eitaa logo
حیفه نبینی/یک از هزاران
159 دنبال‌کننده
9.4هزار عکس
9.4هزار ویدیو
29 فایل
کرسی آزاداندیشی پیرامون مسائل روز ملت ایران و امت اسلام با ارائه مطالب دینی و سیاسی عنوان اولیه کانال؛ «چلچراغ معارف و احکام حم» است. (حم/HM = حسینی منتظر) @chelcheraaqHM در ادامه، ممکنست عنوان یا عکس پروفایل آن، تغییر کند اما نشانی آن، ثابت خواهد ماند!
مشاهده در ایتا
دانلود
15.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 این فیلم زیرخاکی ، مصداقی از مصادیق بیشمار حمایت تمام عیار مردم از دفاع مقدس هست. ✌️به راستی که جنگ ما بود و این مردم بودند که دفاع مقدس را اداره و پشتیبانی می‌کردند. 🔹دیدن این صحنه لازم و بلکه واجب هست، برای عموم یادآور خاطرات و مایه غرور و عظمت، برای مسئولین یادآوری برای خدمتگزاری بی منت به ملت. 🌀 رسانه باشید و برای مشارکت در روشنگری و جهاد تبیین دهید https://eitaa.com/joinchat/3832938513C10428c852e ـــــــــــــــــــــــ نصب شبکه اجتماعی ویراستی👇 ارتباط مستقیم با وزرا و مسئولین https://virasty.com/r/VjY ☝️از پیام‌های وارده☝️ سلام لطفاً با کلیک روی نوشته‌های آبی‌رنگ، به صفحات مجازی حسینی منتظر بپیوندید: 💠 🆔 @chelcheraaqHM 🎲 گروه هم‌اندیشی چلچراغ معارف و احکام 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 💎 @SMHM212 یاد ایامی (بخش ۱) اولین سالگرد پیروزی ایران (۱۳۵۸/۱۱/۲۲) من وارد اولین روز از ۱۸ سالگی خودم شده بودم (متولد ۲۱ بهمن ۱۳۴۱ هستم) که طی پیام تبریک خود فرمودند؛ «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‌کنیم» + «باید همه بپا خیزیم و را نابود کنیم»!! این سخن ( + ) از دو جهت برای من مهم بود: ۱) رؤیای «شهادت در حوالی » شریف (قبل از ، خواب دیده بودم که در نبرد آزادسازی ، کشته می‌شوم) ۲) شعار اصلی من در تظاهرات ۲۲بهمن۱۳۵۷ لغایت ۲۲بهمن۱۳۵۸ تأکید بر این بود؛ «بعد از نوبت آمریکاست»! در آن‌مقطع، معمولاً هر روز آ.سیدمرتضی را می‌دیدم (در مجیدیه هم‌محل بودیم) و یادمه که اولین موضوع صحبت ما راجع به همین مطالبه امام خمینی بود و اینکه ما (دو نوجوان ۱۷ ساله) چه می‌توانیم بکنیم؟! پسرعمو گفت: من شنیده‌ام داره نیرویی تشکیل می‌شه بنام و من به آن نیرو خواهم پیوست! اتفاقاً خبر تشکیل (از ۱۳۵۸/۲/۲) کاملاً درست بود و سیدمرتضی هم به آن پیوست و تا زمان بازنشستگی خود هم در آن نیرو خدمت کرد. ولیکن نگاه من برای صدور انقلاب، نظامی‌گری نبود و بیشتر به راهکارهای و و رسانه‌ای می‌اندیشیدم. (چنان که یکی دو سال هم بصورت غیررسمی به پرداختم! برای تمرین، معمولاً دوربین عکاسی خود را همراه داشتم و مشغول گزارش‌نویسی از اوضاع پیرامونی خود بودم که گزارشی از روستای (زادگاهم از توابع شهرستان قزوین) در شماره ۵۹ مجله هفتگی در سال ۵۹ نمونه‌ای از آن اهتمام بود.) البته برداشت من از صرفاً «نظامی‌گری تلقی کردن سپاه»، ناقص و اشتباه بود وگرنه آمادگی کارهای فرهنگی بنده در ضریب با ظرفیت‌های سپاه، قطعاً اوضاع متفاوتی را رقم می‌زد. اگرچه بعداً در قالب همکاری‌های مقطعی (بعنوان یا برای نهاد نمایندگی ولی‌فقیه در و یا عضویت در شورای راهبردی فرهنگی/سیاسی سپاه تهران)، داشتم ولیکن هرگز به آن نمی‌رسید که از ابتدای امر بصورت سازمانی به در می‌آمدم تا «زمان و هزینه» خود را بیهوده مصروف فعالیت‌های انفرادی و پراکنده نکنم. «صدور انقلاب اسلامی به تمام جهان»، مطلبی نبود که امام خمینی، ناگهان مطرح کرده باشند. بلکه از همان لحظه سقوط ، این مطلب در ذهن ، امر جا افتاده‌ای بود و سخن امام صرفاً به مثابه به رسمیت شناختن و بازتاب آن تفکر بود. چنان‌که اشاره کردم، شعارهای ما بعد از فرار شاه (۱۳۵۷/۱۰/۲۶)، عبارت بودند از؛ «بعد از شاه، نوبت آمریکاست»، «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر ارتجاع» و «سرنگون‌باد حکام مرتجع عرب»! چنانکه دیدن یک ، برای من نقطه عطف مهمی در این قضیه شد! من قبل از حتی یک‌بار هم پای در هیچ سینمایی نگذاشته بودم (در خانواده‌ام، و حرام بود) بعد از انقلاب، داشتم از خبرنگاری اولین تهران به امامت آیةالله (۱۳۵۸/۵/۵) برمی‌گشتم به منزلمان (که در محله جی - جنوب‌غربی - بود) دیدم در سینمای جنوب‌غربی ، فیلم به نمایش گذاشته شده که برایم جلب توجه کرد و لذا برای اولین‌بار قدم به سینما گذاشتم و با دیدن آن فیلم (اسم اصلی آن، ۲۱ ساعت در مونیخ و در موضوع گروگانگیری ورزشکاران در المپیک بود تا بدینوسیله توجه رسانه‌های دنیا به مسئله جلب شود) و از همان‌جا مصمم شدم که سینما را پایگاه صدور انقلاب اسلامی بپندارم. نفس نمایش فیلمی با موضوع آزادی فلسطین، خود گویای گرایش عمومی جامعه به نبردهای فراسرزمینی هم بود. بعد از خروج از سینما برگشتم به کتاب‌فروشی‌های ضلع جنوبی تهران و تمام پول خودم (اندوخته حقوقم از در تهران) را صرف خرید کتاب‌هایی نمودم که مرا با صنعت و هنر سینما آشنا می‌کرد! بنابراین، اولین گام من برای ورود به امر صدور انقلاب اسلامی، مطالعه سینما بود و گام دوم من، نوشتن فیلم‌نامه سینمایی از قصه‌ای بنام «نبرد تا آزادی» از استاد بود و سومین گام من، تأسیس ! تأسیس و تشکیل و سپس انحلال «مرکز سینمایی فجر» (۶۰-۱۳۵۹)، ماجرای مفصل و مستقلی دارد که بعداً به آن خواهم پرداخت. ولیکن با آغاز ، تدریجاً خود را آماده شرکت در نمودم و در ماه پایانی ۱۳۵۹ اسمم را در نوشته و ماه آغازین ۱۳۶۰ عازم مناطق جنگی شدم. یکی از علل ورودم به «کشتیرانی ج.ا.ا.» هم آشنایی با جهانی بود که انقلاب باید به آن‌ها صادر می‌شد! ...ادامه دارد. ✍️سیدمحمدحسینی‌(منتظر) ۳۱ فروردین۱۴۰۳ (۰۳/۰۲/۰۱)! 🆔 @chelcheraaqHM 🎲 گروه چلچراغ معارف و احکام 🙏
6.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عملیات چهارده آوریل ایران نقطه عطفی بود هم در تاریخ منطقه غرب آسیا و هم در تاریخ ایران معاصر. غرب آسیا بعد از هفتاد و پنج سال تحقیر جمعی توسط اسرائیل ناگهان به وضوح در اسمان دید که می‌توان مقابل اسرائیل ایستاد. ایرانیان هم که از زمان عباس میرزا ناتوان از حفظ امنیت سرزمینی خود بودند دیدند که چگونه توازن قوا برای همیشه عوض شده است و حالا دیگر کشورشان به بازدارندگی کامل رسیده‌است. سوال اما حالا برای ایران و ۸۵ میلیون ایرانی (موافق و مخالف جمهوری اسلامی) اینست: ایا میتوان قدم بعدی را برداشت؟ آیا میتوان این امنیت سرزمینی و نظامی را به توسعه درونزا و بدون وابستگی تبدیل کرد؟ آیا میتوان از چشم به راه بودن مذاکره با آمریکا و برجام بعدی به امید فروش نفت خام و ادامه اقتصاد دلالی و منتفعان بالاشهر نشینش عبور کرد و به جهشی در تولید ملی و تکنولوژیک شدن رسید؟ آیا میتوان به جای اقتصاد دلار محور، ریال را تقویت کرد تا حقوق بیست میلیون کارگر و معلم و پرستار ایرانی هر روز آب نرود؟ آیا میتوان امپریالیسم و استعمار را در وجوه اقتصادی و فرهنگی هم شکست داد؟ ✅کانال جدال سیاسی👇 https://eitaa.com/joinchat/2508259340C851b3b60c7 ☝️از پیام‌های وارده☝️ 👌 نادیده گرفتن دوره بعد از اگر از غفلت نباشه، بی‌انصافی محضه. سلام لطفاً با کلیک روی نوشته‌های آبی‌رنگ، به صفحات مجازی حسینی منتظر بپیوندید: 💠 🆔 @chelcheraaqHM 🎲 گروه هم‌اندیشی چلچراغ معارف و احکام 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 💎 @SMHM212 شرکت در انتخابات با قرعه‌کشی! (بخش دوم): : ✅ نخستین ویژگی هر شخصی در جای‌گاه ؛ این است که دارای بالاترین معدل ، و در باشد. 👌 خیلی‌ها در مسائل و امور ممکنست؛ 👈 دانا باشند اما دلسوز و دلیر نباشند. 👈 دلسوز باشند اما دانا و دلیر نباشند. 👈 دلیر باشند اما دلسوز و دانا نباشند. 👈 دانا و دلسوز باشند اما دلیر نباشند. 👈 دانا و دلیر باشند اما دلسوز نباشند. 👈 دلسوز و دلیر باشند اما دانا نباشند. 👌 اگر «دانا و دلسوز و دلیر» باشند، دیندار و دین‌مدار هم هستند! 👌 هر نامزدی که ۳ خصلت از ۴ ویژگی مذکور یا بلکه ۲ ویژگی از ۴ صفت مذکور و یا حتی ۱ رکن از ۴ رکن مذکور را نداشته باشد یا کم‌رنگ و بی‌رمق داشته باشد مستحق استقرار در جای‌گاه نیست. 🤲 «دانا و دلسوز و دلیر دین‌دار»م آرزوست. (ضمناً اگر عکس جبهه‌ای یکی از نامزدها در زمره عکس‌های فوق، دیده نمی‌شود احتمالاً بدین علت بوده که در فضای مجازی یافت نشده است. شاید علتش این بوده که شرایط سنی او اجازه حضور در را نمی‌داده است. ولیکن آیا نمی‌توانست در طول اینهمه سال حداقل در یکی از هزاران یا مراسمات بسیجی، مفتخر به تلبس و حداقل (= ) بر دوش افکندن لحظه‌ای هم باشد؟! و البته این حساسیت بمفهوم این نیست که ایشان با یا ، لابد زاویه داشته است!) ...ادامه دارد. ✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۰۳/۲۷ 🆔 @chelcheraaqHM 🎲 چلچراغ معارف و احکام 🙏
11.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 📽 سکانسی بسیار زیبا و دیدنی از فیلم خداحافظ رفیق با دیالوگی ماندگار و شنیدنی که به درد این روزهای ما میخوره...! 🎙فرمانده گردان مون بود ، خدا رحمتش کنه شهید شد... می گفت : اگه تو یه شهر همه فقط دنبال منفعت خودشون باشن ، اون شهر میشه جنگل... هر کسی چنگ میندازه تو سفره بغل دستیش برای یه لقمه بیشتر... می گفت : اما جبهه بر عکسه ، هر کی بیاد تو اول باید ساک منافع شو بزاره زمین و جون شو بگیره کف دستش... براهمین جبهه عین یه باغ پرنده درست میکرد ، این پرنده ها هم با این سنگرا یه بهشت ساخته بودن... وقتی داشت شهید میشد گفت : این دنیای جنگلی بمونه دست اهلش و این بهشت باصفا هم مفت چنگ ما... اینو گفت و چشاشو بست و جنازه اش هم همونجا موند... زیر اون آتیش جنازه خیلی ها جاموند... واویلایی شده بود از بارون گلوله و خمپاره زمین چسبیده بود به آسمان و صورت آسمان هم غرق خون بچه ها... قیامتی بود... 🌸 یاد باد آن روزگاران یاد باد... 👌بسیار دیدنی و شنیدنی ، تماشای این فیلم زیبا را از دست ندهید. ✅ کانال 🇮🇷 @pcdrab
افعی‌های رخنه‌ای در حوزات علمیه (۳) نکته: وقتی یک عالم و یا به ظاهر عالم و روحانی به رود، گروه کثیری از مردم و طرفداران خود را به انحراف می‌برد، تبعیت‌کنندگان از آنان یا از و زده می­‌شوند یا همان مسیر انحرافی که او می‌رود را می‌پیمایند و تباه می‌شوند و متأسفانه عده کمی از آنها در مسیر درست باقی می‌مانند و ضمن حفظ دین خود در قدم بر نمی‌دارند که البته کار بسیار سختی می‌باشد و نیاز به بصیرت و زیرکی خاص خود را دارد و ما بعد از تا به امروز بارها آن را تجربه کرده‌ایم که چه بسیار اشخاص که در خط انقلاب بودند، چگونه از مسیر خارج و عده زیادی را با خود همراه کرده و آرمان‌های انقلاب و را رها و به خود پشت کردند و می­‌کنند و حاضر به تبعیت از و نیستند هرچند تا این لحظه و در صحنه نقشه‌های آنان را نقش بر آب کرده‌اند و محکم پای آرمانها ایستاده­‌اند اما این باید امتداد داشته و همچنان با صبر، بصیرت و عبرت از تاریخ به حمایت از ، و ادامه دهند. روحانیت چه دیدگاه‌هایی دارد؟ را می­‌توان به چند قسم تقسیم نمود یکی از تقسیمات که سه‌گانه است، شامل گروهی که در اینجا آن را گروه اول نام می­‌گذاریم پای آرمانهای و ایستاده و با شناخت نسبت به مسائل و برای ایجاد و تحکیم و الهی پیش می‌روند و هدف آنها برقراری و آماده_سازی جامعه و ایجاد زمینه برای است. اما گروه دوّمی که می­توان به آن اشاره کرد عده­‌ای هستند که به دنبال دنیا و منافع آن سرگردانند و برای رسیدن به ثروت و قدرت به هر دری می‌زنند و حتی سر تسلیم به سوی کفار فرود می­‌آورند و در کل دیدی مادی و سرسپرده دارند و مردم را به تسلیم در برابر قدرت­های جهان رهنمون می‌دارند و را نادیده می­‌گیرند یا قبول ندارند و پایگاه و ذخیره‌ای برای می‌باشند و اهداف آن را خواسته یا ناخواسته از روی جهل و هواپرستی انجام می­‌دهند. گروه سوم عده­‌ای هستند که در گوشه‌ای نشسته و تنها به و و خود مشغولند و هیچ‌کاری به و ندارند و در هیچ امور سیاسی و حکومتی دخالت نمی­‌کنند و نظری نمی­‌دهند. خیلی جالب است بدانیم نه تنها گروه دوم مورد علاقه استکبارند بلکه گروه سوم نیز بسیار بسیار مورد علاقه استکبار هستند به گونه‌ای که سعی می­‌کنند گروه اول را تشویق کنند به گروه سوم بپیوندند و دست از سیاست برداشته و می­‌گویند چه کار به سیاست، سیاست را به اهلش بسپارید و به کارهای عبادی خود مشغول شوید و در مسجد و حوزه‌ها بمانید و در دخالت نکنید. خامنه‌ای خطاب به گروه سوم می‌فرمایند: «اگر آقایی در گوشه‌ای عبایش رو به کولش بکشد و بگوید به کارهای کشور کاری ندارم، به کاری ندارم، این افتخار نیست، این ننگ است». اما هدف دشمن چیست؟ کشاندن انسان‌ها به ذلت و رسیدن به قدرت و ثروت برای خود و حزب و گروه خود و حتی در بسیاری از کشورهای استعمارگر اکثر مردم خود آن کشــورها هم در آسایش و آرامش نیستند و مجبور به سرسپردگی هستند و با فقر و بدبختی دست و پنجه نرم می­‌کنند و نهایت این غارتگری بی‌انتها ذخیره‌ای برای تنها گروهی اشرافی و ثروتمند در آن کشورها است که به وسیله آن بر کل جهان کنند و به جنگ مردمی بروند که در برابر آنها می­کنند و روحانیون سرسپرده در یا بهتر بگوییم مارها و افعی‌های این هستند و دستورات آنها را مو به مو اجرا می­‌کنند و به جای خدای احد از این می­‌ترسند و حساب می‌برند و غرق در و خود هستند. به طور کلی اهداف این شیاطین برای چپاول همه به صورت زیر خلاصه می‌شود: گرایش تمام جوانان و مردم جهان چه مؤمن و سایر ادیان و چه غیر مؤمن به بی‌بند و باری، بی‌دینی، بی­‌غیرتی، دنیاپرستی و…. تا راحت‌تر بتوانند به اهداف خود برسند در واقع بدون آنکه مقاومتی در مقابلشان باشد به مقصود خود خواهند رسید پس این گزینه برای همه یکسان است و سایر گزینه‌ها به نوعی همین هدف را دنبال خواهند کرد. ادامه 👇
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 💎 @SMHM212 وجاهت رنگی (بخش دوم): حضرت (ص) معمولاً بر سر می‌بستند و گاهی هم از كلاهی بنام قَلَنْسُوَه یا بُرْطُلَه بر سر داشتند و گاهی هم به سَرْبَنْدی از دستمال یا شال بسنده می‌کردند. رنگ آن‌ها معمولاً و گاهی و گاهی و گاهی بودند. عمامه سفید آن‌حضرت، سحاب نامیده می‌شد که به (ع) هدیه کردند. در جنگ‌ها معمولاً عمامه زردرنگ بر سر می‌بستند ولیکن در فتح مکه، عمامه سیاه بر سر نهادند. مقام معظم رهبری سعی می‌کنند مناسبت‌های مختلف را در قالب انگشترهای خود مورد توجه قرار بدهند. رنگ غالب ، است که عمدتاً از زمان و به نشانه برای مصائب ، باب شد همچنانکه نشانه آمادگی آنان برای خونخواهی شهادت علیه‌السلام است. نهضت‌ها و ملت‌ها هم در تمام دنیا و در طول تاریخ، معمولاً رنگ‌های خاصی (بعنوان نماد مطلوب و شاخصه متمایز خود) را در قالب دنبال کرده‌اند که هنوز هم در همه جای دنیا جاری و ساری است و حتی از سال ۲۰۰۴ میلادی به بعد شاهد انقلاب‌های رنگی در گوشه و کنار جهان هستیم که (به لحاظ نرم بودن و ، هم نامیده می‌شوند) در هم رنگ‌های و ، در سال‌های اخیر بعنوان نماد و درهم شکستن «نهضت+نظام اسلامی» و سپردن مملکت به ، مورد بهره‌برداری قرار گرفت و هنوز هم ادامه دارد. البته پوستین روباه‌ها عمدتاً قرمز، خاکستری، سفید، قهوه‌ای و خاکی هستند و به حیواناتی اطلاق می‌شود که در ، می‌کنند. الغرض؛ سزامند است که ولایت_فقیه، خود را با رنگ‌ها نیز در آمیزند. رنگ‌هایی که قدمت صدها ساله دارند. رنگ‌هایی که ایامی از سال را به خود تخصیص بدهند. فرضاً؛ 👈 ماه‌های و (تا شب ۲۸ صفر) کماکان همه اماکن و همه‌جا شود. 👈 هفته همه‌جا (اماکن و البسه) (یا لباس خاکی سربازی و بسیجی) شود. 👈 همه‌جا (میادین و معابر و البسه) شود. 👈 ۱۹ روزه (حدفاصل ۲۸ ماه صفر لغایت ۱۷ ربیع‌الاول) همه‌جا (اماکن و معابر و البسه) شود. ضمن آنکه نماد رشد و بالندگی است، رنگ زهر و تلخی هم است و رنگ سمّ و مسمومیت و نیز آنتی‌باکتریال! و اما اینکه چرا این دو دهه را همه‌جا و همه‌چیز را سبزپوش بکنیم؟! بخاطر آنست که در این ایام بیش از هر مقطع دیگری از سال، رخ‌نمایی می‌کند و شهادت یا ولادت پنج تن از علیهم‌السلام به این ایام، گره خورده است! زیرا؛ وقتی که ، ولادت (ع) (که به زهر جفای بنی‌عباس مسموم شد و به شهادت رسید) را قرین زمانی روز میلاد (ص) قرار داد و شهادت (ع) را نیز (که به زهر جفای بنی‌امیه مسموم شد و به شهادت رسید) قرین زمانی روز (ص) قرار داد که به زهر جفای ، مسموم شد و به شهادت رسید، لابد حکمتی را منظور داشته است. فلذا شایسته است که این ۱۸ یا ۱۹ روز (فاصله ۲۸ صفر تا ۱۷ ربیع از ماه‌های هلالی) را «سالیاد شهادت پنج تن از معصومین(علیهم‌السلام) با مسمومیت منافقین»، قرار دهیم تا شاید موجب بیداری و مسلمانان گردد و از تداوم خود نموده و نمایند و به برگردند. بنابراین رنگ سبز را نماد زهر تلقی کنیم و حضرات مقدسی که با سمّ به شهادت رسیده‌اند و بنحوی با این ایام تناسبی دارند، عبارتند از: ۱) حضرت محمد مصطفی (ص) ۲) امام حسن مجتبی (ع) ۳) امام صادق (ع) ۴) امام رضا (ع) ۵) امام حسن عسکری (ع) میلاد پیامبر مصطفی و امام حسن مجتبی علیهماالسلام و الصلوات در این مقطع زمانی، واقع شده‌اند که هر دو حضرت به زهر جفا شده و به شهادت رسیدند. همچنانکه شهادت و علیهماالسلام با زهر جفای در محدوده همین ایام بوده است. البته در مجموع ۱۰ تن از معصومین علیهم‌السلام با مسمومیت به شهادت رسیده‌اند که شهادت و ولادت آنان در سایر ایام سال بوده است و حتی آخرین معصوم(عج) هم با سمّ یک یهودیه به شهادت خواهد رسید! (و فقط و والدین کرام آن‌حضرت علیهم‌السلام با ریختن خون پاکشان ناشی از ضربات سنگین و بُرّنده به پیکرشان، به شهادت رسیده‌اند) فلذا قریب باتفاق معصومین(ع) با مسمومیت شده‌اند. فلذا این ایام، مناسب‌ترین مقطع برای برجسته‌سازی و تبیین نحوه شهادت آنان بویژه (ص) است و باید خیلی جدی به این موضوع بپردازیم و‌ رسواگر (که از کفار بدترند) باشیم که حداقل آن، سبزپوشی است ان‌شاءالله. ✍سیدمحمدحسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۶/۱۶ 🌐 👈حیفه نبینی👉 💠 🎲 👈محل نظرات👉 🙏
🔴 نفوذ ، نفوذ ، نفوذ فرمانده معظم کل قوا در پایان سخنان امروزشان به مناسبت گرای بسیار مهمی به مسئولین و افسران جنگ نرم دادند: ادامه راه مقاومتی که در صورت گرفت با هوشیاری در برابر دشمنان در تمامی عرصه ها تکلیف روشن است ... ✍ "قاسم اکبری" ┄┅═✧☫ گونی نیوز ☫✧═┅┄ 🇮🇷 @gooninews
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 💎@SMHM212 ملغمه ایرانی (بخش ششم): 👈(بخش قبلی)👉 حرف‌های سیاسی+دینی ؛ نمادی از گیج‌فرهنگی کهن ایرانیان!! تبیین این مقوله عمیق، نیازمند تألیف کتاب‌های قطوری است که در جای خود باید انجام بگیرد و بنده در اینجا این مطلب را از دو زاویه ( و ) به اجمال مورد توجه قرار می‌دهم و قبل از بیان آن‌ها بد نیست که به خاطره مرتبطی (تحت عنوان ) اشاره بکنم که ایضاً نشانگر عمق فاجعه شترگاوپلنگی است و به ضرورت طرح مبحث جاری ( مولّد ) هم کمک می‌کند. سال‌ها پیش (بعد از سال‌ها در موضوع در انواع کشورهای شرق و غرب دنیا با عنوان ناوگان دریایی ) در گفتگویی که با یکی از دست‌اندرکاران هفته‌نامه در مسئله اوضاع از کشور داشتم، او پیشنهاد کرد که نظرات و تجارب خود را برای درج در آن جریده، بنویسم. بنده هم که به ایشان توصیه می‌کردم بیش از مقوله دفاع از جمهوری اسلامی و تأکید بر ضدیت با قاذورات (سلطنت‌طلب) بهتر است روی ، تأکید کنید و حتی صریحاً گفتم که شما از ایرانیان خارج از کشور، بیش و پیش از وفاداری به و ، وفاداری به نجابت ایرانی را مطالبه کنید! در نتیجه آن گفتگوها قرار شد ستونی در آن نشریه به بنده بدهند تا تحت عنوان «نجابت ایرانی»، قلم بزنم. بنده هم عجولانه آنرا پذیرفتم (ولیکن در عمل، خود غلط بود آنچه می‌پنداشتم!) زیرا در آن سال‌ها علاوه بر آنچه که در مقاله «ملتی آتشین در گذرگاه ایران» مورد اشاره قرار دادم و گمان می‌کردم با شاخ و برگ دادن به آن کلی‌گویی‌ها لابد سلسله مقالات مفصلی را تولید محتوا خواهم کرد، مطلب دیگری هم خلجان ذهنی بنده بود و آن تولید جلدهای سوم و بیشتر برای دو جلد کتابی بود که استاد قبل از انقلاب اسلامی، با عنوان «خدمات متقابل اسلام و ایران» به جامعه عرضه کرده بود و حال آنکه بعد از پیروزی این خدمات بصورت مضاعف و چشمگیری قابل تبویب و تقدیم بود و جای آن خالی‌ست. بنظرم می‌رسید که؛ کافیست مصادیق «خدمات متقابل اسلام و ایران بعد از انقلاب و دوران جمهوری اسلامی ایران» را چاشنی مطالبی قرار بدهم که ایرانیان مقیم خارج با ملاحظه آن‌ها، حفظ نجابت ایرانی خود را، مورد اهتمام جدی خود قرار بدهند. آن دوستم که پیگیر قضیه بود، اطلاع داد که هیئت تحریریه، محدودیتی برای این مطلب ارزشمند، قائل نیست و شما می‌توانید هر هفته به اندازه یک صفحه مطلب ارائه بدهید و ترجیحاً مصور و مستند! ولیکن در تهیه مطالب مورد گفتگو و توافق، دچار تسویف شدم و بعد از تعویق‌های مکرر، انصراف خود را اعلام کردم که برای آن‌ها و خود بنده، شگفت‌انگیز بود! علتش این بود که مایل بودم ساختار گفتمانی خود را با ذکر جلوه‌هایی از ایثار و ، مبحث خود را به امور جاری در کشور بکشانم اما نمی‌دانم چرا پیوسته با وقایعی در جاری کشور مواجه شدم که نمی‌توانست در امتداد نجابت‌ها و ایثارگری‌های دوران دفاع مقدس باشد و گویا انفصالی صورت گرفته و بلکه در ارزیابی خود، آن‌ها را نانجیبانه تلقی می‌کردم! و حداقل اینکه نانجیبی‌ها چشمگیرتر از نجابت‌های قابل ذکر بود! چه در قوه مجریه و چه در قوه قضائیه و چه در قوه مقننه و چه در متن مردم! حتی در محفلی شنیدم (شاید بعنوان بهترین شاهد مثالم باشد) که؛ «بنیاد مستضعفان و جانبازان» دارای ساختار دوقلویی است که عبارتند از: ۱) قسمت جانبازان (مملو از ذلت و درد و فقر و درماندگی و...!) ۲) قسمت مستکبران (مملو از لذت و ثروت و نخوت و وادادگی و...!) این بنیاد که پس از «شرکت ملی نفت ایران»، دومین مؤسسه اقتصادی بزرگ در ایران و بزرگترین هولدینگ اقتصادی در غرب آسیا محسوب می‌شود، در ابتدای تأسیس عنوان «بنیاد مستضعفان» را یدک می‌کشید و بعداً به عنوان «بنیاد جانبازان» تغییر نام یافت و نهایتاً با ارجاع به ، عملاً تبدیل شد به «بنیاد مستکبران» ولیکن در مقطعی که عنوان اولی در حال تغییر به دومی بود، گفته می‌شد که بین قسمت مستکبران و جانبازان، دیوار قطور بلندی وجود دارد که هیچ صدایی از طرفین آن دیوار به سمت دیگر نمی‌رسد! فلذا بنده هم در آن مقطع که می‌خواستم مطالب و شاهد مثال‌های خود را از نجابت‌های شهداء و ایثارگران و رزمندگان بسوی نجابت‌های مدیران و مسئولان و مقامات پیوند بزنم، با دیوار بلند و قطوری مواجه می‌شدم که قادر به عبور از آن نبودم! زیرا واقعاً نمی‌توانستم نجابت را به بی‌نجابتی و نجیبان را به نانجیب‌ها گره بزنم تا به تألیف مطلب تأثیرگذاری نائل بگردم! تازه این ماجرا بود تا چه رسد به الباقی ادارات!! ...ادامه دارد. ✍سیدمحمدحسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۷/۶ 🌐👈حیفه نبینی👉 💠 🎲👈محل نظرات👉 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 💎@SMHM212 قصه اعتماد بزغاله‌ها به گرگ! چارچوبه (عراقچی+قالیباف+پوزیده+ظریف) مهلک‌ترین درگاه برای ضربه به جبهه مقاومت هستند. زیرا ، مفهومی غیر از برای جنگیدن مجدد ندارد. فلذا معمولاً آن طرفی در جنگ، مشتاق آتش‌بس می‌شود که در ارزیابی واقعی خود احساس می‌کند که اگر ادامه بدهد، شکننده‌تر و بلکه نابود می‌شود. بنابراین با آتش‌بس، می‌کند تا بتواند ضربات شدیدتری بزند. ⁉️ در نبردهای تاریخی و طویل و (حداقل بعد از عملیات )، آرایش نظامی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و از همه مهمتر هویتی و روانی طرفین در چه وضعیتی است؟ صد البته به ، ضربات جبران‌ناپذیری وارد شده است و هیهات اگر ما کسی مثل و ده‌ها هزار نفر عنصر مقاوم مردمی را دیگر پیدا بکنیم ولیکن قطعاً اوضاع بمراتب بدتر از ماست. فلذا نیاز از گرفته تا اعماق و به ، بمراتب شدیدتر است. در چنین شرایطی که کفه ، روز به روز به نفع جبهه مقاومت، سنگینی می‌کند، و انفعال در برابر ، و بلکه است. بدیهی‌ست که با «باند ایرانی»، نه تنها دعوایی ندارند بلکه از آن حمایت هم می‌کنند و بالتبع هواپیمای حامل عوامل آن‌را هدف قرار نمی‌دهند و بلکه بگونه‌ای صحنه‌پردازی می‌کنند که این عوامل، هم جلوه داده شوند تا بتوانند آتش‌بس را بهتر و با بر جبهه مقاومت تحمیل نمایند. ، ، و عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی این شده‌اند و حامیان آن‌ها هم با هماهنگ‌تر هستند! و البته چنان صاحب در ارکان و که می‌توانند را دو ماه به تعویق بیاندازند و موجبات حذف لبنان و فرماندهان آن را فراهم سازند و باعث امت اسماعیل بویژه گردند! این چهار نفر که خود را در قرار داده‌اند، بزرگترین عذرخواهی را به و جبهه مقاومت بدهکارند که با (ای‌بسا کاملاً هماهنگ با دشمنان!) و شب‌خوابی در (با این اطمینان که نخواهند شد!)، جبران نمی‌شود. این‌ها به دلیل اینکه در ایام ماضیه چند صباحی در علیه باطل، حضوری داشته‌اند و با شهدای و ، هم‌نفس بوده‌اند، شاید اگر توفیقی برای پیدا نمایند و به دست به برسند، شانس جبران یافته‌اند و الاّ فلا! شما به خویش به قصاب‌های قتال، اعتراف کردید ولیکن از پیشگاه ملت و رهبری و امت، عذرخواهی نکردید! زمانی که به آمریکا و اسراعیل اعتماد ورزیدید، چرا به ملت اعلام نکردید؟! آیا غیر از این است که حدس زدید امت اسماعیل به جوش و خروش آید و شما را محکوم نماید؟! فرض می‌کنیم که به اطلاع‌رسانی قضیه به مقام معظم رهبری، اکتفاء نمودید ولیکن آیا معظم‌له به شما حق دادند؟! یا اینکه مخالفت کرده و هشدار دادند که ، موجب است؟! : «وَ مَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَ مَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ» (انفال/۱۶) امام خامنه‌ای با اشاره به آیه مذکور به شما هشدار دادند: « غیرتاکتیکی، را به دنبال دارد» ولیکن شما سرمست از که به آمریکا در پیش داشتید، هیچ اعتنایی به این هشدار قرآنی نکردید! همچنانکه به تفأل خودتان به قرآن هم که آیه ۳۸ سوره اعراف (قَالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِي النَّارِ ۖ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَهَا ۖ حَتَّىٰ إِذَا ادَّارَكُوا فِيهَا جَمِيعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لِأُولَاهُمْ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِنَ النَّارِ ۖ قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلَٰكِنْ لَا تَعْلَمُونَ) آمد، ترتیب‌اثری ندادید! 👈ترجمه👉 و برای و مورد اشاره این دو آیه، تره هم خورد نکردید!! سعی کردید هم به دست غرق در بیافرینید که نتیجه آن را هم دیدیم! مثلاً در👈این‌جا👉 شما را هم چنان به درد آوردید که فردای عملیات (که نتوانست بازدارندگی بر وارد نماید!) معظم‌له که با دیداری داشتند، هیچ اشاره‌ای به نوشداری پس از وقوع مصیبت نکردند و در هم آن را نامیدند! ✍سیدمحمدحسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۷/۲۷ 🌐👈حیفه نبینی👉 💠 🎲👈محل نظرات👉 🙏
‼️ روزی که آیت‌الله جوادی آملی خاک بر سر ریخت! ▫️در دوران ، روزی حضرت آیت‌الله جوادی آملی به جبهه مشرف شده بود تا با رزمندگان بسیجی دیداری داشته باشند. در میان رزمندگان، یک نوجوان بسیجی باصفایی بود که حدود ۱۴ سال داشت که اتفاق جالب و تکان دهنده‌ای را برای آیت‌الله رقم زد. پایین ارتفاع چشمه‌ای بود و باران گلوله از سوی عراقی‌ها می‌بارید؛ بر همین اساس فرمانده‌ها گفته بودند، برای وضو هم به آنجا نروید. بالا بنشینید و همانجا تیمم کنید. آیت‌الله جوادی آملی که وارد منطقه شده بود آن نوجوان ۱۴ ساله داشت به سمت چشمه می‌رفت تا وضو بگیرد! بچه‌ها، فریاد می‌زدند؛ نرو خطرناکه ولی او گوش نمی‌کرد. بچه‌ها آخر سر متوسل شدن به این عالم وارسته یعنی حضرت آیت‌الله جوادی آملی که آقا جان؛ شما یه کاری بکنید. آقا نوجوان را صدا کردند که عزیزم کجا می‌روی؟ گفت؛ میروم پایین وضو بگیرم. ایشان گفتند پسر عزیزم! پایین خطرناک است. فرمانده‌ها گفته‌اند می‌توانید تیمم کنید لذا شما تکلیفی ندارید و نماز با تیمم کافی است. نوجوان بسیجی نگاهی بسیار زیبا به چشمان مبارک این عارف بزرگوار کرد و لبخندی زد و گفت؛ حاج آقا بگذارید نماز آخرم را با حال بخونم. رفت وضو گرفت و نماز باحالی خواند. دقایقی بعد قرار بود عده‌ای از بسیجی‌ها برند جلو و با عراقیا درگیر بشند. اتفاقا یکی از آنها همین نوجوان ۱۴ ساله بود. یکی دو ساعت بعد آیت‌الله جوادی را صدا کردند و گفتند حاج آقا بیاید پایین ارتفاع. ایشان رفت پایین! جنازه‌ای آوردند؛ آقای جوادی آملی بالاسر جنازه نشستند، دیدند همان نوجوان با همان لبخند زیبا پرکشیده و به سوی حق شتافته است. آیت الله جوادی آملی کنار جنازه‌ آن بسیجی و روی خاک نشستند، عمامه خود را از سر برداشتند و خاک بر سر مبارکشان ریختند و گفتند: جوادی، فلسفه بخوان! جوادی، عرفان بخوان! امام به اینها چی یاد داد که به ما یاد نداد؟! من به او می‌گویم نرو ولی او می گوید بگذار نماز آخرم را با حال بخونم! تو از کجا می‌دانستی که این نماز، نماز آخر توست؟!
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 🔻@SMHM212 یاد ایامی (بخش ۲) 👈بخش قبلی👉 قصه نخستین مرکز فرهنگی هنری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران (قسمت اول): به محض اسلامی در ۱۳۵۷/۱۱/۲۲ بنده همانند هزاران نفر انقلابی دیگر در اندیشه ایران به جهان بودم تا اینکه در تاریخ ۱۳۵۸/۵/۵ (اقامه اولین تهران به امامت آیة‌الله ) بمناسبتی که در پیام قبلی اشاره کردم، تصمیم خود را گرفتم که از طریق تولید فیلم‌های سینمایی به این مبادرت بورزم. ولیکن قبل از آنکه موفق بشوم، رخ داد و لذا را رها کرده و داوطلبانه عازم جبهه‌های شدم. بنده قبل از رفتن به سراغ ، در صدد تشکیل یک نهاد خصوصی بودم که با مشارکت - که بعداً تهیه‌کنندگی فیلم‌های زرد را دنبال کرد - و با همکاری وزارت و رهنمود شهیدان و ، «مرکز سینمایی فجر» را تأسیس کردم اما نامبرده عضو گروهک چپگرای در آمد و ناسازگاری نمود! البته وی هم اگرچه کارگردان اولین فیلم سینمایی پس از بود (با عنوان از داستانهای که به نظر هم رسیده بود) اما همانند بنده، نوجوانی ناپخته بود و لذا تحت تأثیر عموهای معلوم‌الحال خود! تهیه‌کننده بسوی ساحل، (قبل از فیلم بلمی بسوی ساحل)، سپاه پاسداران بود که حدود ۳۰۰٫۰۰۰ تومان هزینه کرده بود و فرمانده آن (برادر سلیمانی) به همین علت که «کل بودجه سال سپاه ری» را صرف آن فیلم نه چندان هنری کرده بود، توبیخ شده بود!) آشنائی بنده با ع.ع. بعد از درج مصاحبه با وی بود که باعث شد بروم سراغ شهر ری و نشانی خانه‌اش را از گرفتم و اولش گمان می‌کردم او یک سپاهی است! اما آشنایی او با من، با مطالعه «سناریوی نبرد تا آزادی» بنده با آن بود و او (که سینماآموخته پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود) پنداشت که بنده سینما را در سطح عالی‌تر و حرفه‌ای‌تری آموخته‌ام! (و حال آنکه بنده را از کتاب‌های خودآموز، یاد گرفتم!) تأثیرپذیری وی از حرفه‌ای بودن سناریوی بنده، باعث شد که با هم برویم دنبال سرمایه‌گذار و سراغ انواع اسپانسرها هم رفتیم و نهایتاً به این نتیجه رسیدیم که خودمان مؤسسه بزنیم که آنرا «مرکز سینمایی فجر» نامیدیم و... پدرش را خاطرم نیست چکاره بود اما او بیشتر گرفتار آفت عموهای خود و... بود. وی سه تا عمو داشت که بزرگ آن‌ها از اعضای بود و وسطی آن‌ها علیرغم آنکه اخراجی و نیز اخراجی مجله بود، با لباس سپاه مشغول سوءاستفاده‌های خود بود و کوچک آن‌ها نسبتاً انقلابی و سالم بود که با من همکاری داشت از پشت‌پرده‌های عبداله! همکاری من و ع.ع. (به دلیل بودن بنده و لااُبالی بودن او) به جایی نرسید و بعد از یکسال، به شکست انجامید! اما بهانه اصلی دعوای ما به ماجرای عجیب دیگری هم برمی‌گشت که بد نیست آنرا هم در اینجا بگویم! در نخستین انقلاب اسلامی ایران، « و » همچنان در پی تغییر و تحولات ساختاری و عنوانی خود بود! و الآن خاطرم نیست که «وزارت ارشاد ملی» در آن مقطع به «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» تغییر عنوان داده بود یا نه؟ ولیکن برپائی جشن نخستین سالگرد پیروزی ، موضوعیت یافته بود. اسلامی و بالتبع هم هنوز تشکیل نشده بود! و چنانکه در یادداشتی با عنوان 👈حرف‌های پزشکیان؛ نماد گیج‌فرهنگی ایرانیان👉 اشاره کردم، ما برای تأمین مخارج مرکز سینمایی فجر، سالن اصلی تهران را اجاره کرده بودیم و فیلم سینمایی را پخش می‌کردیم! در خلأ فعالیتی و بلکه در خلاء وجودی «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» و نیز «سازمان تبلیغات اسلامی» و «حوزه اندیشه و هنر اسلامی» و بالتبع سرگردانی و فقر انبوه هنرمندان و هنرپیشگانی که به خارج از کشور متواری یا در گوشه‌ای پنهان نشده بودند، «مرکز سینمایی فجر» (بعنوان نخستین NGO فرهنگی هنری) ما چراغ تابانی بود که توجه آن‌ها و بالتبع خواص را به خودش جلب کرده بود! البته دیگری هم در زمینه و فعال شده بودند که یکی از آن‌ها (بنیاد هنر در اسلام) بود که عمدتاً در عرصه واردات فیلم‌های سینمایی و دوبله آن‌ها فعالیت داشت. بنظرم اولین فیلمی که بنیاد مذکور وارد کرد و در سینماها به نمایش گذاشت، فیلم بود. بعد‌ها فیلم سینمایی صهیونیستی؛ (به کارگردانی و بازیگری در نقش ) هم توسط همان بنیاد صورت گرفت که تقریباً هر سال از رسانه ملی هم پخش شده و می‌شود! ...ادامه دارد. ✍️سیدمحمدحسینی‌(منتظر) ۱۴۰۳/۹/۱ 🌐👈حیفه نبینی👉 💠 🎲👈محل نظرات👉 🙏