eitaa logo
چـاپـارکتـاب📚
578 دنبال‌کننده
612 عکس
78 ویدیو
21 فایل
﷽ ❀ السَّلامُ عَلَیک أَیتُهَا الطَّاهِرَةُ ❀ -معرفی کتاب خوب 📚 -تیکه کتاب 📖 - حالِ خوب ✨ -بجنورد📍 اگرم خواستی کتاب بخری میتونی رو من حساب کنی تخفیف هم میدم و با پست میاد دم خونه‌اتون..📫 اینجا بهم پیام بده👇🏻:) @it_mohammadi
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
••📚•• انسان، هنگامی انسان است که با تمام وجودش حرکت کند و با انتخاب خویش گام بردارد.. - مسئولیت و سازندگی | صفحه ۱۳۱. | @chaparketab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام به اعضای محترم کانال چاپار کتاب شما میتونید با خیال راحت از ما کتاب خرید کنید.✨😊 و میتونید عکس های رضایت مخاطب هامون رو در کانال تازه تاسیس شده امون مشاهده کنید◡◡ @rezayat_chaparketab همچنین رضایت خرید های آینده هم در این کانال بارگذاری خواهد شد🌱✨ و از اونجایی که بسته های کتاب با پست پیشتاز ارسال میشه، طولی نمیکشه که کتاب هاتون به دستتون برسه.‌. @chaparketab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
باید جامعه با کتاب📚 انس بگیرد. [۱۳۸۹/۲/۲۲]
•• استاد صد روایت از زندگی آیت الله سیدعلی قاضی🌱 _حدود بیست سال میشد که هوای چشم هایش را داشت؛ مبادا به نامحرم بیفتد. چشم ها دیگر عادت کرده بودند. هروقت نامحرمی می خواست وارد شود؛ چشم ها بسته میشدند.... @chaparketab࿐ ••
بدون نماز شب؟! اگر می شنید کسی به دنبال سلوک معنویت است ولی اهل نماز شب نیست خیلی تعجب می کرد یک جا برای شاگردانش نوشته بود: «اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مومنین از آن نیست. تعجب است از کسی که می خواهد به کمال برسد ولی برای نماز شب بیدار نمی شود ما نشنیدیم کسی بتواند به آن مقامات دست پیدا کند مگر به وسیله نماز شب» @chaparketab
چـاپـارکتـاب📚
•• استاد صد روایت از زندگی آیت الله سیدعلی قاضی🌱 _حدود بیست سال میشد که هوای چشم هایش را داشت؛ مبا
چه دنیا چه آخرت آنروز مقابل مدرسه ایستاده بودم. آقای قاضی را دیدم که دارد از دور می آید. به من که رسید، دستش را روی شانه ام گذاشت، به چشمانش نگاه کردم. یک دنیا محبت و دلسوزی در نگاهش موج میزد: «ای فرزند! دنیا میخواهی نماز شب بخوان آخرت میخواهی نماز شب بخوان» گفت و رفت @chaparketab
چـاپـارکتـاب📚
•• استاد صد روایت از زندگی آیت الله سیدعلی قاضی🌱 _حدود بیست سال میشد که هوای چشم هایش را داشت؛ مبا
یک بار سرم آمد! از فرط خجالت و شرمندگی حسابی سرخ و سفید شدم از دفعه بعد دیگر حواسم را جمع می‌کردم به مجلس روضه منزل آقای قاضی که میرفتم کفش هایم را می گذاشتم زیر بغلم و با خودم میبردم داخل. میترسیدم کفشم آنجا باشد و آقای قاضی که همیشه کنار در،روی زمین مینشست،کفش هایم را مثل کفش های بقیه دستمال بکشد و جفت کند. @chaparketab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا