چاپشلو خبر
در سامانه خدمات الکترونیک برق استان هیچ گونه خاموشی برنامه ریزی شده برای چاپشلو ثبت نشده است. اما ش
#مطالبه_گری
بازهم مثل همیشه اینرنت و حتی آنتن دهی ایرانسل متاسفانه با قطعی برق به مشکل خورد و عملا از دسترس خارج شده است.
لطفا مسولین مربوطه پیگیری کنند.
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
#داستانهای خوب برای مردمان خوب
"از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو"
در زمان قدیم ، زنی ازدواج کرد ...
در روز اول ازدواج، جهت خوردن ناهار با خانواده شوهر دور هم جمع شدند.
مرد سهم بیشتری از غذا را با احترام خاص به همسرش و به مادر خودش سهم ناچیزی از غذا داد، بدون هیچ احترامی!!
در این لحظه عروس که "شخصیت اصیل و با حکمتی داشت،" وقتی این صحنه را دید درخواست طلاق کرد و گفت:
شخصیت اصیل در ذات هست و نمی خواهم از تو فرزندی داشته باشم که بعدها فرزندانم رفتاری چون تو با مادرت، با من داشته باشند و مورد اهانت قرار بگیرم!
""متاسفانه بعضی از زنان وقتی شوهرانشان آنها را ترجیح می دهند، فکر می کنند بر مادر شوهر پیروز شدند.!!"
عروس با تدبیر همان روز طلاق گرفت و مدتی بعد با همسری که به مادر خودش احترام میگذاشت ازدواج کرد و بعد از سالها صاحب فرزندانی شد ...
یک روز با فرزندانش عزم مسافرت کرد، با فرزندانی که بزرگ شده بودند و به مادرشان بسیار احترام می گذاشتند.
در مسیر به کاروانی برخوردند، پیرمردی پابرهنه پشت سر کاروان راه می رفت و هیچ کس به او اعتنایی نمی کرد.!
مادر به فرزندانش گفت: آن پیرمرد را بیاورید.
وقتی او را آوردند مادر، همسر سابقش را شناخت به او گفت:
چرا هیچ کس به تو اعتنا و کمکی نمی کند؟!
آنها کی هستند؟!
گفت: فرزندانم هستند ...
گفت : من رامی شناسی؟
پیرمرد گفت: نه
زن با حکمت گفت: من همان همسر سابقت هستم و قبلا گفتم که اصالت در ذات هست ...
"همانگونه که می کاری درو خواهی کرد..."
به فرزندان من نگاه کن!
چقدر به من احترام می گذارند ...
حالا به خودت و فرزندانت نگاه کن،
چون تو به مادرت اهانت کردی، این جزای کارهای خودت هست ...
زن با تدبیر به فرزندانش گفت: "کمکش کنید برای خدا..."
* بدانیم؛ فرزندانمان همانگونه با ما رفتار خواهند کرد که ما با پدر و مادر خود رفتار میکنیم.!*
🌹🌹امیرارسلان یاناری 🌹🌹
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
🔽جدول هفته چهاردهم لیگ برتر پس از پایان دو مسابقه
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
﷽
✨ اَللّهُمَّصَلِّعَلیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفرجهمَ ✨
🌱🌸سلام صبح بخیر 🌸🌱
✨جمعه✨
💫 ۷ دی ۱۴۰۳
💫 ۲۵ جمادی الثانی ۱۴۴۶
💫 ۲۷ دسامبر ۲۰۲۴
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
#پیام_تسلیت
انا لله و انا الیه راجعون
بانهایت تاسف درگذشت مرحومه مغفوره شادروان معصومه سعادتی را به اطلاع اقوام و دوستان و آشنایان میرسانیم ضمنا مراسم تشییع و خاکسپاری ان مرحوم راس ساعت 14:00 ( دو) عصر مورخه جمعه 7 دی ماه 1403از درب منزل ان مرحوم در شهر چاپشلو برگزار میگردد
ازطرف خانواده مرحوم
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
371K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
9 ترفند پزشکی
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
#پیام_تسلیت
انا لله و انا الیه راجعون
بانهایت تاسف درگذشت مرحومه مغفوره شادروان زینل علی محمدی را به اطلاع اقوام و دوستان و آشنایان میرسانیم ضمنا مراسم قرآن خوانی و قرائت فاتحه ان مرحوم راس ساعت 14:00 ( دو) تا 16:00 عصر مورخه شنبه دی ماه 1403 مسجد صاحب الزمان چاپشلو ان مرحوم در شهر چاپشلو برگزار میگردد
ازطرف خانواده مرحوم
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
#داستانهای خوب برای مردمان خوب
یک روز صبح سرد در سرمای شدید مونیخ المان
من کودکی 8 ساله بودم لباس هایم هم انقدر گرم نبود که بتوانم تحمل کنم.
خانه مان هم که یک اتاق کوچک بود
منو خواهر و برادر و مادرم زندگی میکردیم.
من برادر بزرگتر بودم.
مادرم از سرطان سینه رنج میبرد
تا اینکه انروز صبح نفس کشیدنش کم شد.
اشک در چشمانش جمع شد.
نمیدانست با ما چه کند.
سه کودک زیر 9 سال که نه پدر دارند نه فامیل.
مادرشان هم، هم اکنون رو به مرگ است.
دم گوشم به من چیزی گفت...
او گفت که :
تو باید از برادرو خواهرت مراقبت کنی....!
من که هشت سال بیشتر نداشت.
قطره اشکم ریخت روی صورت مادرم.
سریع بلند شدم تا پزشکی بیاورم.
نزدیک ترین درمانگاه به خانه من،
درمانگاهی بود که پزشکانش یهودی بودند.
رفتم التماسشان کردم.
میخندیدن و میگفتند :
به پدرت بگو بیاید تا یک پزشک با خود ببرد.
آنقدر التماس کردم آنقدر گریه کردم که تمام صورتم قرمز بود اما هیچکس دلش برای من نسوخت.
چند دارو که نمیدانستم چیست از ان جا دزدیدم و دویدم.
آنها هم دنبال من دویدند.
وقتی رسیدم به خانه برادرم و خواهرم گریه میکردند.
دستانم لرزید و برادر کوچک گفت :
مادر نفس نمیکشد آدلف.....!
شل شدم داروها افتاد ارام ارام به سمتش رفتم وقتی صورت نازنینش را لمس کردم انفدر سرد شده بود که دیگر کار از کار گذشته بود...
☠💀☠💀☠
یهودیان وارد خانه شدند و مرا به زندان کودکان بردند.
انقدر مرا زدند که دیگر خون بالا میاوردم.
وقتی بعد چند روز ازاد شدم دیدم خواهر و برادر کوچکم نزد همسایه ما هست.
همسایه مادرم را خاک کرده بود.
دیگر هیچ چیز برای از دست دادن نداشتم.
کارم شب و روز درس خواند و گدایی کردن بود چه زمستان چه بهار چه...
😞😔😞
وقتی رهبر المان شدم اولین جایی را که با خاک یکسان کردم همان درمانگاه مونیخ بود.
سنشان بالا رفته بود و مرا نمیشناختند.
اما هم اکنون من رهبر کشور المان بودم.
التماسم میکردند.
دستور دادم زمین را بکنند و هر 6 نفر را درون چاله با دست و پای بسته بیاندازند و چاله را پر کنند...
تمنا میکردند و میگفتند ما زن و بچه داریم.
آن قدر بالای چاله ی پر شده ماندم تا درون خاک نفسشان بریده شود و این شدو شروع کشتار یهودیان و.....
💣💣💣💣💣
🖋آدلف هیتلر
📚خاطرات کودکی نبرد من 1945
🌹🌹امیر ارسلان یاناری🌹🌹
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
جناب آقای مهدی شعبانی
با سلام و احترام
بدین وسیله صمیمانهترین تبریکات خود را به مناسبت ارائه مقاله برتر شما در دومین همایش بین المللی گوهر سنگ در دانشگاه فردوسی ابراز میدارم. این موفقیت بزرگ، نشان از تلاش و پشتکار شما در حوزه تحقیق و علم است و بدون شک، زحمات شما در این مسیر به ثمر نشسته است.
امیدوارم که این دستاورد، آغازگر مسیرهای جدید و موفقیتهای بیشتری در آینده باشد. برای شما آرزوی موفقیتهای روزافزون دارم و امیدوارم همواره در تمامی زمینهها به قلههای بالاتر دست یابید.
با بهترین آرزوها
از طرف خانواده و جمعی از دوستان
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
﷽
✨یا رب العالمین✨
🌱🌸 سلام صبح بخیر 🌸🌱
✨شنبه✨
💫 ۸ دی ۱۴۰۳
💫 ۲۶ جمادی الثانی ۱۴۴۶
💫 ۲۸ دسامبر ۲۰۲۴
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo