تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی ،
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم .
آنقد در کشتی ِعشقت نشینم ، همچو نوح ..
یا به عشقم میرسم ، یا غرق ِدریا میشوم
خانهای از جنسِ دلتنگی بنا کردم ولی...
چون پرستوها به ترکِ خانه عادت داشتی