بو علی سینا هم این لب را اگر بوسیده بود
جای قانون و شفا ، دیوان سینا داشتیم !
حُفرهای بود پر از خون ، وسط سینهی من ،
مِهرت افتاد به قلبم ، ضربان شکل گرفت .
علت بی خوابی ام اصلا نمیدانم که چیست ،
قهوه های هشت صبح ؟ یا آن دو چشم قهوه ایست ؟
من کزین فاصله غارت شده چشم تو ام ،
چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم .