انقدر گفتیم پاشید برید جنوب ،اینا پاشدن رفتن
خب حالا چی بگیم
بگیم نه حساب نیست شما تو سایه بودین مردم جنوب تو افتاب اند
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
حسن العاقبه یعنی علی بابک مماتی
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
سلامتی رهبر معظم انقلاب اسلامی که به حول و قوه الهی خار چشم دشمنان این سرزمین و مانع ذلت ایران در برابر سازشگرها هستند هم صلوات بفرستین و هم صدقه بدین و هم نذر و قربانی کنید.
دعا کنیم خدا سد محکم انقلاب در برابر لیبرالها و غربگداها حفظ کنه به لطف و کرم خودش.
فتح و پیروزی وعده قطعی الهی است نگران مسیر نیستیمزیرا به وعده الهی اطمینان دارم ولی نگران جان عزیزتر از جان رهبرمان هستیم.
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
🌀 علمدارِ شب؛ روایتی از یک روحانی در میدان امنیت
🖋 مهدی ایزدی؛ مدرس حوزه و فعال تربیتی
🔢 بخش نخست
🔸 از آخرین باری که سلاح به دست گرفته بودم، تقریباً سیزده سال میگذشت. با سلاح و سازمان رزم بسیج خداحافظی کرده بودم؛ بینظمیهای مکرر و آموزشهای تکراری و بیفایده دلم را زده بود. حتی به متربیهایم هم تأکید میکردم که در بسیج، فعال باشید نه «علّاف»؛ در برنامههایش حاضر باشید، خود را مفتخر به بسیج مستضعفین بدانید و بنامید، اما وقتتان را با آموزشهای تکراری و اجباری و بیفایده تلف نکنید. بهجایش، عنصر مؤثرِ تعلیم و تربیت این سازمان باشید، نه نیروی علّافِ سازمان رزم.
👊 اما این بار فرق میکرد. فکرش را هم نمیکردم روزی برسد که منِ مخالف سازمان رزم، یک رمضان را در کارهای نظامی-امنیتی بگذرانم؛ سلاح بر دست، بلکه بر دست و شانه و کمر؛ نه در خیابانهای دمشق، که در خیابانهای تهرانِ پایتخت؛ و در به در دنبال منافق و جاسوس و ستون پنجمِ دشمن کودککش و نامرد بگردم.
روی عهد سیزدهسالهام پا گذاشتم و صبح تلخِ اعلام خبر شهادت امامِ شهید، رخت عزا به تن کردم و راهی تهران شدم.
🛡 با پرسوجو فهمیدم اولویت اول تهران، دو چیز است: آواربرداری و امور نظامی-امنیتی. آواربرداری نه تخصص من بود و نه دلم، پایم را میکشاند به صحنههای خون و گوشت و کودک. اما در رسته رزم، چرا؛ هم کار کرده بودم، هم آموزشهای فراوان دیده بودم و بعضاً حتی آموزش هم داده بودم. پس با کمی پرسوجو به یک جمع دوستانه رسیدم؛ دوستانه از این باب که به ملاحظات امنیتی، نه میشود رستهشان را فریاد زد و نه عنوانشان را بنر کرد. بعد از سلام و علیک و آشنا دادن و آشنا گرفتن، مسلح شدیم و در گوشهای از خیابان کز کردیم، به امید ترکشی بیقرار؛ اما زهی خیال باطل.
🎖 جلیقهام طوری بود که پشتش، کنار ستون فقرات، جای باتوم داشت. با خودم گفتم: «باتوم که الآن به کار نمیآید؛ اینجا را چه کنم؟» ناگهان پرچم ایران را دیدم که از تابلوی کاهش سرعتِ ایست بازرسی آویزان بود. به سرعت برق، پرچم و چوبش را قاپیدم و با کمک یکی از دوستان، آن را در جای باتوم چفت کردم. چند نفر اعتراض کردند که این خلاف مقررات امنیتی است؛ جان خودت را به خطر میاندازی و برای fpvها تبدیل به یک هدف متحرک میشوی. من هم، از خداخواسته، لبخندی زدم و گفتم: «چه از این بهتر؟» البته برای حفظ جان دوستان، کمی از آنها فاصله گرفتم تا اگر ترکشی روزیام شد، اصل تکخوری را همچنان رعایت کرده باشم و کسی را به زور به بهشت نبرم.
💪 این ماجرا گذشت تا آخر شب. فرمانده در حال سرکشی از نیروها بود که دید در سوسوی چراغِ آن طرف خیابان، یک پرچم متحرکِ ایران در تاریکی شب در حال رفتوآمد است. تعجب کرد و آمد نزدیک. بچهها گفتند: «الآن است که فرمانده، شیخ را نقرهداغ کند.» فرمانده که نزدیکتر شد، تعجبش به لبخند تبدیل شد و لبخندش تا قهقهه بالا رفت. مرا در آغوش کشید و گفت: «شجاعتت به بچهها روحیه میدهد، آشیخ. از امشب، هر شب حتماً پرچم ایران را علمداری کن.» من هم که از شجاعت بویی نبرده بودم و فقط به نیت پُر کردن جای باتوم، پرچم گذاشته بودم، انگیزه گرفتم و شدم علمدار گروه.
📌 ادامه در فرستهی بعد👇
🌀 علمدارِ شب؛ روایتی از یک روحانی در میدان امنیت
🖋 مهدی ایزدی؛ مدرس حوزه و فعال تربیتی
🔢 بخش دوم
🔸 در یکی از شبهای ماه مبارک، بعد از انفجار انبار نفتهای تهران - شبی که شب را روز و روز را شب کرده بود - یک النود خاکستریرنگ پیش از گیت بازرسی بچهها ایستاد. در رنگش تردید دارم؛ باران نفتی آن روز، هر ماشین سفیدی را خاکستری و نوکمدادی جلوه میداد.
خانمی، نه چندان جوان و نه چندان میانسال تا به تابلوی کاهش سرعت رسید، زد روی ترمز. سرش را روی فرمان گذاشت و خیلی راحت غش کرد.
😧 برخلاف تمام اصول امنیتی، نزدیک شدم و در را خودم باز کردم. خانم غش کرده بود و کف زمین پهن شد. با استغفارهای متعدد، البته در دل، و با هزار سختی و مشقت و سرعت، او را کشانکشان از روی آسفالت خیس خیابان به صندلی عقب النود رساندم. با کمی پاشیدن آب و سر و صدا، خانم به هوش آمد؛ اما چه بههوشآمدنی! لکنت زبان گرفته بود، نفسش به شماره افتاده بود، هقهق میکرد و گولهگوله اشک میریخت.
😰 با هزار زحمت و مکافات، چند کلمهای به حرف آمد و گفت: «از داروخانه که بیرون آمدم، یک موتوری با دو سرنشین، سرتاپا سیاهپوش و با صورتهای پوشیده، به طمع ماشین و پولهایم تعقیبم کردند و ولم نمیکردند. من هم در حال فرار به ایست شما رسیدم. پرچم ایران روی دوش شما را که دیدم، مطمئن شدم بسیجی هستید و حزباللهی و من در امانم. از حجم زیاد استرسی که به من وارد شده بود و خیال راحتی که با دیدنتان پیدا کردم، غش کردم.»
😮💨چند دقیقه بعد، خواهران دیگری رسیدند و به کمک آن خانم شتافتند. وقتی خیالم از بابت حالِ خانم النودسوار راحت شد، به خلوت خودم در کنج خیابان برگشتم، کز کردم و رفتم به عمق این سه رنگ: سبز و سفید و قرمز.
🇮🇷 با خودم گفتم: ما آخوندها همیشه از معجزات پیامبران برای مردم روایت خواندهایم، اما حالا خودمان داریم معجزههای این پرچمِ بهظاهر بیجان و برخاسته از میلیونها جانفدا را تجربه میکنیم. چه اخلاصی در روح امام خمینی و در سیره رهبران این انقلاب بوده و هست که اینچنین پارچهای رنگارنگ، مایه آرامش دلهای مردم و سبب یکرنگ شدن جانها شده است؟
〰️〰️〰️〰️〰️
🗂 #الهیات_هدایت_در_جنگ
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
پیام دبیرکل حزب الله و فرماندهان و رزمندگان :
۱.مسیر همراهی با ولی شهید را با شما ادامه خواهیم داد و هیچ سرزنش مانع راه خدا نیست
۱/۲.امانت دار خون شهدا و اسرا و مفقودین و مجروحین خواهیم ماند
۲.شما پرچمدار اسلام و علمدار مسیری هستید که قبل شما ولی شهید و امام خمینی رحمه الله علیهما پرچمدار آن بودند.
۲/۲.پرچم شما همان پرچم حسین علیه السلام هست که فرمود: با دشمن دست ذلت و سازش نخواهم داد.
۳. از دل میدان جنگ با قوت و تصمیم راسخ دست بیعت برای شما دراز می کنیم.
۳/۱.بیعت با شما را بیعت با ولیعصر عجل الله فرجه الشریف و شما را یقینا نائب بر حق ایشان می دانیم.
۳.۲با شما عهد می بندیم پایدار بر ادامه مسیر بمانیم.
خدا دوستان عزیزمون در حزب الله رو حفظ کنه چقدر به ایمان و اعتقاد سیدالشهدای حزب الله و رزمندگان غبطه میخوریم خدا به همه مون ایمان ابوذری عنایت بفرماید.
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
اول در دل میدان اوامر را اجرا می کنند و سپس نامه وفاداری و بیعت می دهند.
رسم ولایت پذیری، اطاعت بی چون و چرا و پافشاری بر اصول هست.
مسئولین محترم!
والله لوددت ان لی بکل عشره منکم رجلا من حزب الله صرف الدینار بالدرهم
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
یا سر نهم به خاک درش یا دهم به باد
رفتم به کوی یار ببینم چه می شود
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✨السراج المنیر✨
@cheraghetaban
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄