هدایت شده از ᵀᵉʳᵃᵇⁱᵗʰⁱᵃ ᵀʳᵃⁱⁿ
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلاام دوباره
پاشید برید کیمیاگر بخونید که...اره
بنده اسم کتاب رو فراوان جاها شنیده بودم نه خیلی ولی خب. و اون روز به صورت خیلی خیلی شانسی داخل کتابخونه پیداش کردوم.
وقتی مقدمه کتاب رو خوندم حس کردم قراره با یه کتاب روانشناسی مواجه بشم که یه سری چیز میزارو توضیح داده و من دوباره قرار نیست بتونم با کتاب خو بگیرم.
ولی وقتی خط اول رو خوندم از تعجب شاخ در آوردم؛ چون کتاب یه داستانه.
نویسنده قلم روون و دوست داشتنی ای داره و میتونم بگم زیباترین جملات رو به قالبی در آورده که اصلا خیلی خفنه.
هنوز موفق به تموم کردنش نشدم( بخدا اگه بزارن من تا الان ده تا کتاب خونده بودم حتی مال اونی که امروز داد دستم گفت به جای من فردا پس بده. ولی درس و کار که ول کن نیست)
داشتم میگفتم داستان راجب پسریه که قصد داره دنیارو سفر کنه و بگرده و چوپانه. دو شب یه خواب رو پشت سرهم میبینه و بعدش کنجکاو میشه که بدونه معنیش چیه و بهش میگن تو اهرام مصر یه گنج مخفیه که تو قراره بری درش بیاری و.... ادامه دارد.
اولش مسخره اومد به نظرم ولی الان هرچی جلوتر میره کنجکاو و کنجکاو تر شدم طوری که تو خواب یه چیز کوچیکی ازش دیدم و داشتم حرص پسره رو میخوردم😂
درکل میتونم بگم کتاب جالب و خفنیه برید بخونید و فقط نخونید از کتابا یاد بگیرید.
در میان قفسه های کتابخانه
هیچ چیز غیرممکن نیست؛ تنها کافیست که به رویاهایت باور داشته باشی و با تلاش و پشتکار به سمت آنها پیش
برای کسی دل به دریا بزنید؛ که همسفر بخواهد ، نه قایق!
یوهان گوته
در میان قفسه های کتابخانه
برای کسی دل به دریا بزنید؛ که همسفر بخواهد ، نه قایق! یوهان گوته
بهخاطر چیزی ایستادگی کنید، در غیر اینصورت بهخاطر هیچ سقوط میکنید.
ریچارد استالمن