⭕️به تو افتخار میکنم مَرد
🔹طرفداران دکتر جلیلی در فضای مجازی با انتشار این عکس نوشته، نسبت به حواشی ایجاد شده پس از انتخابات توسط یک جریان خاص، واکنش نشان دادند و از رای خود دفاع کردند.
✅@Jalili_saeed
📸 حسینی، معاون پارلمانی سابق شهید رئیسی: اگر واقعا شاخص های گزینش وزرا و معاونان رئیسجمهور این ۱۸ بند باشد می توان امیدوار بود که دولت اقای دکتر پزشکیان توفیق نسبی برای خدمت به ملت و پیشرفت ایران را داشته باشد.
🇮🇷 اخبار مجلس شورای اسلامی
https://eitaa.com/joinchat/2884370684C177c1422e0
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📍شبهه
❓دین اسلام که دنیای پیروانش را خراب کرده چگونه آخرتشان را آباد میکند؟!
📣پاسخاستادمحمدی
🚨بهکانال شهرپاسخ بپیوندید
🆔 @pasokhcity
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖همه خوبن، دوقطبی نکنید!
خطّی که معاویه ترویج میکرد...
☫) جـَهِشــ ایران 🕋 |@jahesh_iran1404
8.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆توهین روحانی (شیطان مسجم و کذاب اعتدالی ) به شهید رئیسی عزیز و پاسخ درخور آن را ببینید.
دستورالعمل ۱۸ بندی عالیجناب
«پزشکیان نهجالبلاغهشناس»
برای گزینش وزرای دولت
☝️از پیامهای وارده☝️
👌 و اما صاحب نهجالبلاغه:
👈 «انّ شرّ وُزَرائك مَن كان للاشرار قبلك وزيراً و من شركهم في الآثام فلايكونن لك بطانه فانهم اعوان الآثمه و اخوان الظلمه ... ثم ليكن آثرهم عندك اقولهم بمرّ الحق لك و اقلهم مساعده فيما يكون منك مما كره الله لاوليائه واقعاً ذلك من هواك حيث وقع و الصق باهل الورع و الصدق ثم رضهم علي الا يطروك و لايبجحوك بباطل لم تفعله فان كثره الاطراء تحدث الزهو و تدني من العزه»
اميرالمؤمنين علی(ع) فرمودند:
همانا بدترين وزيران تو كسی است كه قبل از تو برای اشرار وزير بوده
(و حال آنکه)؛
+ طاغوتی و ظلمپيشه و گناهكار نباشند.
+ ياران و وزراء تو در بيان حق گوياترند
+ در كارهای زشت تو را همراهی نمیكنند
+ زاهد و راستگويند
+ از تملق و ثناگوئی ناحق دوری میكنند.
👈 «ثم انظر في امور عمالك ... و توخ منهم اهل التجربه و الحياء من اهل البيوتات الصالحه و القدم في الاسلام المتقدمه فانهم اكرم اخلافاً و اصح اعراضاً و اقل في المطامع اشرافاً و ابلغ في عواقب الامور نظراً »
حضرت در باره «انتخاب ياران و همكاران» توصيه فرمودند:
۱) با تجربه و آزموده باشند،
۲) نجابت و پاكدامنی داشته و از عفت و صيانت نفس برخوردار باشند،
۳) دارای اصالت خانوادگی (از خاندانهای صالح) باشند،
۴) حسن سابقه و پيشگامی در اسلام داشته باشند،
۵) از دورانديشی و ژرفنگری برخوردار باشند،
۶) نظر چندانی به مطامع مادی نداشته باشند.
(نهجالبلاغه/ نامه ۵۳)
صفحات مجازی حسینی منتظر:
💠
🆔 @chelcheraaqHM
🎲
هماندیشی چلچراغ معارف
🙏
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❌☝️مگه همتون انگشت نزدید؟!
🔹اتمام حجت با طرفدارای پزشکیان...
💎 کانال #طنز_سیاسی_و_اجتماعی😎👇
https://eitaa.com/joinchat/3996188889C03027d4cf9
9.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
روشنگری عاشورای آقای رحیم پورازغدی...
ملتی که تاریخ نداند محکوم به تکرار است
خیلی قابل تامل هستش !!!!
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
خیلی تفاسیر میشه بهش داشت !!!
۷ مرداد؛ مراسم اعطای حکم رئیسجمهور چهاردهم توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی
🔰 مراسم تنفیذ و اعطای حکم چهاردهمین دورهی ریاست جمهوری اسلامی ایران و آغاز بهکار رسمی رئیس جمهور منتخب، یکشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۳ با حضور رهبر انقلاب اسلامی و جمعی از مسئولان و کارگزاران نظام در حسینیهی امام خمینی(ره) برگزار میشود.
🇮🇷 #همه_باهم_برای_ایران
@dr_pezeshkian_ir
.
♻️ داستان نسبت ما با دولت پزشکیان
🔰 حمید رسایی: بعد از مراحل قانونی تنفیذ و تحلیف، پزشکیان را رییس جمهور میدانم و حتما در تصمیماتش که منافع ملی و ارزشهای دینی و انقلابی ما را تقویت کند از او حمایت خواهم کرد، همانطور که در این داستان آمده:
پرسیدم شما برای حزب چه کار میکردید؟
گفت: مشورت میدادم. ولی یک کمیته مالی هم درست کردم و برای انتخابات پول جمع میکردم.
گفتم: اگر محرمانه نیست، چقدر پول جمع کردید؟
گفت من خودم @1.200.000 فرانک دادم و از دوستانم هم پول گرفتم، جمعاً 43.000.000 فرانک به حزب دادم.
پرسیدم: چند درصد به پیروزی امید دارید؟
گفت: صددرصد!
گفتم: حزب سوسیالیست چندین دهه است که برنده انتخابات نشده.
گفت: درسته اما فرانسوا میتران هم رقیب سرسختی است...
دو شب بعد، فرانسوا میتران برنده انتخابات و رییس جمهور منتخب فرانسه اعلام شد. سوسیالیستها، کمونیستها و کلاً چپیها به خیابانها ریخته بودند و شادی میکردند. شادی عظیم؛ میدان باستیل غلغله بود. رگباری شدید و رعد و برقی بینظیر پاریس را در بر گرفته بود.
من برای تماشا رفته بودم. خیس آب بودم که به پای آسانسور رسیدم.
موسیو "پیر دِسپاکس" با چشمی اشکبار پای آسانسور بود.
گفت برو لباست را عوض کن و به آپارتمان من بیا.
همین کار را کردم.
پیرمرد مثل اینکه جوانی را از دست داده باشد، بخاطر شکست حزبش گریه میکرد. میگفت: منافع ملیما در خطر است.
او میگفت: در ظرف چند ماه، سرمایهها از فرانسه فرار خواهند کرد.
سرمایهدارها سرمایههایشان را از کشور خارج میکنند و اقتصاد فرانسه مختل میشود.
من ۳۵ سال داشتم و او ۸۵ سال.
سال ۱۳۶۱ بود و من خودم نگران وضعیت کشورم.
صحبت را عوض کردم و حال بچهها و نوههایش را پرسیدم.
چند ماهی گذشت و فرانسوا میتران در کاخ الیزه بود.
عراق به ایران حمله کرده بود.
یکی از نتایج این جنگ، گرانی قیمت نفت بود.
نفت از بشکهای ۷دلار به بیش از ۳۰دلار رسیده بود.
فرانسوا میتران در تلویزیون به عنوان رییس جمهور با مردم صحبت کرد.
گفت: به علت گرانی نفت، فرانسه با مشکلات اقتصادی روبرو خواهد شد.
او گفت: من نه دستور میدهم و نه بخشنامه میکنم، فقط پیشنهاد میدهم...
پیشنهادش چه بود؟
قانون فرانسه اجازه میداد که درجه حرارت ساختمانها در زمستان ۲۱ درجه باشد.
میتران گفت: اگر به جای ۲۱+ درجه، شوفاژها را روی ۱۸+ درجه تنظیم کنید، حدود سه میلیارد فرانک صرفهجویی انرژی خواهیم داشت.
چندروز بعد، رفتم از موسیو دسپاکس خبری بگیرم.
زمستان بود و سرما.
موسیو در آپارتمانش را باز کرد.
دیدم پالتویی پوشیده و کلاهی بر سر گذاشته است؛ داخل آپارتمان موسیو دسپاکس شدم؛ هوا سرد بود.
پرسیدم: پس چرا اینقدر لباس پوشیدهاید و کلاه به سر دارید؟
گفت: رییس جمهور چندروز قبل پیشنهاد داد که درجه حرارت را از ۲۱+ به ۱۸+ کاهش دهیم.
گفتم: شما که با فرانسوا میتران مخالف بودید؛ از پیروزی او ناراحت شدید؛ آنقدر ناراحت شدید که گریه میکردید!
گفت: "موسیو پاپلی" از روزیکه او رییسجمهور شده، رییسجمهور همه فرانسه و همه ملت فرانسه است! من از نظر حزبی با او مخالفم، ولی او رئیسجمهور من است! من حرف او را به عنوان رییسجمهور کشورم قبول دارم. ما برای منافع ملی فرانسه، همه باید با او همکاری کنیم.
همه حزبما هم با او همکاری دارند.
البته ما در مجالس با حزب سوسیالیست مخالفت میکنیم، ولی هر کجا پای منافع ملی باشد، همه یکی هستیم. در کارهای روزمره هم، او رییسجمهور ماست.
من در گوشهای از اتاق موسیو دسپاکس نشسته بودم، در فکر فرو رفتم و سردم هم شده بود، دیدم که دماسنج آپارتمان درست بالای سر شوفاژ است؛ شوفاژ آن طرف اتاق بود.
گفتم: موسیو دسپاکس، دماسنج بالای شوفاژ است، وقتی درجه حرارت بالای شوفاژ، ۱۸+درجه باشد، این گوشه اتاق حتماً ۱۵+درجه است؛ پس باید جای دماسنج را عوض کنید! لااقل آن را به دیوار وسط اتاق بگذارید!
موسیو دسپاکس فکری کرد و گفت: منکه خود را گول نمیزنم! پارسال هم دماسنج بالای سر شوفاژ بود. پارسال اتاق را با همین دماسنج ۲۱+درجه تنظیم کردم و امسال با حرف رییس جمهور با ۱۸+درجه.
جای دماسنج را هم عوض نمیکنم!
من در حیرت بودم؛ مردی ۸۵ سالهای که 1.200.000فرانک برای شکست فرانسوا میتران داده بود، حالا خود را در پالتو پیچیده بود تا حرف همین فرانسوا میتران را به عنوان رییسجمهور عملی کند!
مردی که ماهیانه دههاهزار فرانک در مزرعه و سهام درآمد داشت، میخواست ماهیانه 60فرانک در فاکتور شوفاژخانه صرفهجویی کند تا منافع ملیاش حفظ شود!
شاید من بهترین درس دکترایم را در پاریس در اتاق موسیو دِسپاکس گرفتم، نه از دانشگاه سوربن!
رییس جمهور منتخب، ولو از حزب مخالف، رییس جمهور همه ملت و کشور ماست.
✍(از کتاب خاطرات دکتر پاپلی یزدی- جغرافیدان)
🔺عضو کانال حمید رسایی شوید🔻
eitaa.com/joinchat/389677056C798a6dc5a1
* #امام_حسین #امام_زمان #تشرف
🔻داستان تشرف یکی از علمای اصفهان؛ بسیار زیبا و نکته دار...
علی رغم طولانی بودن مطالعه آن را از دست ندهید:
🔹حدود هشتاد سال پیش برای یکی از علمای اصفهان که از سادات خیلی اصیل هم هستند تشرفی پیش آمده بود که خیلی جالب است.
🔸ايشان جوان بوده و سوار الاغ مى شده و اطراف اصفهان تبلیغ مى رفته و روضه مى خوانده است. دهه اول محرم بوده، به يكى از روستاهای اطراف مى رود و منبرش را می رود. آن روز برف سنگينى مى آمده است.
🔹وقتى اين روضه تمام مى شود بايد به يك روستای ديگر با فاصله مثلاً يك فرسخ برود. سوار الاغ که مى شود برود، يكى از اهالى اين آبادى مى آيد و مى گويد:« آقا سيد تو راه گرگ و حيوانات درنده هستند مى خواهید يكى، دو نفر همراهتان بفرستيم؟
🔸ايشان مى گويد: مى روم مشكلى نداره» و قبول نمی کند همراهی بیاید.
نقل می کند عباى زمستانيم را به سر كشيدم و سوار بر الاغ شدم و رفتم. برف سنگينى مى آمد. برف سنگينى هم به زمين نشسته بود. مى گويد مقدارى كه آمدم احساس کردم، گويا يك سوارِ ديگر از پشت سر من، دارد مى آيد.
🔹منتهى از بس برف سنگين بود، حوصله نكردم سرم را بیرون بیاورم و ببينم کیست. حدس زدم یه نفر از روستا آخرش آمده مراقب من باشد.
🔸بعد آن آقا كه پشت سر من مى آمد گفت:« آ سيد مصطفى سلامٌ عليكم».
🔹گفتم:« سلام عليكم» .
🔸گفت: «مسئلةٌ»(یعنی سوالی داشتم؟)
🔹گفتم:« بفرماييد».
🔸گفت:« آيا در روز عاشورا دشمن بر جسد حضرت سيدالشهداء اسب تاخت؟
🔹گفتم:« بله من در تاريخ خوانده ام كه چنین کاری کرده اند.
🔸آن آقا گفتند:« و اسب ها هم بر بدن رفتند؟»
🔹گفتم: «بله در تاريخ هست كه اسب ها هم بر بدن رفتند.»
🔸مدتى گذشت و يك خورده جلوتر آمديم. بازآن آقا گفتند:« آسيد مصطفى! آيا متوكل عباسی خواست قبر حضرت سيدالشهداء (علیه السلام) را، منهدم كند؟»
🔹گفتم: بله سعى كرد كه از بين ببرد».
🔸گفت:« گاوها را فرستاد كه قبر را شخم بزنند و مساوى كنند؟»
🔹گفتم:« من در تاريخ خوانده ام كه فرستادند اما گاوها نرفتند».
🔸گفت« چطور؟ اسب كه حيوان نجيب و خوش فهمى است و در عالم خودش بيش از گاو متوجه می شود، اما بر جسد و بدن مبارك حضرت سيدالشهداء (علیه السلام) رفت ولى آن گاوها حتى بر قبر مطهر هم نرفتند و شخم نزدنند و قبر را از بين نبرند؟!»
🔹آقا سید می گوید من به فکر رفتم که عجب سوالى شد! اين از محدوده توانائى فکری اين آبادى و اين منطقه بيرون است! داشتم به جوابش هم فكر مى كردم. گويا حس كردم از همان پشت سر نورى به دلم افتاد و جوابی برای این سوال به نظرم آمد.
🔸گفتم:« البته اين قضيه يك جوابى دارد».
🔹گفتند:« چى هست؟»
🔸گفتم:« روز عاشورا حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) خواسته بودند كه هر چه دارند را براى خدا بدهند حتى اين يك مشت استخوان را گذاشتند وسط و خودشان اجازه دادند و خودشان خواسته بودند كه اسب بر بدن مبارکشان برود. خود حضرت خواستند هر چه داشتند را در راه خدا داده باشند.
اما در جريان متوكل، اينها مى خواستند آثار حضرت را از بين ببرند.
🔹نظر امام حسین (علیه السلام) بر از بين رفتن آثارشان نبود، از اول خود حضرت مى خواستند، آثارشان محفوظ بماند تا مردم به اين وسيله بهره ببرند و مقرّب به خدا شوند».
🔸آن آقا كه پشت سر بود، فرمود:« درست است.»
🔹آقا سید مصطفی می گوید: بعد پشت سرم را نگاه كردم ديدم هيچ كسى نيست حتى جاى پائى غير از همين مسيرى كه من آمده ام، نيست.