🔻فرزندم! این وسوسه شیطان است.
✅امامخمینی رحمهالله:
🔸فرزندم! باقرآن این بزرگکتابمعرفت آشنا شو اگرچه باقرائت آن؛ و راهی ازآن بهسوی محبوب باز کن و تصوّر نکن که قرائت بدونمعرفت اثری ندارد که این #وسوسهشیطان است.
🔹آخر، این کتاب از طرف محبوب است برای تو و برای همه کس، و #نامهمحبوب محبوب است اگر چه عاشق و محبْ مفاد آن را نداند ...
📚صحیفه امام؛ ج۱۶، ص۲۱۱
🔰چرا طلبگی؟!
https://eitaa.com/cheratalabegi
🔻تو که آدم بشو نیستی!
✅مرحوم میرزا جواد آقا احساس میکرد که مرحوم آخوند (#ملاحسینقلیهمدانی) توجهی به او نمیکند. روزی عرض کرد: «آقا من به امید رسیدن به کمال خدمت شما رسیدهام. چرا عنايتی نمیفرماييد؟»
🔸آخوند فرمود: «تو که آدمبشو نیستی! میبینم هنگام وارد شدن در مجلس #نقطهٔخاصی را در نظر میگیری!
🔹از آن روز به بعد، پای #میرزاجوادآقا به بالای هیچ مجلسی نرسید.
📚بیقرار،احوالاتمیرزاجوادملکیتبریزی،ص۲۴
🔰چرا طلبگی؟!
https://eitaa.com/cheratalabegi
🔻جاهل، آنچه را نمیداند، انکار کند.
✅ امیرالمؤمنین علیهالسلام:
🔸فَإِذا وَرَدَ عَلَیهِ مِنَ الامورِ ما لَم یعرِفهُ #أنکرَهُ و کذَّبَ بِهِ و قالَ بِجَهالَتِهِ: ما أعرِفُ هذا، و ما أراهُ کانَ، و ما أظُنُّ أن یکونَ، و أنّی کانَ؟ و ذلِک لِثِقَتِهِ بِرَأیهِ و #قِلَّةِمَعرِفَتِهِ بِجَهالَتِهِ؛
🔹[جاهل کسی است که] هرگاه امر یا مطلبی بر او وارد شود که آن را نمیشناسد، آن را انکار میکند و #دروغشمرد و از روی نادانی میگوید: من چنین چیزی را نمیشناسم! و گمان نمیکنم [تاکنون] وجود داشته باشد و [حتی در آینده] رخ دهد، و [اصلاً] چنین چیزی چگونه ممکن است؟ و این [انکار و تکذیب] به خاطرِ #اطمینانِ او به رأی و نظرِ خویش، و آگاهیِ اندکش به نادانیِ خود است.
📚تحفالعقول؛ ص۷۳
🔰چرا طلبگی؟!
https://eitaa.com/cheratalabegi
🔻وقتی در تهران بودی، نزد ما نمیآمدی!
🎤آیتالله سیدعبدالجوادعَلَمالهُدی:
🔸مرحوم سیّدعبدالمهدیسِلمی نجفی، پسر دایی پدرم، که درزمان رضاخان در تهران #تبلیغ میکرد، دستگیر میشود. بعداً میگفت: بعداز یک سال زندان به شهر بیرجند تبعید شدم. یک شب که بسیار دلتنگ بودم، به #حضرتعبدالعظیم علیهالسلام متوسّل شدم و با چشمگریان به خواب رفتم.
🔹در رؤیا دیدم وارد مجلسی شدم که همه روحانی بودند و صدرمجلس، سیّد عبدالعظیم با #صورتینورانی و مجلّل نشسته است. جلو رفتم و بعد از سلام شکایت حالم را به عرض رساندم. فرمودند: «وقتی در تهران بودی، نزد ما نمیآمدی؛ ولی بعد از این به دیدار ما بیا.»
🔸از خواب بیدار شدم و تا صبح فکر میکردم. بعد از اذان صبح مأمور شهربانی درِ منزل آمد و گفت: عبدالمهدی سِلمی اینجاست؟ درِ منزل رفتم و خود را معرّفی کردم، گفت: مرخّص شدی، هر کجا میخواهی برو! بدون هیچ تعرّض و تعقیب و تعهّد به تهران آمدم و با خود عهد کردم تا آخر عمر زیارت آن حضرت را #شبهایجمعه ترک نکنم.
📚کیهان؛ ۱۴۰۱/۰۲/۲۳
🔰چرا طلبگی؟!
https://eitaa.com/cheratalabegi