#حرف_مردم
واقعا این چه وضعشه؟
شما پدرومادری که بچه تو ول میکنی تو خیابون ترقه بازی میکنه یک اتفاق برای یکفرد بیفته
خودت پاسخگو هستی؟؟
ارامش و اسایش از دست بچههاتون برای مردم نمونده
حتما باید یک اتفاقی بیفته که جلوی بچههاتون رو جمع کنین
هر شب میرن بالای کوچه امامرضا ۱۵ اتیش بازی و هزارتا کار دیگه
ساکنین این کوچه چه گناهی دارن که از دست بچه های شما ارامش ندارن
سر این کوچه یک سوپر مارکت هست،یک میوه فروشی هست
اگه یک دونه از ترقه ها داخل این مغازه ها بیفته کی پاسخگو هست؟؟
دفعه بعدی برخورد خیلی جدیتری با این بچه ها که تربیت خانوادگی درستی ندارن میشه
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
تودیع و معارفه رئیس پاسگاه کپکان با حضور فرمانده نیروی انتظامی شهرستان و هیت همراه و فرمانده حوزه عمار میانکوه و شورای های اسلامی و دهیاران میانکو برگزار شد و تقدیر تشکر شوراها و دهیاران میانکوه از جناب محمد نژاد و خوشامد گویی به رئیس پاسگاه جدید جناب امان نژاد انجام پذیرفت
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
📿اوقات شرعی سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۳به افق درگز (احتیاط یک تا دو دقیقهای لحاظ شود)
🌱وقت دعا ما رو هم به خاطر داشته باشید🌱
یاحق
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
﷽
✨ یا ارحم الراحمین ✨
ای مهربانترین مهربانان
🌱🌸 سلام صبح بخیر 🌸🌱
✨سه شنبه✨
💫 ۲۸ اسفند ۱۴۰۳
💫 ۱۷ رمضان ۱۴۴۶
💫 ۱۸ مارس ۲۰۲۵
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
اطلاعیه آموزشی
قابل توجه کشاورزان و باغداران شهرستان درگز
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
🔸تردد خودروهای سنگین در جادههای خراسان رضوی ممنوع شد
میشمست، رییس پلیس راه خراسان رضوی:
🔹 تردد انواع خودروهای سنگین به جز خودروهای حامل مواد سوختی و فاسدشدنی در جاده های استان از امروز ۲۸ اسفند ماه ممنوع است.
🔹این ممنوعیت تا چهارم فرودین ماه سال آینده ادامه دارد.
🔹 ۱۸۰ تیم گشتی پلیس راه از ۲۵ اسفند ماه تا ۱۵ فروردین سال آینده در جادههای استان در حال آماده باش هستند تا مسافران سفر بیخطری داشته باشند.
🔹 ۸۰۰ دستگاه وسیله نقلیه حادثه ساز طی ۲۴ ساعت گذشته (۲۷ اسفند) در جاده های استان خراسان رضوی توقیف و به پارکینگ منتقل شد./ایرنا
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
#اطلاعیه
بسم الله الرحمن الرحیم
انا انزلناه فی لیله قدر
باسلام احترام خدمت مردم شریف چاپشلو ضمن آرزوی قبولی طاعات وعبادات به اطلاع عموم مردم مومن وخداجو شهر چاپشلو می رساند که مراسم معنوی لیالی قدر از ساعت ۸شب بازمزمه دعای جوشن کبیره ومراسم احیا قرآن بسردر مسجد جامع برگزار خواهد شد لذا از تمامی خواهران وبرادران دینی دعوت می شود دراین مراسم روحانی شرکت فرمایید باتشکر هیئت امنای مساجد شهر وروحانی بخش
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
نابرده رنج گنج میسرنمیشود
مزدان گرفت که جان برادرکه کارکرد. مهندس اکبرصفری انتصاب شمابعنوان ریاست اداره فرهنگ آموزش وپرورش مایه مباهات وسربلندی خطه شهیدپرورچاپشلوونشان ازلیاقت وشایستگی وتوانمندی شماست که امیدواریم درسمت جدیدوخدمت به دانش وتوانمندی فرزندان شهرستان ونظام مقدس جمهوری اسلامی موفق پیروزباشیدواین حسن وانتخاب راتبریک عرض مینمایم محمدی
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
#داستانهای خوب برای مردمان خوب
ویترین مغازه کفش فروشی ایستاده بود
قیمتها را میخواند و با پولی که جمع کرده بود مقایسه میکرد تا چشمش به آن کفش نارنجی که یک گل بزرگ نارنجی هم روی آن بود، افتاد....
بعد از آن دیگر کفشها را نگاه نکرد ، قیمتش صد تومان از پولی که او داشت بیشتر بود.
آنشب به پدرش گفت که میخواهد کفش بخرد و صد تومان کم دارد...
بعد از شام پدرش دو تا اسکناس پنجاه تومانی به او داد و گفت: فردا برو بخر ، تا صبح خواب کفش نارنجی را دید که با یک دامن نارنجی پوشیده بود و میرقصید و زیباترین دختر دنیا شده است ، فردا بعد از مدرسه با مادرش به مغازه کفش فروشی رفت ، مادر تا کفش نارنجی را دید ، اخمهایش را درهم کشید و گفت : دخترم تو دیگه بزرگ شده ای برای تو زشته و با اجبار برایش یک جفت کفش قهوه ای خرید .
شش سال بعد وقتی که هجده سالش بود ، با نامزدش به خرید رفته بودند ، کفش نارنجی زیبایی با پاشنه بلند پشت ویترین یک مغازه بود ، دلش برای کفشها پر کشید ، به نامزدش گفت:چه کفش قشنگی اینو بخریم؟ نامزدش خنده ای کرد و گفت:خیلی رنگش جلفه ، برای یه خانم متاهل زشته.
فقط لبهای شیرین خندید.
دو سال بعد پسرش به دنیا آمد...
بیست و هفت سال به سرعت گذشت ، دیگر زمانه عوض شده بود و پوشیدن کفش نارنجی نه جلف بود و نه زشت. یک روز که با شوهرش در حال قدم زدن بودند ، برای هزارمین بار ، کفش نارنجی اسپرت زیبایی پشت ویترین مغازه ، دلش را برد. به شوهرش گفت: بریم این کفش نارنجی رو بپوشم ببینم تو پام چه جوریه. شوهرش اخمی کرد و گفت: با این کفش روت میشه بری خونه مادرزن پسرمون! این بار حتی لبهای شرین هم نتوانست بخندد !
بیست سال دیگر هم گذشت، در تمام جشن تولدهای نوه اش که دختری زیبا ،شبیه به خودش بود ، علاوه بر کادو یک کفش نارنجی هم میخرید. این را تمام فامیل میدانستند و هر کس علتش را می پرسید او میخندید و می گفت:
کفش نارنجی شانس میاره. آن شب، در جشن تولد بیست و سه سالگی نوه اش، در میان کادوها، یک کفش نارنجی دیگر هم بود...
پسرش در حالیکه کفشها را جلوی پای شیرین گذاشت، گفت:مامان برات کفش نارنجی خریدم که شانس میاره....
بالاخره در سن هفتاد سالگی, کفش نارنجی پوشید، دلش میخواست بخندد اما گریه امانش نمیداد. در یک آن به سن دوازده سالگی برگشت، پشت ویترین مغازه کفش فروشی ایستاد و پنجاه و هشت سال جوان شد...
نوه اش او را بوسید و گفت:مامان بزرگ چقدر به پات میاد.
آن شب خواب دید که جوان شده کفشهای نارنجی اش را پوشیده و در عروسی نوه اش میرقصد.
وقتی از خواب بیدار شد و کفشهای نارنجی را روی میز کنار تخت دید با خودش گفت:امروز برای خودم یک دامن نارنجی میخرم ...
دوستان عزیز، همین امروز کفش هاى نارنجى زندگیتان را بخرید، تاهفتاد سالگى صبر نکنید،
این زندگى مال شماست
🌹🌹امیرارسلان یاناری 🌹🌹
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo