شاید یکی از عاشقانهترین آیههای قرآن همینه که خدا میگه:
تو دوست من باش، اونوقت دیگه نمیزارم هیچ ترس و نگرانی دربارهی آینده و هیچ حسرت و غمی از گذشته تو دلت باشه...
"الا ان اولیاءالله لا خوف علیهم ولاهم یحزنون"
من نمیتوانم به تو بفهمانم. نمیتوانم به کسی بفهمانم که در من چه میگذردو من حتی نمیتوانم آنرا برای خودم توضیح دهم.
_مسخ،فرانتسکافکا
به آنکه دوستش داری بیتوجه نباش
چهبسا که گمان کند او را نمیخواهی و برود...
_نزارقبانی
بیت بیت غزلم شوق پریدن دارد
وَه که دیدار غزل درد کشیدن دارد
چشم نرگس شدهات باده پرستم کرده
سعیِ بین حرم و میکده دیدن دارد
توبه کردم که قلم دست نگیرم اما
هاتفی گفت که این بیت شنیدن دارد
و خدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر
شهرِ بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟
صحبت از قیمت این غمزه و آن ناز مکن
نازِ عاشق کُشَت ای دوست خریدن دارد
عجب این نیست که آهوی دلم صید تو شد
طعمِ شهدِ لبِ صیاد چشیدن دارد
آن زمانی که (خدا) آب و گِلت را بِسرشت
زیر لب گفت که این روح دمیدن دارد
قصهی دست و ترنج است تماشاگهِ عشق
شکر وصل رخ تو جامه دریدن دارد
دیدن روی تو راه دگری میخواهد
شرح دیدار تو از شعر بریدن دارد...
_شهریار
با جمالت نکنم میلِ تماشای بهار
زان که در گلشن رویت چه تماشاست که نیست
_خواجویکرکانی
هر قماری را که شرطی نیست ذوقی نیز نیست
از لب تو بوسهای از ما گریبان باختن
_نظیرینیشابوری