••📚••
انسان، هنگامی انسان است که با
تمام وجودش حرکت کند
و با انتخاب خویش گام بردارد..
- مسئولیت و سازندگی | صفحه ۱۳۱.
#عین_صاد | #استاد_علی_صفایی_حائری
@chaparketab࿐
#اطلاع_رسانی
سلام به اعضای محترم کانال چاپار کتاب
شما میتونید با خیال راحت از ما کتاب خرید کنید.✨😊
و میتونید عکس های رضایت مخاطب هامون رو در کانال تازه تاسیس شده امون مشاهده کنید◡◡
@rezayat_chaparketab
همچنین رضایت خرید های آینده هم
در این کانال بارگذاری خواهد شد🌱✨
و از اونجایی که بسته های کتاب با پست پیشتاز ارسال میشه، طولی نمیکشه که کتاب هاتون به دستتون برسه..
@chaparketab࿐
••
استاد
صد روایت از زندگی آیت الله سیدعلی قاضی🌱
_حدود بیست سال میشد که
هوای چشم هایش را داشت؛
مبادا به نامحرم بیفتد.
چشم ها دیگر عادت کرده بودند.
هروقت نامحرمی می خواست وارد شود؛
چشم ها بسته میشدند....
@chaparketab࿐
••
بدون نماز شب؟!
اگر می شنید کسی به دنبال سلوک معنویت است
ولی اهل نماز شب نیست خیلی تعجب می کرد
یک جا برای شاگردانش نوشته بود:
«اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مومنین از آن نیست. تعجب است از کسی که می خواهد به کمال برسد ولی برای نماز شب بیدار نمی شود ما نشنیدیم کسی بتواند به آن مقامات دست پیدا کند مگر به وسیله نماز شب»
#علامه_سید_علی_قاضی
@chaparketab࿐
چـاپـارکتـاب📚
•• استاد صد روایت از زندگی آیت الله سیدعلی قاضی🌱 _حدود بیست سال میشد که هوای چشم هایش را داشت؛ مبا
چه دنیا چه آخرت
آنروز مقابل مدرسه ایستاده بودم.
آقای قاضی را دیدم که دارد از دور می آید.
به من که رسید، دستش را روی شانه ام گذاشت،
به چشمانش نگاه کردم.
یک دنیا محبت و دلسوزی در نگاهش موج میزد:
«ای فرزند! دنیا میخواهی نماز شب بخوان
آخرت میخواهی نماز شب بخوان»
گفت و رفت
#علامه_سید_علی_قاضی
@chaparketab࿐
چـاپـارکتـاب📚
•• استاد صد روایت از زندگی آیت الله سیدعلی قاضی🌱 _حدود بیست سال میشد که هوای چشم هایش را داشت؛ مبا
یک بار سرم آمد!
از فرط خجالت و شرمندگی حسابی سرخ و سفید شدم
از دفعه بعد دیگر حواسم را جمع میکردم
به مجلس روضه منزل آقای قاضی که میرفتم
کفش هایم را می گذاشتم زیر بغلم و با خودم میبردم داخل.
میترسیدم کفشم آنجا باشد و آقای قاضی که همیشه کنار در،روی زمین مینشست،کفش هایم را مثل کفش های بقیه دستمال بکشد و جفت کند.
#علامه_سید_علی_قاضی
@chaparketab࿐