آرام باش عزیز من
آرام باش.
حکایت دریاست زندگی،
گاهی درخشش آفتاب،
برق و بوی نمک،
ترشح شادمانی،
گاهی هم فرو میرویم،
چشمهایمان را میبندیم،
همه جا تاریکی است.
آرام باش عزیز من
آرام باش.
دوباره سر از آب بیرون میآوریم
و تلالو آفتاب را میبینیم
زیر بوتهای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری
طالع میشود.
_شمسلنگرودی
جرعهای در کشیدم و گشتم
فارغ از رنج عقل و محنت هوش
چون بهوش آمدم یکی دیدم
ما بقی را همه خطوط و نقوش
ناگهان از صوامع ملکوت
این حدیثم سروش گفت بگوش
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو...
_هاتفاصفهانی
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من در حالی که نمیدونم با زندگیم دارم چیکار میکنم😂😂😂😂😂😂😂😂😂