جایی در ناحیهای دوردست از جانش او را دوست داشت. واقعا محبوبش بود. اما در چنان جای دوردستی، که واژهی دوست داشتن معنایی تازه پیدا میکند.
یادداشتها،آلبرکامو
الغریب ان یکون الدمع ماءا
لکنه یدل علیدحریق فی الداخل!
عجیب این است که اشکها از آب هستند
اما نشان دهندهی آتش سوزیِ درونند...
_صلاح
نخن لسنا داخل البحر، لماذا کل هذا الغرق؟
ما در دریا نیستیم، پس اینهمه غرق شدن برای چه؟
بعد از وفات به خوابش دیدند. گفتند: خدای عزوجل با تو چه کرد؟ گفت: بیامرزید. گفتند: به چه سبب؟ گفت: به برکت آنکه هرگز هزل با جد نیامیختم.
_ذکریوسفابنالحسین، تذکره الاولیاء
یا خیلی خوش عکسین
یا خیلی خوب ادیت میکنین
وگرنه ما از نزدیک دیدیم
این نبودین که عکس میزارین.
چیزی که نمیتوانی در قیامت از آن دفاع کنی؛
نه ببین
نه بشنو
نه بنویس
نه بگو
_حاجآقاجوادیآملی
انسان در هیچ موردی به اندازه عشق شایسته برخورداری نیست و در هیچ موردی به این اندازه خود را محروم نکرده است.
_درحالوهوایجوانی،شاهرخمسکوب