✍️تحریری #حم (بازیابی)
بسمه تعالی
💠 عوامل مؤثر در شاکله شخصیتی
(قسمت 1):
ارکان اربعه #شاکله_شخصیتی انسانها متشکل از «عوامل زیرساختی متغیر» آنهاست که عبارتند از:
1) عوامل وراثتی (ژنتیکی)
2) عوامل ولادتی (تقویمی)
3) عوامل محیطی (+ غذا)
4) عوامل ارادی (عزمی)
یعنی #رفتار و #شخصیت هر فردی، رهین این چهار عامل بنیادی بوده ولیکن میزان هر کدام کاملا متغیر است.
فرض میکنیم؛ در سالهای پس از تولد، سهم عوامل سهگانه وراثتی، ولادتی و محیطی هر کدام 30% و سهم #عزم و اراده 10% است:
#وراثت؛ حدود 30% (متأثر از عادات والدین و اجداد)
#ولادت؛ حدود 30% (متأثر از حالات زمان تولد)
#مأخوذات؛ حدود 30% (متأثر از جذبیات محیطی، اجتماعی و غذا)
#اراده؛ حدود 10% (د+د+د)!
ولیکن #انسان میتواند بمرور زمان از سهم میزان تأثیرگذاری #عوامل_جبری (وراثتی، ولادتی و محیطی) در شاکله شخصیتی خود کاسته و بر سهم میزان تأثیرگذاری #عامل_اختیاری و اراده خود بیافزاید. تا آنجا که در شاکله خودساخته خویش به ترکیب متمایزی فرضا به شاکله ذیل، نائل گردد:
وراثت 10%
ولادت 10%
مأخوذات 10%
#ایمان 70%
توضیح هر کدام از این گزینهها نیازمند تألیف یک مقاله مفصل است. زیرا انسانها در باره یکایک این ارکان چهارگانه مطالعات و تألیفات فراوانی بخرج دادهاند که در عینحال، یافتههای بشری در این عرصهها بلحاظ فراوانی تنقیصات و تحریفات، قاعدتا دارای اعتبار مطلقی نیستند. نه میشود همه را یکجا قبول کرد و نه میتوان همه را دور ریخت! همچون کتابهای آسمانی #تحریف شده که پذیرش مطلق آنها خطاست باستثناء #قرآن_مجید که «تحریفناپذیر» است!
میزان تأثیرگذاری هر کدام از عوامل جبری را میتوان به 10% کاهش داد ولیکن هیچکدام را نمیتوان از بین برد و محو نمود. چنانکه میزان تأثیرگذاری عزم و اراده را میتوان حداکثر به 70% ارتقاء بخشید.
در این میان توجه به #عوامل_تقویمی، معمولا جذابیت بیشتری برای مردمان دنیا داشته است. مراد از عوامل تقویمی یا #عوامل_ولادتی؛ تأثیرگذاری #امواج ارضی و سماوی و #تشعشات_کیهانی بر #باروی_شخصیتی انسان در #دوره_تولد اوست.
منظور از دوره تولد؛ بازه زمانی یکسال قبل از تولد و یکسال پس از #تولد انسان است که تأثیرپذیرترین حالت و آسیبپذیرترین دوره زندگی انسان است. فلذا #لحظه_تولد (در #دوایر_اربعه؛ ساعت، روز، ماه و سال تولد) به شدت تحت تأثیر #مواقع_النجوم است که افراز دقیق آنها چندان هم براحتی میسر نیست. با اینحال، بسیاری از دانشمندان تلاش کردهاند که عوامل ولادتی و تقویمی را در قالب انواع #طالع_بینی #سال_شمار و #ماه_شمار تنظیم نمایند. ولیکن علیرغم مساعی فراوان آنها، بلحاظ وجود 20% الی 30% خطا و غلط در آنها، هیچکدام قابل اعتماد نیستند، همچون کتب آسمانی تحریف شده که (بجز قرآن)، هیچکدام قابل اعتماد نیستند. فلذا اسلام از گرایش به باور آنها نهی فرموده است. ولیکن سرگرمی جذابی برای بسیاری از انسانهاست و صرفاً در #فقر_اطلاعاتی و #قحط_اطلاعاتی راجع به #مخاطبین و منظورین، شاید تا حدودی قابل اعتناء باشند! ما هم از این منظر بدان نزدیک شدیم!
ناگفته نماند: امام علی(عليه السلام) در خطبه 79 نهج البلاغه نکوهش شدیدی از #علم_نجوم کرده و آن را معادل با #کفر شمرده و میفرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ، إِیَّاکُمْ وَ تَعَلُّمَ النُّجُومِ، إِلَّا مَا یُهْتَدَى بِهِ فِی بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ، فَإِنَّهَا تَدْعُو إِلَى الْکَهَانَةِ وَ الْمُنَجِّمُ کَالْکَاهِنِ وَ الْکَاهِنُ کَالسَّاحِرِ وَ السَّاحِرُ کَالْکَافِرِ! وَ الْکَافِرُ فِی النَّارِ! سِیرُوا عَلَى اسْمِ اللهِ»؛ (اى مردم! از فرا گرفتن علم نجوم [آنچه مربوط به پیشگویى به وسیله ستارگان است] بپرهیزید! جز به آن مقدار که در خشکى یا دریا به وسیله آن هدایت حاصل مىشود؛ چراکه نجوم به کهانت دعوت مىکند و منجّم همچون کاهن است و کاهن همچون ساحر و ساحر همچون کافر است و کافر در آتش دوزخ است! حال که چنین است، به نام خدا به سوى مقصد حرکت کنید).
که البته نهی حضرت امیرالمؤمنین(ع)، نهی از #احکام_نجوم است نه #احوال_نجوم
نگاهی به این روایت هم خالی از لطف نیست:
زنديق گفت: نظر شما در باره علم ستارهشناسي چيست؟
حضرت فرمودند: آن علم و دانشي است که فوائدش کم و زيانهايش بسيار، زيرا نميتوان به وسيله آن مقدرات را دفع نمود، و يا از خطري در امان بود.
اگر منجم از بلا و واقعهاي خبر دهد نميتواند از مقدر الهي خود را نجات دهد و چنانچه به خيري خبر دهد نميتواند در حصول و تحقق آن تعجيلي کند و اگر مصيبتي بر او وارد شود نميتواند به وسيله اين علم آن را از خود دفع کند.
منجم با علم خدا به وسيله ادعاهايش مخالفت ميکند، چون ادعا ميکند که ميتواند قضاي الهي را در مورد بندگانش تغيير دهد و آن را دفع کند! (بحارالأنوار/ ج 10/ ص 183)
...ادامه دارد.
✍️سیدمحمدحسینی(منتظر)
تابستان 1377
🆔 @chelcheraaqHM
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫
#تحریر_حم
💎 @SMHM212
ملتی آتشین در گذرگاه ایران
👌 این مقاله در سال ۱۳۷۹ تحریر شد:
(بخش ۰۳):
👈(بخش قبلی)👉
آيا #آتش هم همينگونه نيست؟! به گرماي خويش فرا ميخواند و ناگهان همه چيزت را در #خاكستر مينشاند!
مثالهاي ديگري نيز از تفاوت #شخصيت_اجتماعي بلاد، قابل ذكر است كه به عنوان نمونه زنده و حاضر، اشاره ميكنم به تفاوت شخصيت اجتماعي مردم دو شهر #دزفول و #انديمشك كه فاصله اين دو شهر از يكديگر يك رودخانه و يك #پل بيشتر نيست وليكن #رفتارهاي_شخصيتي متفاوت مردمان اين دو شهر به صورتي بارز و كاملا محسوس قابل مشاهده است. زيرا يكي از اين دو شهر تقريبا در بنبست جغرافيايي افتاده است و #فرهنگ تقريبا دستنخوردهاي دارد و ديگري گذرگاهي است بين فرضاً #تهران و ساير شهرهاي #خوزستان فلذا فرهنگي دارد كه لگدكوب شده فرهنگهاي بلاد ديگر است و #انعطاف_پذير [که در #صحنه_رزم و #میدان_جنگ هم مشهود بود! و #رزمندگان_دزفولی #مقاومت متمایزی نسبت به سایر اهالی خوزستان داشتند!]. نگارنده زماني كه مسئول #امور_فرهنگي #لشگر_خوزستان بود متوجه اين نكته شد.
نمونه ديگري كه سراغ دارم، منقول از ابوي است كه؛ در جوار روستايشان دهكدهاي بوده است با مردماني از #ايرانيان_اصيل. از #آية_الله #حاج_شيخ ز. ش. دعوت نمودند و چنان از وي استقبال نمودند كه وقتي #وضو ميساخته اصحابش از باب #تبرك، اجازه نميدادند قطرهاي از آن بر زمين بريزد. حتي به دنبال سخنراني ملايم در مذمت #اعمال_نامشروع #حكومت وقت، مردم چنان به جوش و خروش آمدند و با بيل و تيشه آماده جهاد و حمله به #پاسگاه شهرستان #آوج شدند كه آن #مرد_علم به زحمت توانست آنها را از حركات غيرقابل كنترل بازدارد! وليكن ديري نپائيد كه اگر آنمرحوم از كوچهاي عبور ميكرد مردمانش تغيير مسير ميدادند تا مبادا به او حتی سلامي بدهند! ووو...
فوّاره!
#فواره گر بلند گردد عاقبت سرنگون شود. در آغاز حركت چنان با فشار و تندي و توفنده و سنگين اوج ميگيرد كه گويي هيچ چيزي جلودار او نخواهد بود و هر مانعي را درهم خواهد شكست ولي طولي نميكشد كه از سرعتش ميكاهد و آنقدر بيحال و ناتوان ميشود كه گويي مفهومي بنام #حركت و جهش در قاموسش وجود ندارد و بلكه برعكس راه بازگشت ميگيرد و در يك حركت ارتجاعي آنچنان #سقوط ميكند كه از جايگاه قبل از حركتش هم پستتر ميرود! و چه مشابهتي دارد با شعلههاي آتش كه ابتدائا چنان بالا ميرود كه گويي ميخواهد #هفت_آسمان را نيز به كام خود بركشد وليكن مقطعي ديگر كه بدان مينگري خاكستري است اسير زوزههاي باد و پراكنده در دشتي پهناور! از اين سوي بدان سوي و... آيا چيزي بود؟! [هیچاً پوچا!!!]
۲) وراثت
#اولاد از #اولياء خويش #ارث ميبرند. انتقال ويژگيهاي شكلي و محتوايي، خصائل ظاهري و باطني، صفات جسماني، رواني و خصائص اخلاقي، رفتاري، افكاري، اعتقادي و حتي ذوائق، سلايق، روشها، شيوهها، منشهاي زندگي و امثالهم در انسانها از #والدين به فرزندان و #ذرّيّه فرزندان و از نسلي به نسلي ديگر، امري مقتضي و گويا از #سنن_آفرينش انسانهاست و هيچ بنيبشري نيست كه از #آباء و #اجداد و از سلسله #پدران و #مادران خود ارثي نبرده باشد.
چه بسيار انسانهايي كه قيافه و حتي آناتومي بدنشان شباهت فراواني به والدين و يا والدين والدين خود دارند، حتي رنگ چشمانشان و بافت موهايشان و تُن صدايشان و طرز راه رفتنشان و حتي نحوه انديشيدن و برگزيدن راهكارهاي عملي مربوطه تا آنجا كه به مرور زمان برخي از مسائل در وجود انسانها بصورت نهادينه در ميآيد و گويي جزو ذات تفكيكناپذير ايشان ميگردد. چه بسيار صفاتي كه به مرور و در توالي نسلها مبدّل به ذات افراد ميگردد.
استعداد انسانهايي كه والدين و اجدادشان مشغوليات علمي، فرهنگي، فني، صنعتي داشتهاند در زمينههاي نرمافزاري بالاتر است و انسانهايي كه والدين و اجدادشان درگيريهاي فيزيكي و بدني داشتهاند در زمينههاي ورزشي، رزمي و تحركات اعضاء و جوارح و قواي جسماني مستعدتر ميباشند. هنرمندان نيز نشانههايي از استعدادهاي هنري والدين خود دارند و فرزندان تجار و كسبه نيز در گرايشهاي اقتصادي و بازاري چه بسا موفقتر هستند و هكذا ساير اقشار در ساير زمينهها و گرايشها. و صد البته «چرخههاي اقتصادي» روزگاران و گردش و «تداول قدرتهاي سياسي» هر زمان در انتخاب شغلها و گرايشها تأثير بسزايي داشته و دارند كه ممكن است بر ارثيه روحي و رواني و حتي مادي افراد غلبه كرده باشد. وليكن #صفات_مبدّله به ذات، #متن_شخصيت هر كسي را تشكيل ميدهد.
البته #شاكله_شخصيتي افراد تحت تأثير عوامل مختلفي از قبيل #عوامل_محيطي و #عوامل_تقويمي نيز هست وليكن #عوامل_وراثتي، نقش بارزتري دارد.
...ادامه دارد.
✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر)
۱۴۰۳/۷/۴
🌐 👈حیفه نبینی👉
💠
🎲 👈محل نظرات👉
🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫
#تحریر_حم
💎 @SMHM212
ملتی آتشین در گذرگاه ایران
👌 این مقاله در سال ۱۳۷۹ تحریر شد:
(بخش ۰۴):
👈(بخش قبلی)👉
چنانكه ميبينيم؛ انواع توانائيهاي #سادات و #ذريه_رسول گرامي #اسلام(ص) دو برابر غير ايشان است. در #مطالب_علمي و #كشفيات_ذوقي، در #جسارت و #شجاعت، در مسائل اخلاقي و رفتاري و بلكه در همهچيز! حتي #نسوان_سادات ديرتر از #زنان_عوام، #يائسه ميشوند. زيرا #تكوين اينان با ديگران قدري متفاوت است و البته اين تبعيض در #تشريع هم جاري و ساريست! زيرا سادات همچنانكه اگر امور خير و نيكويي انجام دهند پاداششان دو برابر ديگران خواهد بود و چنانچه كارهاي شرّ و ناشايستي مرتكب گردند #عذاب و عقابشان هم دو برابر ديگران است!
و #قرآن_كريم هم ميفرمايد: «لايكلف الله نفسا الا وسعها» و وسع و توانايي انسانها از لحاظ كيفي و كمي، مختلف و متفاوت و گوناگون است.
فلذا «بنياد و بنيان شاكله انسانها #وراثت است». وراثتي كه در طول قرون متمادي و نسلهاي پياپي، تكوين يافته و در مواجهه با اوضاع #زيست_محيطي، #شرايط_اجتماعي، #اقتصادي، #فرهنگي و #عوامل_تقويمي، رنگ و لعابهاي مختلفي به خود ميگيرد. خصوصيات ژنتيكي انسانها بسيار فراگيرتر و عميقتر از خصلتهاي اكتسابي از محيط مكاني و زماني آنها ميباشد.
ايرانيان:
با عنايت به دو مقدمه مذكور ميتوان نتيجه گرفت كه #ايرانيان، چگونه مردماني هستند؟! #ايرانيان_معاصر، مظهر و تجلي تمامي صفات و خصائل نياكانشان هستند كه به #وراثت در وجود آنها رخنه كرده و در #شخصيت ايشان، نهادينه شده است و از ايشان چيزي ساخته است كه ميتوان آنرا به صورت يك #آتش تجسم نمود. زندگي در ميان اين #ملت، زندگي در ميان آتش است با همه خوبيها و با همه بديهايش. #حكومت كردن بر اين مردم، حكومت كردن بر آتش است با همه خطرات و جلواتش. چه بسا آنچنان به خاموشي و خمودي گرايد كه از فوت كردن پياپي آن براي افروختنش چيزي جز سرسام عايدت نگردد و چه بسا به ناگهان چنان شعله كشد كه دامنت را و بلكه تمام هيكلت را هم جزغاله سازد! اگر بر روي آن آب بريزي جلزّ و ولزّش گوش جهان را كر ميكند و دودش آنرا كور و اگر نفت و بنزين بر آن بپاشي بازهم گويي ميخواهد تمام جهانرا بر افروزد. واي بر آن روزي كه ناشيانه بجاي #آب بر آن #بنزين بريزي و واي بر آن روزي كه بجاي #نفت بر آن #خاك بپاشي! بايد كه #شمّ_سياسي بسيار فراوان و فوقالعادهاي داشته باشي تا بتواني مدت ديريني بر ايشان #حاكم يا #همسايه و یا #رفيق باشي وگرنه مصاحبت با ايشان زود سر خواهد آمد!
حكومت بر جهان!
كسي كه بتواند بر اين ملت، حكومت نمايد قادر است بر تمام جهان حكم براند وليكن معلوم نيست كه اگر كسي بتواند بر تمام دنيا #سلطنت نمايد توانايي حكومت بر اين ملت را هم دارا باشد. زيرا حكومت كردن بر اين مردم، بازي كردن با آتش است. آتشي دوست داشتني و آتشي نفرتانگيز! اگر از اين آتش، دور گردي سرماي جانكاهي در انتظار توست و اگر با اين آتش همآغوش گردي ترا خواهد سوزانيد و حفظ اندازه و فاصله و مراوده و مرابطه با اين #قوم، مهارت فوقالعادهاي را ميطلبد. بناگاه بلندت ميكند و بناگاه بر زمين ميكوبدت! عجايب صنعتي ديدم در اين دشت!
زين ...!
بارزترين وجه مطلب آنست كه اين قوم در طول قرون آموختهاند كه با هر از راه رسيدهاي رفتاري #مسالمت_آميز داشته باشند ولو اينكه در پشت سر آنها صفحه بگذارند و لب به هجو و تمسخر گشايند. چهبسا كه بر روي #دشمن شمشيرهاي آخته بكشند و بناگاه وي را در #آغوش_محبت خويش بفشارند! و چهبسا در آغوش استقبالشان از #دوست، دشنهاي نهفته باشد كه قلب نازنينش را بدرد! حتي ممكن است در يك روز؛ صبحش فرياد كشند #جاويد_شاه و عصرش زمزمه #مرگ بر شاهشان بلند گردد و بالعكس! دقيقاً مصداقي از ضربالمثلي ديگر در اين قوم؛ گهي زين به پشت و گهي پشت به زين! روزي #خميني را محبوبترين كلمه قرن بنامند و روزي ديگر دم از حذف #ولايت_فقيه بزنند. روزي براي خميني، زيارتگاهي بنا كنند كه #چشم_جهانيان را خيره سازد و روزي ديگر بخواهند كه حتي ياد او را به #موزه_تاريخ بسپارند. شگفتا و يا للعجب!
والسلام
سید محمد حسینی
مدیرمسئول خانه آموزش هنر و ادبیات سوره
حوزه اندیشه و هنر سازمان تبلیغات اسلامی
زمستان ۱۳۷۹/تهران
💠
این مقاله☝️را ۲۸ سال قبل (۱۳۷۵) بر اساس تجربهای شخصی از سال ۱۳۶۴ که در لشگر ۷ ولیعصر(عج) داشتم، نوشته بودم و در سال ۱۳۷۹ آنرا بازنویسی کردم و چنانچه امروز هم بخواهم آنرا بازنویسی بکنم، قاعدتاً در نحوه ارائه مطلب و عبارات و کلمات آن، تغییراتی خواهم داد. ولیکن اصل و اساس آن، چندان تغییری نخواهد یافت و شاکله کلی آن به قوت خود باقی خواهد ماند.
مدعای این مقاله، غیرقابل پیشبینی بودن #شخصیت_ایرانیان است! فلذا میتوان این #ملت را ملتی #شگفت_انگیز نامید!
#ملغمه_ایرانی
✍️سیدمحمدحسینی(منتظر)
۱۴۰۳/۷/۴
🌐👈حیفه نبینی👉
💠
🎲👈محل نظرات👉
🙏