🕊چکاوک
🍃🍃🍃🌸🍃 ولی یه چیزی میگم تو رو به روح سهراب نه نیار،اگر فردا نادر اومد پیشت بزار بمونه تو اتاقت هرچ
🍃🍃🍃🍃🌸🍃
مردد بودم بین راضیه و طلا بوی خطر میشنیدم با خودم گفتم به راضیه بگم اگر به گوش خانم جان برسه منو میکشه اگر نگم و نرم پیش محمدحسین میدون برای طلا باز شده ،طلا هر کی که بود رقیب قدری بود برام
با خودم گفتم جهنم الضرر فوقش اینه خانم جان میفهمه و کتک میخورم و زندونی میشم و محمدحسین از دست میدم ولی اینجوری زودتر محمدحسین از دست میدم با خودش فکر میکنه لابد من نمیخوامش که انقد بی مهری میکنم گفتم راضیه خانم جان ماهی چقدر بهت میده بفرستی برای خانوادت؟ گفت چرا ثریا خانم گفتم اگر دهن قرص باشی بیشتر از اون پول گیرت میاد ولی باید دهن قرص باشی ،اگرم آبرویی قرار بود بریزه گردن بگیری راضیه آهسته گفتم چشم خانم جان شما جون بخواه ،گفتم من با این طبیبه همین که برای مداوای نادر میاد کار دارم میرم پیشش ولی دلم نمیخواد کسی بفهمه راضیه سرتکون داد و باهم راه افتادم سمت باغ من که رسیدم دوباره محمدحسین اونجا بود راضیه رو که همراه من دید سرد و سنگین سلام داد که به راضیه اشاره کردم بره دورتر از ما بشینه ،ماجرا رو برای محمدحسین تعریف کردم یکم فکر کرد و گفت اشتباه کردی بهش اعتماد کردی من فردا برای نادر میومدم خونتون و ماجرا رو میفهمیدم براش پشت چشم نازک کردم و گفتم ترسیدم میدون بدم دست رقیب محمدحسین چشماشو باریک کرد و گفت رقیب؟ گفتم طلا کیه؟ خندید و گفت اگر طلا رسماً منظورته شمایی که از هر جواهری با ارزش تره ولی اگر اسماً میپرسی دختر خواهر زن بابامه یه جورایی میشه دختر خاله ناتنیم
گفتم چرا انقد باهات صمیمی بود که به اسم صدات میکرد ؟ اینو که گفتم لبخند نشست رو لبش گفت ثریا باورم نمیشه انقد برات مهم شدم که رو اسم منم غیرت داری با اخم بهش نگاه کردم که گفت من از بچگی خیلی تنها بودم خواهر و برادری نداشتم مادرمم که ازم دور بود طلا تنها همبازی من بود گفتم یعنی هیچ حسی بین شما نیست؟گفت قسم میخورم ثریا که نیست گفتم از طرف اون چی؟ یکم فکر کرد و گفت نمیدونم اگرم هست برای من ارزشی نداره من سراغ خانواده ای نمیرم که با مادرم اون کارو کردن
به محمدحسین نگاه کردم به پوست سفید و موهای مشکیش به قدی که برعکس من یکم کوتاه بود به دماغ گوشتیش و چشای کشیدش ،باورم نمیشد ثریایی که هیچوقت آروم و قرار نداشت بی قرار همچین پسر آروم و محجوبی بشه
سرمو آوردم بالا که با راضیه چشم تو چشم شدم زل زده بود به من و محمدحسین از نگاهش عصبی شدم ،
محمدحسین گفت ثریا بزار همین روزایی که دارم میام خونتون حرف دلمو به پدرت بزنم اگر سنت شکنیه میگم خانوادم با خانوادت صحبت کنن من دلم نمیخواد یواشکی تورو داشته باشم
┅┄ ❥❥@Chakavak110🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
آخه تو با وجودِ قشنگت،
با بودنت،
هر روز و هر شب،
دنیا و زندگیه من رو زیباتر میکنی
دار و ندارِ من🥺♥️✨
💞🍃@lovely_lifee💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تو که تموم دنیامی،
تموم آرزوهامی
بدونتو نمیتونم
تویی که عشق و رویامی...!❤
تقدیم به نگاه مهربونتون
💞🍃@lovely_lifee💞
6.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آماده ای باهم بخونیم....♥️🌱
💞🍃@lovely_lifee💞
🍃🍃🍃🌸🍃
#ارسالی_اعضا ❤️
این عکس هم تقدیم نگاه مهربان شما هم گروهی های عزیزم التماس دعا هرکس آرزو داره قسمتش بشه برای من هم دعا کنید امام رضا من رولایق بدونه همسایش بشم آخه خیلی دوست دارم
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عشقت را به جانم زنجیر کرده ام😘
و از تمام عالم دل کنده ام❤️
💞🍃@lovely_lifee💞
دنيا آنقدر بزرگ است
كه براى همه مخلوقات جا هست،
به جاى آنكه جاى كسى را بگيريد،
تلاش كنيد جاى واقعى خود را بيابيد...
👤 چارلى چاپلين
🌕 @donyaye_ajayeb
Sohrab Pakzad - Dokhtar Irooni.mp3
6.94M
🎙خواننده : سهراب پاکزاد
🎶 نام ترانه : دختر ایرونی𝄠♥️
💞🍃@lovely_lifee💞