می توانی بروی قصه و رویا بشوی
راهی دورترین گوشه ی دنیا بشوی
ساده نگذشتم از این عشق خودت میدانی
من زمینگیر شدم تا تو مبادا بشوی
آی ؛ مثل خوره این فکر عذابم می داد
چوب من را بخوری ورد زبانها بشوی
من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم
من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی
دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط
باید از این طرف شیشه تماشا بشوی
گرهی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد
تو خودت خواسته بودی که معما بشوی
درجهانی که پر از وامق و مجنون شدهاست
می توانی «عذرا» باشی، «لیلا» بشوی
می توانی فقط از زاویه ی یک لبخند
در دل سنگترین آدمها جا بشوی
بعد از این، مرگ نفسهای مرا می شمرد
فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی🪴:)
- مهدی فرجی .
در دلم بودی و شرمنده ز مهمان بودم
که سزاوار تو این خانهی ویرانه نبود🌿!"
- فاضل نظری .
کربلایی حسین ستوده گريمم_ببين_حسين_ستوده_نسخه_نهايي.mp3
زمان:
حجم:
6M
ای نقطه ضعفِ اشک چشمام،
حسین❤️🔥
- حسینستوده