کاراکال .
_
روسری را پیش من بالا و پایین کم ببر ،
آنقدر ها هم که می گویند مومن نیستم .
کاراکال .
_
عاشقت بودم و این عشق به جایی نرسید ،
تو خودت ماندی و من ، کار به مایی نرسید .
از نظر من زمان هرچیزیو نمیتونه حل کنه . من تا زمانی که صندلیو نکنم تو حلق کسی که ناراحتم کرده نه آروم میشم نه چیزی درست میشه .