تسهیلگرِ روابط🍃
. . ⏰شما چه مواقعی با همسرتون یا فرزندتون گفتگو میکنید؟؟؟؟ ☀️صبح ها؟ 🌞ظهرها؟ 🌙شب ها؟؟ ⭐️خبردارین گ
.
و اینجا ازتون پرسیدم شما چ زمانی گفتگو
میکنید؟؟؟ اصلا خبر دارید ک یکی از مهم
ترین و اساسی ترین اصول گفتگو 👇
⏰زمان گفتگو هست؟؟؟
در صوت پایین برات
کوتاه اما کامل گفتم
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎙
خلاصه ی صوت اینه:
اول:بشناس چزمانی نبایدگفتگوکنی🚫
دوم: چ زمانی عاااالیه کگفتگو کنی✅
#حنیفه_خرمی_تسهیلگر_روابط🍃
💡@celinic8
🗞
امشب میخوام براتون بگم از:
#داستان_های_من_و_مراجعینم!!!
داستان هایی ک ی مسیره پر فراز و
نشیب داره اما تهش ب جاهای خیلی خوبی ختم میشه 😉 🌿
داستان دوم:
از سکون تا پرواز ✈️
.
.
قبل از شروع داستانِ دوم من و
مراجعینم قسمت اولو خوندین آیا؟؟🤔
من قسمت اول هستم کافیه منو
لمس کنی😊
🍃🍃🍃
.
🌕 روز اول:
* تصورش کنید:ی دختر حدودا۲۰ ساله
👩🦱 لاغر اندام با صدای آروم و بیحال ک
اکثرا صداش میلرزه،خیلی انقباض داره
و راحت صحبت نمیکنه ، سخت ارتباط
میگیره، سخت میشه باهاش صمیمی
بشی🥴و از طرفی بشدت قلب مهربونی
داره،مثل هر آدم دیگه ای دوست داره
درک بشه و فوق العاده از خودش و آدما
کلافه اس،پرخاشگری داره،تکانشی رفتار
میکنه، حتی گاهی از شدت عصبانیت
مشت میکوبه توی دیوار،سابقه افسردگی
داره،حواس پرتی هاش زیاده،گاهی فکر
خودکشی میاد سراغش😓وسواس و
اضطراب هم درگیرش کرده و بشدددت
اهمال کار و کمال طلبه و..🤐فقط یکی
از حرفاش این بود:
من نمیتونم گریه کنم😞گریه ام نمیاد ..
وای وای این علامت خیلی بده هااا یعنی
هییییچ برون ریزی و راه تخلیه ای نداره
اگه خودتون رو بذارید جاش بهتر درکش
میکنید.. خلاصه ک نمیدونید چقققدر تلخ
بود اون جلسه😢
*فکر کنم خوووب فهمیدید ک این مراجع
چه آش شله قلمکاریه برا خودش😶🌫😑
*حدودا دی ماهِ سال گذشته بود ک
مراجعه کرد بهم یادمه ک اولین شبی
ک باهاش حرف زدم خیلی غصه ام شد
چون واقعا حال روحی بدی داشت 😢
میتونم بگم اولش کلا قفله قفل بود؛
یعنی چی؟؟
یعنی حتی درست نمیتونست رنج های
زندگیش رو بگه..کلی سوال ازش پرسیدم
ناخن زدم ک تمااام حرفاشو کامل زد😶
خیلی آروم حرف میزد تمرکز نداشت،
و فکر میکرد فقققط اضطراب داره و این
اضطرابه ک نمیذاره راااحت زندگی کنه..
اما اون شب متوجه چند تا رنج و مانع
اساااسی تر شدم 🤐
حالا از ی طرف 👈 این موانع رو میدیدم
و اینکه زودتر باید حالش تغییر کنه(وگرنه
از لحاظ بالینی کار داغون میشه)
از ی طرف 👈 نوجوون حساب میشه و
باید طبق رویکرد نوجوان باهاش پیش برم
(یعنی لاک پشتی حرکت کنیم)و این یعنی
فشار و استرس زیاد برای منِ درمانگر😖
🌕 روز دوم و سوم و .....
*شروع کردیم و تاتی تاتی اومدیم جلو
(همین جا حساااابی از خانوادش باید
تشکر کنم ک همراهی کردن و هر هفته
نوبت گرفتن) 🙏 این عاااالی بود 😍
چون سرعت درمان رو بیشتر میکرد و
این دختر توی همون ریلی ک میخواستم
حرکت میکرد و مثل ماهی 🐠 سُر
نمیخورد!!! تا جلسه ی بعد
(وقتی فاصله ی بین جلسات کمتر باشه، اثرگذاری و سرعت درمان فووووق العاده
بیشتر میشه💯)
*تا اینکه رسیدیم ب اسفندماه و قبل از
عیدنوروز ۱۴۰۳ اون جلسه بهم گفت :
میشه امروز ی برنامه (پلن)برام بنویسید
یا با هم بنویسیم؟؟ نمیخوام مثل قبل
باشم و کارهای عقب مونده ام داره مغزم
رو میخوره🤯خیلی خیلی برام جالب بود
قلبم گرم شد 🥲 و خدارو حسابی شکر
کردم حتما میپرسید چرا؟؟
خب شما تصور کنید دختری ک حدااقل
روزی ۵ یا ۶ ساعت وقتش صرف گوشی
و وب گردی میشد و هیچ کدوم از کارهای
شخصی و اجتماعیش رو نمیتونست
تنهایی انجام بده، حالا اینقدر پیشرفت
کرده ک میخواد ی پلن داشته باشه برای
ایام عید نوروز تا از روز و شبش خیلی
خیلی خوب استفاده کنه👌😍 چی از
این بهتر؟؟؟
_______________
* پلن رو نوشتیم و چند قسمت شد :
🔻اول: دوتا پروژه از دانشگاهش رو تا قبل
سال تحویل تموم کنه
🔻دوم: پایان نامه ی دانشگاهش رو ب
ثمر برسونه
🔻سوم: بقیه ی کارهای عقب افتاده اش
رو انجام بده
🔻چهارم:کارای مربوط ب شغلش رو انجام بده
________________
راستش خودم فکر کردم ک اگه بتونه
ب ۶۰ درصد برنامه عمل کنه عاااالیه و
واقعا راضی ام☺️ تا اینکه روز اول سال،
بعد از سال تحویل رفتم سر پیوی مراجعا
و یکی از پیامایی ک خیلی خیلی خیلی
خوشحالم کرد این پیام بود👇👇
.
🟡 روز دهم، یازدهم و .....
بعد از عید جلسه مون ک شروع شد
خبر گرفتم از پلن🧐 باورتون نمیشه
چیشده بود😬 😳
ب ۸۰ درصد برنامش عمل کرده بود
و این عاااالی بود🥰 🤩 🥳
از عید تا الان چند تا پلن دیگه نوشتیم
با هم و یکی یکی انجام داد و اومد جلو
رشد کردنش🌱
بزرگ شدنش🌿
جون گرفتنش🍃
برام شیرین بوده و هست 😇
و هربار خداروشکر کردم و از خودش هم
خواستم بارها ک خدارو شکر کنه بابت
این مسیری ک طی کرده 🥲
ما هنوز جلساتمون ادامه داره ها..جالبه
بگم ک این مراجع اوایل هفته ای یکبار
مراجعه میکرد، ب مرور دو هفته یکبار
و الان فقط ماهی یکبار 😊 چرا؟؟ چون
ب اون بلوغی ک نیاز بود رسید تا خودش
بتونه پادشاه زندگیش بشه👌 و خودش
خوب و بد رو تشخیص بده و هیچ نیازی
ب روانشناس نداشته باشه😎
چی از این بهتر خداییش؟
#داستان_های_من_و_مراجعینم !!
داستان شماره دوم/ افسردگی و....