استدراج خیلی جای بحث داره
منم نمیخوام بهش ورود کنم چون طولانی میشه
اما یه سوالی شاید براتون پیش بیاد
اینکه از کجا بفهمیم خدایی نکرده دچار استدراج شدیم یا نه؟
جوابش کاملا به خودتون بر میگرده
فقط باید چند تا سوال ساده از خودتون بپرسید
اینکه ایا مستحق نعمتی که از طرف خدا به دستت میرسه هستی یا نه؟
بندهی خوبی هستی یا نه؟
بعد این که نعمت بهت میرسه
اول شکر خدا رو میکنی یا نه؟
وقتی گناه میکنی، عذاب وجدان میگیری یا نه؟
بعد میتونی بفهمی خدا داره باهات
مثل یه مستدرج رفتار می کنه
یا مثل سوگولیش^-^
ولی آدمهای بد و ظالمی که دور و برمون هستن و هر روز پیشرفت میکنن و تجسم کن، استدراج دقیقا اتفاقیه که برای اونا میفته.
》
دومین جمله اشاره به کسایی داره
که در معرض امتحان الهی
از طریق پرده پوشی از گناه قرار میگیرن.
ببینید، خدا ستارالعیوبه
تا جاییکه ممکنه گناه بندههاشو میپوشونه که بیدار شن... که توبه کنن... که به راه حق برگردن
ولی یهسری
فریب این ستار العیوب بودن رو میخورن
به شدت و کثرت گناهشون اضافه میکنن
و با توجه به اینکه:
چون که از حد بگذرد، رسوا کند
در نهایت پرده ها میفته و رسوا میشن...
یادمه یه جایی تو یه دعایی خوندم، دقیق یادم نیست ولی همچین چیزی نوشته بود:
وای بر من اگر پرده پوشی از گناهانم را
به حساب بخشیده شدن آنها بگذارم...
》
جملهی سوم به مغرور و گرفتار هوای نفس شدن اشاره داره
گاهی مردم از شما تعریف میکنن
حالا یا از روی حسن ظن، یا از روی چاپلوسی.
بعضیا
از وضعیت درونی خودشون آگاهن
و میدونن که باطنشون
متفاوته با تعریف و تمجید هایی که ازشون شده
بیدار میشن
سعی میکن رشد کنن،
شخصیت و باطنشون رو به کمال
و اون حسن ظنی که مردم بهشون دارن برسونن
که خوشبحالشون،
از این آزمون سربلند بیرون میان...
ولی بعضیای دیگه
هوا ورشون میداره،
گول اون تعاریفو میخورن
و فکر میکنن مقرب درگاه الهیان و
در اوج اخلاق و فضیلت به سر میبرن
خبر ندارن که دارن تو دام شیطان دست و پا میزنن.
》
جملهی چهارم به سنت املاء اشاره داره
سنت املاء یعنی جلوی کسی رو باز گذاشتن
و تنبیه نکردن او،
تا گناه به گناه اضافه کنه
و مستحق عذاب بزرگتری بشه.
خدا مومنین رو
به حال خودشون رها نمیکنه؛
بلکه مدام حوادثی برای اونا پیش میاره،
که خودشون رو در بند خدا ببینن
و احساس کنن که خدایی وجود داره
و کنترل امور به دست اونه،
لذا ازش غفلت نمیکنن.
اما وقتی کسی به این هشدار ها
پاسخ مناسب نداد،
خدا هم اونو به حال خودش رها می کنه،
و هر کاری میکنه
پیامدش رو به نحو آشکار نمیبینه،
پس خدا رو به کلی فراموش میکنه
و خیال میکنه که
کنترل تمام امور به دست خودشه؛
تا اونجا که به یکباره
خداوند متعال اونو گرفتار مرگ میکنه
و میبینه که هیچ چیزی در دست اون نیست.
》
در ادامهی توضیحات جملهی چهارم
به این آیه اشاره میکنم که میفرماد:
ولا یحسبن الذین کفروا
انما نملی لهم خیر لانفسهم
انما نملی لهم لیزدادوا اثما
و لهم عذاب مهین.
کافران هرگز گمان نکنند
مهلتی که به آنان میدهیم
به نفع آنهاست
تنها به این سبب به آنها مهلت میدهیم
که (اگر بیدار نمیشوند)
بر گناهان خود بیفزایند
و سرانجام
برای آنها عذابی خوار کننده است...
آلعمران۱۷۸
ولی فقط از امیرالمومنین برمیاد
که با چهارتا جملهی ساده
اینجوری بهمون درس زندگی بدن...
ببخشید طولانی شد بچهها
من نمیخواستم تفسیرش کنم براتون
اما دیدم حیفه از کنار همچین حکمت پرمغزی ساده عبور کنیم.
خلاصه خیلی حواستون به خودتون باشه:)
هدایت شده از ‹ ִ ۫ BadTwitt ᝰ🍫 ࣪˖
بدتوییت
يكى از فاميلامون با ٢۲ سال سن براى بار دوم ازدواج كرده اونوقت من هنوز دارم فك ميكنم بزرگ شدم چيكاره بشم.
@BaD_Twitt |🕊
هدایت شده از ڪافونھ
شب جمعه مشغول مطالعه بودم،
به این دعا رسیدم:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله مِن اَول الدنیا اِلی فَنائها
و مِن الاخرهِ اِلی بقائِها
الحمدلله عَلی کُل نِعمه
استغفرالله مِن کُل ذَنب و اَتوبُ اِلیه
وهُوَ اَرحمُ الراحمین.
بعد یک هفته مجدد خواستم آنرا بخوانم
که درحالت مکاشفه از ملائکه ندایی شنیدم که:
ماهنوز از نوشتن ثواب قرائت قبلی فارغ نشدهایم...
_علامهمجلسی
«ای بنده! یک روز بر من صبر کن تا غلبهی روزگار را از تو بردارم.»
_محمدبنعبدالجبارنفری،مواقفومخاطبات