی، استعمارگرانِ کشورهای آفریقایی، ارسالکنندگانِ سلاح شیمیایی به بعثیها، عاملانِ ترور ملتهای منطقه، بزککنندگان جولانیِ داعشی و جنگافروزان علیه افغانستان و عراق و لیبی و …؛ قهرمانانِ سپاه رو که صفِ اول مبارزه با تروریسم تکفیری بودن «تروریست» اعلام میکنن و براندازا ذوق میکنن؟! الان مثلاً چیز جدیدیه؟
معلومه برای پدرخواندههای اروپاییِ تروریستهایِ تکفیری و صهیونیستی؛ «دشمنانِ تروریسم» تروریست محسوب میشن. سپاه نباشه کی میخواد جلویِ خانداییهای اسرائیلی-داعشیِ این وحوش بایسته؟ بلاهت تا کجا.
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«ارزشی» یعنی چی؟
ارزشی اونه که لحظه لحظهٔ زندگیش به «ارزش»هایِ غیرقابلِ معامله پایبند بوده. ارزشِ ایمان، وطن، آرمان! دفاع از ملت.
ارزشی اونه که:
وقتی ما از صدایِ پدافند و پهپاد خوابمون نمیبرد؛ پای لانچرِ موشک بود، شهید میداد؛ وقتی عملههایِ دشمن از داخل خاک پهپاد بلند میکردن و مردم رو میکشتن! تو مرز یخ میزد تا از وطن دفاع کنه. خاک نداد؛ بحرین و آرارات و دشتناامید رو عروسِ اجنبی نکرد. رهبرش حتی وسطِ جنگ هم میدون رو خالی نکرد! فرماندهٔ مستقیم جنگ بود. وقتی خرمشهر ۵۷۸ روز اشغال بود، با دستِ خالی آزادش کرد. تو سیل و زلزله و کرونا وسطِ معرکه بود؛ جهادی! بدنش بیسر از سوریه برگشت تا ما بینِ ابوفلانهایِ داعشی دست به دست نشیم. تو منطقهٔ محصور در پایگاههای نظامیِ امریکا؛ سالها نخوابید تا ما غرق در امنیت، کنایهبارونش کنیم، قمه و چاقو و تیر فرو کنیم تو قلبش…
ارزشی ارزشهاش رو با دلار و لایک و ویو معامله نمیکنه! وسط مِیدونه. وسط جنگ کجا بود علی کریمی؟ علینژاد؟ فرخنژاد و احسان کرمی؟ مشغولِ دستبوسیِ ترامپ و نتانیاهو… مثل الان :))
این ویدیو مالِ زمان جنگ ۱۲ روزهست.
-
اونجایی که بهت میگن «ارزشی» باید به خودت افتخار کنی؛ چون تو «ارزش»هایی داری که بهشون پایبندی؛ تو سندیّت داری، اعتبار داری، ریشه داری، هویّت داری، بازیچهٔ هر بادی نیستی.
باید افتخار کنی که حتی اونیکه مبـنا و باوری نداره هم به «پایبند بودنت به ارزش» اعتراف میکنه، به همینا میشناستت. به ارزشِ ایمان، وطن، آرمان.
تو دنیایِ ضدّارزشها و وطنفروشیها و التماس به اجنبیها و پدرخواندگانِ موسادی و فراریهای پهلوی و بزککنندگانِ جولانی و کودکآزارانِ جزیرهٔ فساد اپستین؛ تو ارزشی بمون.
-رهبر انقلاب- ۱۴۰۴/۱۱/۱۲:
«..البته آمریکاییها بدانند اگر جنگی راه بیندازند، اینبار جنگ منطقهای خواهد بود.»
این صراحتِ کلام رهبریست که تابحال حتی یکبار جلوی هیچ بیگانهای سر خم نکرده، بهتر بگویم! الّا در پیشگاهِ خداوند زانو نمیزند. با مردمش لبخند میزند و با دشمنانِ مردمش صریح، قاطع و محکم. أَشِدّاءُعَلَیالكُفّارِ رُحَماءُبَينَهُم. وطنفروشها دلخوش کنند به همان پیرکودکِ آواره و فراریِ در حسرتماندهای که پدر و پدربزرگش خاکِوطن را به حراج گذاشتند و خودش جانِ مردمانش را، خاکِ وطن را، وطن را، به امید لیس زدنِ استخوانی از تاج و تختِ سلطنت پیشکشِ اجنبی میکند و هر روزش را به امیدِ تعرضِ دشمن به وطن شب میکند؛ ما دلخوشیم به خدایِ این ابرمَردِ غیرتمندی که میگوید اگر به وطن و به این ملتِ شریف چپ نگاه کنید، خودتان که هیچ! تمامِ منافع و متحدینتان در منطقه را به آتش میکشیم.
-
رهبرِ انقلاب:
«مسئلهٔ آمریکا و ایران چی است. این تقابلی که وجود دارد چهلوچند سال است ایران با آمریکا دشمنی دارند این مسئله چی است. بنظرِ من مسئله در دو کلمه خلاصه میشود. آن دو کلمه هم این است که آمریکا میخواهد ایران ببلعد؛ ملّت رشید ایران و جمهوریاسلامی مانع است. گفت رفتم خواستگاری همهچی تمام شده، موضوع در دو کلمه باقی مانده؛ من میگویم ما دختر شما را میخواهیم آنها میگویند غلط میکنید. حالا ملت ایران به طرف مقابل گفته غلط میکنید. یعنی جرم ملت ایران، دعوا سرِ این قضیه است!»
- تصویر:
«بحرین مثل دخترِ ما بود، او شوهر کرده!» امیرعباس هویدا.
گزارشِ جلسهٔ خصوصیِ کنگره حزبِ ايراننوين ۱۶ ارديبهشت ۱۳۵۰ - بدونشرح بهروایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسنادتاریخی، چاپ اول، سال۱۳۸۷، ج ۱، ص ۲۴۵.
هدایت شده از Komiter
بسمالله.
ما هر سال برای ایستگاه صلواتی نیمهشعبانمون از اینجا کمی پول جمع میکنیم.
تو ایستگاه انواع و اقسام خوراکیها رو میدیم که مردم کیف کنن، شیرینی، چای، کاپوچینو، لواشک و ...
اگه دوس داشتید مبلغ هدف ما ۲۰ میلیون تومنه هر چقدر تونستید به این کارت بزنید.
5022291511721696پاسارگاد - کمیل احمدی
جهان به معنیِ واقعی عطشِ منجی دارد. حتی اگر خودش هم نداند منجی کیست! اما باید بداند که تنها احتیاجش آن نجاتدهندهٔ موعود است. همان که هزار و صد و اندی سال است که منتظرِ «انتظارِ» ماست. برایِ ما دعا میکند که منتظرش باشیم. دعا میکند که سرگرمِ خودمان نشویم و «خودمان» را یادمان برود. که برادریمان را ثابت کنیم، نه به سبک و سیاقِ کوفیانی که هزاران نامه نوشتند و در بزنگاه، یادشان رفت که نامه نوشتند… من اینطور حسش میکنم. رسیدن به آن سیبِ قرمزِ تاج سر درخت، قدبلندی میخواهد. میگویند قد کشیدن هم درد دارد. بزرگ شدن درد دارد. گاهی تنها میشوی! دلگیر میشوی! اما ناامید نه. رسیدن به هر مقصدِ شیرینی، سختی دارد. رسیدن به قُله هم. عقل من میگوید خدا دیدنِ نور آخرین حجتش را نصیبِ هرکسی نمیکند. بهقولِ استاد شجاعی وقتی خداوند نعمتِ سیزده معصوم را به آدمها داد، و آدمها دیدند و شنیدند و دانستند که اینها عزیزانِ خدایند، نعمتاند، اما عافیتطلبی کردند تا خش برندارند، تنبلی کردند، بهانه آوردند، گوشهای نشستند و با بیطرفی و ترس؛ نظارهگرِ تنهاییشان شدند، تنهایشان گذاشتند و با سکوتشان همنوای تاریکی شدند؛ آخرین حجتش را به هرکسی نمیدهد.
من نمیدانم چهکاری از من برمیآید! دلم میخواهد کاری کنم. کاش خدا کاری کند تا کاری از من بربیاید. منِ نابلد، منِ ضعیف و ناتوان، اما دلم از غربتِ این دنیا به تنگ میآید، تنگیِ دلم از تنگیِ قفسِ این دنیا، اشک میشود گاهی. حُناق میشود. کاش خدا کار کند که از من کاری بربیاید، حتی اگر نشستنِ غبار غصههایِ دنیایِ بیاو باشد روی دلم. بُغضی در گلو، دعایی بر لب، اشکی در چشم. کاش سنگی از سرِ راه عبورش بردارم، باید تکلیفم را با خودم روشن کنم! در این دنیا، در این نبرد و تقابل، همهچیز روشن است، وعدهٔ صادق هم. «فَإِنَّ حِزْبَاللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ» مقابلِ حزبِ الله، حزبِ شیطان است. تاریخ همان است! حسینیها و یزیدیها. باید تکلیفم را با خودم روشن کنم، قبل از آنکه دیر شود.