نه دستاش رو گرفتم
نه بغلش کردم نه حتی بوسیدمش
من فقط از دور دوستش داشتم و عشق من به اون معصوم ترین عشق تاریخ بود ...**
از دیدنش با دیگری کشنده تر
این بود که فهمیدم اگر بخواهد
استاد عاشقیست ...**
اما عزیزِ من،آدم میتواند بلند ترین خنده ها را داشته باشد و هم زمان دلش از اندوه لبریز باشد.
[ ناراحت که نشدی ؟ ] ، سوالی که طرف بعد اینکه تیرو تا ته فرو برده تو قلبت ، ازت میپرسه .
راجبش فکر میکنم، غصه میخورم، مرز فروپاشی روانی رو رد میکنم، در نهایت همه چی رو قبول میکنم و میگم دیگه مهم نیست ولی دوباره چند ساعت بعد راجبش فکر میکنم غصه میخورم، و این روند هی ادامه پیدا میکنه.
گاهی دوستَت دارم..
گاهی دوستترت ؛
میانگین را که بگیری ، برایت جان میدهم..
-اگر مرگم فرا رسیدو ما همدیگر را ندیدیم
فراموش نکن ک من قبل مرگم دیدار تورا بسیار آرزو کردم:)