هدایت شده از ماوی
آمدم با بوسه بیدارش کنم رویم نشد
از هوای عشق سرشارش کنم رویم نشد
در دلم گفتم من عاشق پیشه ی چشم توام
خواستم آهسته تکرارش کنم رویم نشد
پلکهای ِ مخملش بر روی هم عمرش بلند
خاطرم بود " آفرین " بارش کنم رویم نشد
کاش دستی بر بلور خوشتراش مرمرش
ترسم از این بود آزارش کنم، رویم نشد
ابر زیر سر، نسیم انداخته بر روی خود
دست بردم خیس رگبارش کنم رویم نشد
آفتاب آوردہ بودم پیش مهتابش مگر
باخبر از صبح دیدارش کنم رویم نشد
کبک ناز برفی اش لم دادہ زیر برگ گل
تور وا کردم گرفتارش کنم رویم نشد
گرچه می دانستم او هرگز نمی خواهد مرا
دل زدم دریا که اصرارش کنم رویم نشد
رفتم از پیشش ولی هرچه "خدا" را خواستم
لحظه ی آخر "نگهدارش کنم رویم نشد
#وِنوش
@Mava_a🪴
عشق همیشه سخت است
و عشق و محبت خدا سختتر!
چون عشق همیشه از خودگذشتگی میخواهد و باید در راه آن از بسیاری از خواستهها گذشت
وگرنه عشق فروکش میکند
و از دست میرود.
_استادشیخمحمدحسنوکیلی
شاید یکی از عاشقانهترین آیههای قرآن همینه که خدا میگه:
تو دوست من باش، اونوقت دیگه نمیزارم هیچ ترس و نگرانی دربارهی آینده و هیچ حسرت و غمی از گذشته تو دلت باشه...
"الا ان اولیاءالله لا خوف علیهم ولاهم یحزنون"
من نمیتوانم به تو بفهمانم. نمیتوانم به کسی بفهمانم که در من چه میگذردو من حتی نمیتوانم آنرا برای خودم توضیح دهم.
_مسخ،فرانتسکافکا
به آنکه دوستش داری بیتوجه نباش
چهبسا که گمان کند او را نمیخواهی و برود...
_نزارقبانی
بیت بیت غزلم شوق پریدن دارد
وَه که دیدار غزل درد کشیدن دارد
چشم نرگس شدهات باده پرستم کرده
سعیِ بین حرم و میکده دیدن دارد
توبه کردم که قلم دست نگیرم اما
هاتفی گفت که این بیت شنیدن دارد
و خدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر
شهرِ بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟
صحبت از قیمت این غمزه و آن ناز مکن
نازِ عاشق کُشَت ای دوست خریدن دارد
عجب این نیست که آهوی دلم صید تو شد
طعمِ شهدِ لبِ صیاد چشیدن دارد
آن زمانی که (خدا) آب و گِلت را بِسرشت
زیر لب گفت که این روح دمیدن دارد
قصهی دست و ترنج است تماشاگهِ عشق
شکر وصل رخ تو جامه دریدن دارد
دیدن روی تو راه دگری میخواهد
شرح دیدار تو از شعر بریدن دارد...
_شهریار
با جمالت نکنم میلِ تماشای بهار
زان که در گلشن رویت چه تماشاست که نیست
_خواجویکرکانی