eitaa logo
𝘾𝙀𝙉𝙏𝙍𝘼𝙇
456 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
439 ویدیو
47 فایل
@CENTRAL_82 :PV ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ https://daigo.ir/secret/326279039 ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ لینک گروه:https://eitaa.com/joinchat/3928818104C6b83714261
مشاهده در ایتا
دانلود
آخ چه سوال دردناکی 😂😂 تازگیا شدم ۷۹😐 البته احتمالا دوباره رفتم تو ۸۰ چند روزه تمرین نداشتم 😑 کاشان 😀 باوقار سنگین و با متانت و جوری باشه که هیچ مردی روش نشه بهش نگاه کنه بلند نخنده و مهربون باشه مادر خوبی برای بچه هام باشه و هیچ وقت خودشو برای هیچی کوچیک نکنه و برای خودش ارزش قائل باشه و اگر چیزی ازم خواست بهم بگه و توی دلش نگاه نداره . خلاصه اونقدر خوب باشه که حاضر باشم آرامش الآنم فداش کنم .😐 چهرش زیاد مهم نیست اصل ماجرا شخصیتش 😐
بله خیلی ملعونی 😂😂😂 خداییش شرمندم با این که نگفته بودم اما نمیشه بگم ببخشید 😅🙏 اگه خوردشم کنه میگم فدای سرت اتفاقه 😐 والا پول میاد و میره اما دوستی ها یه بار اتفاق میفتن 😑
بیا شاه رگمو بزن اما دست به موهام نزن 😐 اااااااامممم🤔 احتمالا بخوام دنیارو تو حالت متوقف شده ببینم همه چیز متوقف شده باشه و فقط خودم حرکت کنم بعد دوست دارم توی کهکشان های دیگه بگردم و با موجودات زنده اونجا آشنا بشم و سومی دوست دارم مثل یه موجود خیلی سریع از یه کوه بالا برم و توی کوه بدووم و چهارمی یه توی یه نبرد واقعی با شمشیر شرکت کنم ☹️ و پنجمی یک هفته بدون خواب خوراک و دستشویی رفتن زندگی کنم و به همه کارام برسم 😂🤣🤣 میترسم 😀 ن از اونا از خودم 😐 چون هرچی نباشه بازم منم یه آدمم میترسم به چیزی که ازش متنفرم تبدیل بشم الآنم احساس میکنم دارم به اون موجودی که نباید تبدیل میشم و اونقدر آروم پیش میره که اصلا متوجهش نمیشم 😑
من همه آدمارو دوست دارم اما اونا بامن مشکل دارن 😅
کاشکی دقیقتر میگفتی اما اول آپادا ،مییا،نور،پارادایس،تاکومی شرمنده بقیه 😢 اصلا آپادا اونقدر تلاش میکنه که من حالم ازش بهم میخوره 😐😐 توی سرویسم دارم از شرکت برمیگردم تایپی که دوست دارم باهاش ازدواج کنم isfj یه تایپ خودم دوست داستم intpباشه
واتسپ ایتا بچه های خوبی توشه اما خودش آشغاله 😟 گفتم شخصی نپرسید 😕 احتمالا کتفشو خورد میکنم 🤗 تو روضه ها و خیلی کم پیش میاد گریم بگیره😑
A73 سلامتی رهبر 😂✊
دزفول
خیر اصلا😐 حتی یخورده 😐😐 خب اولش به خاطر مادرم بود برام با کاغذ عروسک دست میکرد منم تلاش کردم درست کنم بعدش یه بار یه پا کشیدم که خیلی به نظر خودم خوب اومد اما صرفا یه فلش بود 😂😂 اما از اونجا علاقه من به طراحی شروع شد 😇
خب یه روز که مثل همیشه حال خودمو هم نداشتم رفتم به حسینیه نزدیک خونمون اونجا با مسئولای حسینیه حرف زدم که شاید بتونم عضو بچه های حسینیه بشم اونجا آپادا و آرتی رو دیدم یخورده حرف زدیم بعدش فهمیدم که اونم طراح و همونجا باهم دوست شدیم😁
https://eitaa.com/spadana_0/1583 درد زیاد پرو نشی ها 🗿🔪
مثل این که سوال های بچه ها تموم شد 😅