یه بار دست یه نابینا رو گرفتم ببرمش اونور خیابون، دو دیقه گذشت گفت:داداش نمیخوای حرکت کنی؟؟!!
گفتم 5 دیقه دیگه صبر کن یه نابینای دیگه بیاد حرکت میکنیم...
با عصاش افتاد دنبالم 😂
😆😂😂
حیف نوون استخدام راديولوژي ميشه،
مريض مياد جواب عكسشو بگيره،جعفر
ميگه قفسه سينت شكسته ولي با فتوشاپ درستش كردم،😎
دكتر هم نفهميد برو حالشو ببر!😎😂😂😂😂😅
😂 @chandch
آخرین باری که نظر من برای کسی مهم بود به سالها پیش برمیگرده...
.
.
.
.
.
ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻢ ﺍﺯﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺟﺎﺕُ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻨﺪﺍﺯﻡ ﯾﺎ ﺍﻭﻧﺠﺎ ؟!
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻢ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺍﻭﻧﺠﺎ 😐😐😐
😂 @chandch
از بدشانسيم همينو بگم كه چندشب پيش با چندتا بچه پولدار رفتيم بيرون شام!من يه نگاه به منو كردم وقيمتارو ديدم گفتم رژيم دارم فقط سالاد وآب ميخورم ،همه استيك خوردن و ...
اخربار يكيشون گفت همه مهمون من 😐😫😂
@chandch
یه سری ام بابام پارک ممنوع ماشینو پارک کرد بره جایی کار داشت که سریع بیاد به من گفت تو بشین پشت فرمون مامور اومد بگو الان حرکت میکنم
مامور اومد گفت گواهینامه لطفا
گفتم ندارم ماشینو بردن پارکینگ 😂😂
@chandch
بچه ها ی جمله یاد گرفتم
سنگیییییین
مهم نیست ک قشنگ نیستی
قشنگ این که مهم نیستی 😐😂
@chandch
بچه که بودیم امکان نداشت بخوریم زمین و این جمله رو ازمامانمون نشنویم
خدا رحم کرد سرت جایی نخورد!😑
بعدخودشون میزدن توسرمون!😂
😁
زنه تو سردخونه با بادبزن شوهر مرحومش رو باد میزد ،
مرد غسال متاثر شد گفت :
خواهر اون مرحوم دیگه گرما و سرما براش فرقی نمیکنه ، خودتو اذیت نکن ...
زنه گفت :
آخه خدا بیامرز بهم گفته بود ،
بزار کفنم خشک شه ،
بعد شوهر کن ...
بنظرت الان خشک شده دیگه؟😐😂
😁
یه آقای پاکستانی فالوم کرده، فکر کنم فهمیده امروز با داداشم دعوا کردم میخواد آشتیمون بده😁
😁