من بعد هر یهخط روضه تو دلم:
به اون صدا لعنت.
به کوچهها لعنت.
به میخ در لعنت.
به ردِ چکمهی چهل نفر لعنت.
آدم تازه وقتی چادر خانومش یهبار اتفاقی
میسوزه، میفهمه حسین طاهری که میگه:
«خانوما اینجورین دیگه! حساسن..
یه چادر نو امروز واست میخرم.»
چه دردیه..چه غمیه..چه غذابیه..💔
این روضهخونه میگفت انسیةالحورا ینی
سایه برگ بیوفته رو صورتش رد میندازه..
آخ خدا. از غم همین یه خط،
بغض گلومو خفه کرده نمیذاره بخوابم.
هدایت شده از خاك .
به قول شیخ حامد کاشانی لعنت به دنیایی که اون یارو برای دوسال حکومت دست روی مادر ما بلند کرد :)
نمیدونم؛ کاش آدم همون بعد از هیئت
که روضه گوش میکنه وقتی میاد بیرون
همچی یادش بره. اینکه تو ذهن آدم میمونه
هی مرور میشه هی بیچارهتر میشی، طاقتفرساست.
از بعد دیشب؛ نسبت به روضهی #خانمحضرتزهرا ۜ
خیلی حساستر شدم.
تنها نکتهای(شمابخونیدتنهاخواهش) که این شبها میتونم بگم اینه که روضهی باز خانوم رو به هیچ صورتی همینجوری جایی نذارید. قساوت قلب میاره.
چه در شعر نوشتن،
چه در مطلب و محتوا گذاشتن،
چه در خیلی چیزهای دیگه.
هم برای شمایی که میفرستید
هم برای منی که یهو جایی رو باز میکنم
و باهاش مواجه میشم.
اگر هم خواستید چیزی بگید خیلی در لفافه...
مثلا من از دیشب بابت این خط:
"باران ضرر دارد برای یاس سالم..."
دارم از درون ضجه میزنم.
مراسم کفن و دفن و تشييع دختر بزرگترین شخصیت امت اسلامی به غریبانه و مخفیانه ترین شکل ممکن
با حضور تنها ۷نفر، امشب برگزار میشود..
صورتش از اشک خیس شده بود.
رو کرد به مزار پیامبر، بغضش را فرو خورد
و فرمود: یا رسول الله! امانتتان برگردانده شد..