با این قیمتا امروز با دوستم تصمیم گرفتیم با اولین حقوقمون بریم کارتون بخریم کنار خیابون بخوابیم
راستش واسه من اینکه میگن «این نیز بگذرد» آرامشبخش نیست. چون نگرانی من بابت نگذشتنش نبوده؛ نگرانیم از اینه که وقتی گذشت، از من چی باقی مونده.
«بُکَاءُ الْعُیُونِ وَ خَشْیَةُ الْقُلُوبِ رَحْمَةٌ مِنَ اللّهِ».
گریستن چشمها و ترسیدن قلبها، رحمتی از جانب خداست
هرچه کردم که نفهمد شدهام عاشق او ،
عاقبت شعر و غزل دست دلم را رو کرد . .
و شاید سخت ترین نبرد آدمی،
زیستن امیدوارانه
شانه به شانه ی ناامیدی باشد...