eitaa logo
چند جرعه با من بخوان
86 دنبال‌کننده
227 عکس
41 ویدیو
0 فایل
@E_shokoohi اگه حرفی با من داشتی
مشاهده در ایتا
دانلود
پلی برای ساختن خاطره پله‌های مهد را یکی یکی آمدیم پایین.جلوی مهد جای پارک نبود. ماشین را گذاشته بودم کوچه بغل. دست آلا را گرفتم تا از جوب ردش کنم. آرام پا را گذاشت روی پل. فاصله میان میله‌ها کمی استرس نشاند توی جانش. دستم را محکم گرفت. قدم دوم را برداشت. دستم را فشار داد و پرید آن طرف جوب. توی صورتم خندید:《دوباره دوباره》 دیرم شده بود. می‌خواستم دستش را بکشم که باشد برای فردا. یک لحظه مکث کردم. فکر کردم به تکرار شیرینی این حس برای گنجینه‌ی خاطراتمان. چشم گذاشتم روی هم که باشد. حالا چند هفته‌ای می‌شود، ماشین را زیر درخت چنار کوچه بغلی پارک می‌کنم. و هر بار بعد از رد شدن از پلی که دیگر اسمش پل شادی است، یک پله توانستن را در آلا بالاتر می‌بینم. https://eitaa.com/chand_jore_ba_man
💥 خبر آمد خــبــــــــــری در راه است... مهمان داریم چه مهمانی 🥺 و تا ابد به آنانکه پلاکشان را از گردن خویش درآوردند تا مانند مادرشان گمنام و بی مزار بمانند مدیونیم …!!!(: 💢افتخار میزبانی از شهید گمنام دفاع مقدس در ایام شهادت مادر سادات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و دهه فاطمیه🏴 🎤سخنران : حجت‌الاسلام والمسلمین سید موسوی 🎙مداح : کربلایی محمدامین دشتبانی در موسسه حبل المتین هدایت باحضور پرشور بانوان محله و دریایی از گل برگزار می گردد. زمان:چهارشنبه ۱۴ آذر ماه ساعت ۹ صبح مکان : رسالت ۸۱ شهید مولایی ۴ چهارراه دوم سمت راست _ موسسه‌ حبل المتین هدایت واحد خواهران _ 🔰 بانوی تراز انقلاب https://eitaa.com/habloalmatinhedayat
رزق تا چندین سال پیش فکر می‌کردم رزق فقط مادی است. ساده اش می‌شد تفاوتی بین رزق و روزی نمی‌‌دیدم. اما حالا رزق برایم معنی می‌شود دعوت. دعوت به مراسمی که هر چه توی ذهن بالا و پایین کرده‌ای گفتی نمی‌شود که بشود. این سر شهر کجا و آن سر شهر کجا. اما وقتی لطف از جانب مهربان‌ترین باشد و زیارت روزیت، توی مجلس مادر متبرک می‌شوی به زیارت شهیدی که نامش را به حضرت مادر سپرده است. https://eitaa.com/chand_jore_ba_man
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ما زن‌ها توی مصیبت‌ها جور دیگری حال هم را درک می‌کنیم. اصلا بعضی از روضه‌ها را فقط ما زن‌ها می‌فهمیم. مثل روضه رباب مثل روضه‌ فشار و پشت در اما من امشب یک روضه دیگر را تصور کردم روضه‌ی وصیت کردن مادر به زینب پنج ساله هرچه فکر کردم پنج سال برای وصی مادر شدن خیلی کم است یک دختر پنج ساله چطور می‌تواند کنار بستر مادر بنشیند، وصیت های مادر را بشنود و قول عمل دهد اصلا هنوز حالش از خاطره آتش گرفتن در و بستن دست پدر مگر جا آمده است که حالا ... نمی دانم برای کدامشان این لحظات سخت‌تر بود مادر یا دختر فاطمه یا زینب https://eitaa.com/chand_jore_ba_man
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا