۱
🟡 مراجع اول ساعت ۱۳ :
پسر نوجوونی رو تصور کنید ک
ک اصلا حالش خوب نبود،خلقش
پایین بود و...هووووف ک چقققدر
جلسه ی تلخی بود... فقط یکی از
گلایه های این پسر میدونید چی بود؟
۳
بهش گفتم توی اون لحظه تو دوست
داری ک مامانت چیکار کنه؟ چ جوری
ناراحتی خودش رو بهت برسونه؟؟
۶
گفتم یعنی تو دلت میخواد ک با تو
گفتگو کنه درسته؟راااحت حرف بزنه؟؟
گفت: دقیقااا👌✅
چرا باید قهر کنه باهام؟؟
خب بیاد بگه قشنگ دیگه !!!😐
۷
❌نکته ی مهم :
مادر این پسر کارگاه زیاد رفته
تکنیک هم زیاد بلده هااا ولی
چرا صااااف مهم ترین گلایه ی
فرزندش اینه؟؟؟
🟡
۲
یکی از غصه هاشون این بود ک
با وجود اینکه زندگی خوبی دارن
و بحران خاصی توی زندگی شون
نبوده اماا رابطهی سردی با همسر
شون دارن..❌ 🥶
گفتن:
رابطه مون رسمی طوره‼️
۳
ازشون خواستم بیشتر توضیح بدن،
ادامه دادن:
من خیلی کم حرف هستم و کلااا
حرفای مشترک ما بیشتر حرفای عادی
و اداری هست تا حرفای عاطفی و گرم‼️
۴
جالب بود خودشون ادامه دادن و گفتن:
انگار مهارت اینکه چطور باهاش صحبت
کنم رو پیدا نکردم هنوز 🗣‼️
🔻چون هیچ وقت نشده ک بعد از حرف
زدن ب یک نتیجه ی نهایی برسیم🚫
🔻نمیتونیم برنامه ای برای زندگی مون
مشخص کنیم و طبقش پیش بریم چون
نمیتونیم با هم ب برنامه و راه مشترکی🛣
برای زندگی برسیم و این خیلی منو آزار میده
🔻اصلا من خیلی ازش خبر ندارم چون :
نه من میپرسم ازش
نه اون میپرسه از من
و همین باعث میشه سردتر باشیم☃️
🔵