═┅┄
تو با قلب ویرانهی من چه کردی؟
ببین عشق دیوانهی من چی کردی؟
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با بال پروانهی من چه کردی؟
ننوشیده از جام چشم تو مستم
خمار است میخانهی من چه کردی؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرت شانهی من چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانهی من چه کردی؟
جهان من از گریه ات خیس باران
تو با سقف کاشانه من چه کردی؟🤎🧋:))
تو نمیتونی انسان هارو
مجبور کنی درست رفتار کنند ؛
اما میتوانی طوری رفتار کنی که آرزو
کنه ای کاش درست رفتار می کرد♥︎: )
- گاندی .
باران گفت :
هرگز اشک هایم را ندیدی .
نمی دانست ، سویی به چشم
نیست ؛ از کودکی گوشهایم را
به ناودانی می چسباندم،
تا صدایش را بشنوم☁️💙: )!"
- کاظم بهمنی .
-
« و گفت :
عـُبودیت آن است ،
که بندهی
او باشی به هـَمه حال ،
چنان که او
خـُداوند توست به همه حال |☁️🧋»
-
- تذکرة الاولیاء عطار .
ما گشتهایم، نیست، تو هم جستجو مکن
آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن
دیگر سراغ خاطرههای مرا مگیر
خاکستر گداخته را زیر و رو مکن
در چشم دیگران منشین در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن
راز من است غنچهی لبهای سرخ تو
راز مرا برای کسی بازگو مکن
دیدار ما تصور یک بینهایت است
با یکدگر دو آینه را روبه رو مکن ☕️🪴
-فاضل نظری .