eitaa logo
چرا طلبگی؟!
1.8هزار دنبال‌کننده
386 عکس
124 ویدیو
2 فایل
اهداف کانال: 🔹️ تبیین ضرورت طلبگی 🔹️ تبیین جایگاه حوزه در تمدن اسلامی 🔹️ آشنایی با راه و رسم طلبگی و سیره علما 🔹️ پاسخ به شبهات طلبگی 🔹️ بررسی اشکالات نظام فعلی حوزه ارتباط با ادمین: @Ali_rezaa110 👈 📚 تحت اشراف جمعی از اساتید حوزه علمیه
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻وعده حتمی خدا قبل از ظهور ✅عن أبي‌عبداللّه‌عليه‌السلام في قوله‌ «وَ قَضَيْنا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ» قَتلُ عَلِيٍّ و طَعنُ الحَسَنِ؛ ▫️امام‌صادق‌علیه‌السلام: مراد از به‌شهادت رساندن امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام و هتک‌حرمت امام‌حسن‌علیه‌السلام است. 🔸 «وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً» قَتلُ الحُسَينِ‌؛ ▫️و مراد از به شهادت رساندن حسین‌علیه‌السلام است. 🔹«فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما» إذاجاءَ‌نَصرُ‌دَمِ‌الحُسَينِ‌؛ ▫️و مراد از وعده نخست زمانی است که نصرت و حسین فرا رسد. 🔸«بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ» قَومٌ يَبعَثُهُمُ اللَّهُ قَبلَ خُروجِ القائِمِ، لا يَدَعونَ وِتراً لِآلِ مُحَمَّدٍ إلّاحَرَّقوهُ‌؛ ▫️آنان قومی هستند که خداوند پیش از خروج امام قائم عج مبعوث می‌کند که هیچ خونی (وتری) از آل‌محمد را بی‌پاسخ نمی‌گذارند مگر آنکه آن را به آتش می‌کشند [و را می‌گیرند]. 🔹«وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا» قَبلَ قِيامِ القائِمِ؛ ▫️این وعده خدا حتمی است و پیش از قیام امام‌قائم عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف به وقوع خواهد پیوست. 📚تفسير العيّاشی؛ ج۲، ص۲۸۱ 👇قابل تامل: ۱. این روایت شهادت امیرالمؤمنین، امام‌حسن و امام‌حسین علیهم‌السلام را به نسبت می‌دهد. ۲. انتقام از بنی‌اسرائیل قبل از ظهور حضرت، حتمی و توسط شده خواهد بود. 🔰رایةالهدی https://eitaa.com/rayatulhoda 🔰چرا طلبگی؟! https://eitaa.com/cheratalabegi
🔻توصیه امام شهید را جدی بگیریم. 🎤 رهبر شهید: من توصیه می‌کنم امسال فعّالان عرصه‌ فرهنگی به مطالعه‌ و آموزش نهج‌البلاغه توجّه ویژه‌ای داشته باشند.  ۱۴۰۴/۰۱/۰۱ 🔰چرا طلبگی؟! https://eitaa.com/cheratalabegi
🔻کسی‌که چرخ و پر به دست اوست ...آیت‌الله‌میرزا‌هاشم‌قزوینی(استاد): 🔸زمانی که من در اصفهان درس می‌خواندم، سال سختی پیش آمد و ما در مدرسه باوضع نامناسبی زندگی می‌کردیم. گاهی‌ازگرسنگی ضعف شدیدی می‌گرفتیم. یک روز شنیدم بیرون شهر گوشت شتر پخش می‌کنند. رفتم و در میان جمعیت، ۵سیر گوشت نصیبم شد. 🔹در راه بازگشت، را دیدم با دو دختر کوچک که سرشان را روی زانوهایش گذاشته بود و از بی‌رمقی به سختی نفس می‌کشیدند. زن با شرمندگی التماس کرد و به زبانی که نمی‌فهمیدم اشاره نمود که بچه‌هایش در شرف مرگ‌اند. 🔸دلم‌ سوخت،خودم‌ را کردم. به‌مدرسه‌ رفتم، گوشت‌را سرخ‌کردم و برگشتم.زن از‌آن‌قلیه‌ای‌ ساخت و قطره‌ای به دهان هر دختر چکاند، چشم گشودند و کم‌کم گوشت را خوردند و جان گرفتند. زن برایم . 🔹به‌مدرسه بازگشتم، بعدازظهری‌گرم‌‌و‌گرسنه، دراز کشیدم و چیزی برای خوردن نداشتم. ناگهان با‌ بقچه‌ای‌ درآمد،‌ احوال‌پرسی کرد و گفت این مال‌شماست. در‌بقچه‌‌ نان‌های تافتون معطر بود که تا آن روز ندیده بودم. از‌آن پیرمرد پرسیدم چه‌ کسی این‌ها را فرستاده است؟ اشاره‌‌ای کرد که مپرس، کسی‌که‌ چرخ‌ و‌ پر‌ به‌ دست‌ اوست ، و از اتاق خارج شد! 📚 برگرفته از کتاب جلوه‌های ربانی؛ ص۲۰ 🔰چرا طلبگی؟! https://eitaa.com/cheratalabegi
🔻کلاس طلاب آزاد؛ روش سنتیحوزه‌‌علمیه‌امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام(لویزان) جهت کسب اطلاعات بیشتر با ما در ارتباط باشید: https://eitaa.com/alimahd_135
+989353067191
[روی شماره بزنید، کپی می‌شود.] 🔰چرا طلبگی؟! https://eitaa.com/cheratalabegi
🔻از وادی‌السلام فهمیده‌ام ...آیت‌الله‌محمدتقی‌آملی رحمه‌الله: 🔸من‌ مدت‌ها‌ می‌دیدم‌ که دو سه ساعت در وادی‌السلام می‌نشینند، باخود می‌گفتم: «انسان باید زیارت کند و برگردد و به قرائت فاتحه‌ای روح مردگان را شاد کند، هم هست که باید به آن‌ها پرداخت!» این اشکال در دل من بود اما به احدی ابراز نکردم، حتی به صمیمی‌ترین رفیق خود از شاگردان استاد. 🔹مدتها گذشت و من هر روز برای استفاده از محضر استاد به خدمتشان می‌رفتم، تا آن که از نجف اشرف بر مراجعت به ایران عازم شدم ولیکن در مصلحت بودن این سفر، داشتم. این نیت هم در ذهن من بود و کسی از آن مطلع نبود. 🔸شبی بود می‌خواستم بخوابم؛ در آن اتاقی که بودم، در طاقچه پائین پای من کتاب بود؛ و دینی. در وقت خواب، طبعا پای من به سوی کتاب‌ها کشیده می‌شد، با خود گفتم: برخیزم و جای خواب را تغییر دهم یا لزومی ندارد، چون کتاب‌ها درست مقابل پای من نیست و بالاتر قرار گرفته، و این، کتاب نیست. بالاخره بنا بر آن گذاشتم که هتک‌حرمت نیست و خوابیدم. 🔹صبح که به محضر استاد، مرحوم قاضی رفتم و سلام کردم: فرمود: «علیکم السلام! صلاح نیست شما به ایران بروید. پا درازکردن به سوی کتاب‌ها هم هتک احترام است.» بی اختیار هول زده گفتم: «آقا! شما از کجا فهمیده‌اید؟» فرمود: «از فهمیده‌ام.» 📚 معادشناسی، علامه‌طهرانی؛ ج۲، ص۲۶۵ 🔰چرا طلبگی؟! https://eitaa.com/cheratalabegi
🔻بسمه‌تعالى، اعتبار ندارد.سؤال: در مورد تحصيل علوم اسلامى () رضايت پدرومادر از نظر شرعى چه حكمى دارد؟ 🔸جواب: بسمه‌تعالى، . 📚موسوعة الإمام‌الخمينی ۳۲ الی ۴۱؛ ج۱۰، ص ۶۹۰ 🔰چرا طلبگی؟! https://eitaa.com/cheratalabegi
🔻در رفتن از اين لباس مشكل است. 🎤حجة‌الاسلام‌والمسلمین قرائتی: 🔹اسلام نمی‌گويد: «هر كس را مسلمان نيست، بكشيد»؛ بلكه می‌گويد: «هر كس مسلمان‌شد و دهن‌كجی كرد [و مرتد شد]، معلوم می‌شود می‌خواهد دين را تضعيف كند.» غير از اين است كه آدم مسلمان نباشد. 🔸بطور مثال الان من دارم سخنرانی می‌كنم، هركسی هم پای حرف‌های من نمی‌خواهد بيايد، نيايد. اما كسی كه آمد و پای منبر نشست، اگر وسط حرف‌ها بلند شد و رفت، اين كوبيدن من است. نمی‌خواهی ارتش بروی، خوب نرو! اگر رفتی و لباس ارتشی را پوشيدی و ، اين كوبيدن ارتش است. 🔹شما را من افطاری، شام يا نهار دعوت می‌كنم. اگر دوست نداری بيايی، بگو: معذورم و نيا. اگر آمدی و سر سفره نشستی و نخوردی، اين به من است. شايد بگوئی نمی‌خواهم بخورم، اختيار و آزادی است. اما من را می‌سوزانی، چون پولی را كه من برای مهمانی خرج كردم، از بين می‌بری. از اول اگر می‌خواهی نيايی، ميل با خودت است، اما اگر آمدی، بايد مثل بخوری. 🔸اگر يك كسی آخوند شد و بعد از آخوند شدن، رفت و كت و شلوار به تن كرد، اين توهين است. معنايش اين است كه من اين لباس را دوست ندارم. خوب ما خيلی كت و شلواری خوب داريم، اما اگر پوشيدی، در رفتن از اين لباس مشكل است. 📚درس‌هایی از قرآن؛ ج۱، ص۲۰ 🔰چرا طلبگی؟! https://eitaa.com/cheratalabegi
🔻مگر چیزی گم کرده بودی؟! ✅فرزند آیت‌الله نخودکی اصفهانی رحمه‌الله: 🔸روزی از مسیری عبورمی‌کردم، درراه ناگهان در یک کالسکه به زن‌بی‌حجابی افتاد و سرم را برگرداندم. 🔹وقتی خدمت‌پدر رسیدم فرمودند: چرا نگاهت نبودی؟! عرض کردم چشمم افتاد، قصدی نداشتم، فرمودند: مگر چیزی گم کرده بودی، چشمت می‌گردید؟ 📚سامانه قرآن و عترت کیش 🔰چرا طلبگی؟! https://eitaa.com/cheratalabegi
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻خدا‌می‌داند‌که‌چه‌هست‌در‌این‌ذکر! 🔰چرا طلبگی؟! https://eitaa.com/cheratalabegi
🔻زندگی من معجزه ستارالعيوب است. عباسقلی‌خان در مشهد بازار معروفی داره. مسجد، حوزه، مدرسه، آب‌انبار ... روزی بهش خبر دادن؛ توی كه ساختی طلبه‌ای شراب می‌خوره! 🔸ناگهان همهمه‌ای تو مدرسه پيچيد. طلاب صدا می‌زدن حاجی اومده، اين وقت روز؟! عباسقلی‌خان مستقیم به اتاق من اومد و بقيه هم دنبالش. ناگهان از جاش بلند شد و کتابخانه کوچیکم رو نشونه رفت. رو به من كرد و گفت: لطفا بفرماييد نام اين کتاب قطور چيست؟ 🔹گفتم: شاهنامه فردوسی. قلبم بدجوری می تپید! نام اين کتاب چيه؟ آقا. عجب…! اين يکی؟ گلستان سعدی. و اين يکي؟! … 🔸لحظاتی بعد، اونچه نبايد می‌شد، شد؛ کتاب بزرگی رو نشون داد و با چشم‌هایی از حدقه در اومده به اشاره کرد و با لحنی خاص گفت: اين چه نوع کتابیه؟! 🔹برای چند لحظه خونه به دور سرم چرخيد، چشمام سياهی رفت. آخه چرا اين کار رو کردم؟! چرا توی مدرسه؟! خدايا! کمکم کن ... یکباره فکری به ذهنم رسید گفتم: نام اين کتاب است! دلم بدجوری شکسته بود. 🔸احساس کردم خشکش زده، چشماش رو روی هم گذاشت، چند از لابلای پلک‌هاش چکيد … يکباره کتاب ستار العيوب رو سرجاش گذاشت و از اتاق بيرون رفت. همراهاش هم دنبالش بیرون رفتند. 🔹اون‌ طلبه، همونجا عادت‌ رو به‌ عبادت تبدیل کرد. سر به خاک گذاشت و گریه کرد… ... بعدها معلم و مدرّس شد و روزی در کنار بزرگان علم، قصه زندگیش رو برای شاگرداش تعريف کرد که: زندگی من معجزه ستارالعيوب است. 📚اخلاق‌پیامبرواخلاق ما؛ جلال‌رفیع، ص۳۳۲ 🔰چرا طلبگی؟! https://eitaa.com/cheratalabegi
🔻کسى که عرفان ندارد، نه دنیا دارد نه آخرت.علامه‌طهرانی رحمه‌الله: 🔸(آیت‌الله سیدجمال‌الدین گلپایگانی رحمه‌الله) پیوسته در مقابلش روی کتاب‌هاى مطالعه بود، و از مناجات خمسه‌عشر حضرت سجّاد بسیار لذّت مى‌برد و غالبا آنها را می‌خواند و از حفظ بود. 🔹اطاق‌مطالعه ایشان در بیرونى و طبقه فوقانى، و اطاق محقّرى بود، و بالأخص در تابستان گرم نجف سخت و مشکل بود. و شدائد از اطراف و اکناف روى‌آور بود، و در این اواخر به کسالت قلب و پرستات مبتلا بود و عمل جرّاحى پرستات نموده و روى تخت افتاده و ادرار بوسیله لوله‌اى در ظرفى زیر تخت مى‌ریخت. 🔸قرض ایشان چه براى إمرار مخارج شخصى و چه براى به حدّ أعلى رسیده بود، و خانه مسکونى خود را به چهارصد دینار عراقى به جهت مصرف یک عمل جرّاحى براى یکى از ارحامشان به رهن گذاشته بودند. 🔹یک روز وارد شدم، دیدم: درحالى‌ که به‌پشت روى تخت افتاده و سن از ۸۰سال گذشته است، صحیفه‌کوچک خود را مى‌‌خوانَد و اشک مى‌ریزد و در عالمى از سُرور و و نشاط و لذّت است. کأنّه از شدّت انس با خداى تعالى در پوست نمى‌‌گنجد. 🔸سلام کردم. گفت: بنشین! از حالات من که تو خبر دارى (اشاره کرد به جمیع گرفتاریها: از مرض و جرّاحى و و ناملایم بودن وضع داخلى و هواى گرم و قرض فراوان و گرو رفتن منزل و غیرها) عرض‌ کردم: آرى! و سپس با یک تبسّم ملیح رو به من کرد و فرمود: من خوشم، خوش! کسى که ندارد، نه دنیا دارد نه آخرت. 📚معادشناسى؛ ج ۹، ص۱۱۶ 🔰چرا طلبگی؟! https://eitaa.com/cheratalabegi