eitaa logo
ᵀʰᵉ ᵍⁱʳˡ ʷʰᵒ ᶜʰᵃⁿᵍᵉᵈ ᵉᵛᵉʳʸᵗʰⁱⁿᵍ𐙚
168 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
0 فایل
نام فیک:دختر که همه چیز را تغییر داد ژانر: • مدرسه‌ای 🏫 • عاشقانه 🤍 • درام 🎭 • دوستی 🫂 • اسلو برن (رابطه‌ای که به‌آرامی شکل می‌گیرد) ❤️‍🔥 شخصیت‌های اصلی: • کیم تهیونگ • جون جونگکوک • پارک جیمین • ا/ت وضعیت: در حال انتشار فضای داستان: دبیرستان
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام، به کانال من خوش اومدید!𐙚 قبل از اینکه داستان‌ها شروع بشن، دوست دارم چند اصطلاح رو توضیح بدم تا همه راحت‌تر بتونن فیک‌ها رو بخونن. ⌗فیک (Fic) چیه؟ فیک یا Fanfiction یه داستان تخیلیه که نویسنده با استفاده از شخصیت‌های واقعی یا خیالی می‌نویسه. اتفاقات داخل فیک واقعی نیستن و فقط زاییده‌ی تخیل نویسنده هستن. ⌗ا/ت (Y/N) یعنی چی؟ ا/ت مخفف «اسم تو» هست. یعنی هر جا ا/ت رو دیدید، می‌تونید اسم خودتون رو جای اون بذارید و داستان رو از دید شخصیت اصلی بخونید. ⌗AU یعنی چی؟ AU مخفف Alternate Universe هست؛ یعنی داستان در یک دنیای متفاوت از واقعیت اتفاق می‌افته. مثلاً اعضای BTS به جای آیدل بودن، دانش‌آموز، دانشجو، دکتر یا هر شغل دیگه‌ای هستن. ⌗شیپ (Ship) یعنی چی؟ شیپ به دو شخصیتی گفته میشه که طرفدارها دوست دارن اون‌ها رو به عنوان یک زوج خیالی کنار هم ببینن. این فقط یک مفهوم در دنیای فنفیکشن و فندوم‌هاست و به معنی واقعی بودن رابطه نیست. ⌗درباره این کانال داستان‌های این کانال کاملاً تخیلی هستن و هیچ ارتباطی با زندگی واقعی شخصیت‌ها ندارن. هدف فقط سرگرمی و لذت بردن از داستانه. امیدوارم از خوندن فیک‌ها لذت ببرید. خوش اومدید به این دنیا! ⛲️
کیم تهیونگ • ۱۹ ساله • شخصیتی سرد، مغرور و کم‌حرف • کاپیتان تیم بسکتبال مدرسه • یکی از اعضای «سه غول» (The Big Three) • محبوب‌ترین پسر مدرسه • از جلب توجه و فلرت کردن دخترها متنفر است.
جون جونگکوک • ۱۹ ساله • بااعتمادبه‌نفس، شوخ‌طبع و وفادار • عضو تیم بسکتبال • یکی از اعضای «سه غول» • صمیمی‌ترین دوست تهیونگ
پارک جیمین • ۱۹ ساله • باهوش، خوش‌برخورد و مهربان • عضو تیم بسکتبال • یکی از اعضای «سه غول» • همیشه لبخند به لب دارد اما در موقعیت‌های مهم کاملاً جدی
ا/ت (Y/N) • ۱۹ ساله • دانش‌آموز انتقالی جدید • تنها دختر بزرگ‌ترین تاجر آمریکا • باهوش، موفق و همیشه نفر اول • ورودش زندگی همه را تغییر می‌دهد...
تهیونگ پسری سرد، مغرور و کم‌حرف بود؛ کسی که تقریباً کراشِ تمام دخترهای مدرسه به حساب می‌آمد. اما برخلاف چیزی که همه فکر می‌کردند، او از دخترها خوشش نمی‌آمد. دلیلش هم ساده بود؛ بیشترشان مدام با او فلرت می‌کردند و سعی داشتند توجهش را جلب کنند، چیزی که از نظر تهیونگ فقط آزاردهنده بود. او همیشه همراه دو دوست صمیمی‌اش، جونگکوک و جیمین، دیده می‌شد. همه در مدرسه آن‌ها را با لقب «سه غول» (The Big Three) می‌شناختند؛ نه فقط به خاطر محبوبیتشان، بلکه چون هر سه از ثروتمندترین دانش‌آموزان مدرسه بودند. تهیونگ همچنین کاپیتان تیم بسکتبال پسران بود و جونگکوک و جیمین هم در همان تیم بازی می‌کردند.
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𐙚 𝐓𝐡𝐞 𝐠𝐢𝐫𝐥 𝐰𝐡𝐨 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐠𝐞𝐝 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐲𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠𐙚 در همان لحظه، یک بوگاتی سفید Centodieci با صدایی آرام از دروازه مدرسه وارد شد و در پارکینگ توقف کرد. درِ ماشین باز شد و ا/ت، دانش‌آموز جدید کلاس دوازدهم، از آن پیاده شد. تنها دختر بزرگ‌ترین تاجر آمریکا. دختری نوزده‌ساله، زیبا، جذاب و خیره‌کننده؛ اما زیبایی تنها ویژگی او نبود. ا/ت دختری باهوش، تیزبین و همیشه نفر اول در همه‌چیز بود. دامن کوتاه مشکی، تاپ سفید، عینک آفتابی مشکی، موهای فر که تا روی باسنش می‌رسید، کفش‌های پاشنه‌بلند مشکی، دستبند طلای کارتیر، گوشواره‌های الماسی و گردنبندی ظریف که استایلش را کامل کرده بود. ──────────────────────── تهیونگ روی صندلی‌اش نشسته بود و جیمین و جونگکوک در دو طرفش بودند. دخترهای کلاس مدام به سمتشان نگاه می‌کردند و در گوش هم پچ‌پچ می‌کردند؛ بعضی سرخ شده بودند، بعضی ریز می‌خندیدند و بعضی دیگر با چشمک یا حرکات ظریف سعی می‌کردند توجه تهیونگ را جلب کنند. در همین حال، خانم نانسی، معلم آرام و خجالتی کلاس، پشت میز معلم ایستاده بود و حضور و غیاب دانش‌آموزان را انجام می‌داد. امروز اولین روز حضور ا/ت در مدرسه بود. او با قدم‌هایی آرام وارد راهرو شد. صدای برخورد پاشنه کفش‌هایش با زمین در سکوت راهرو می‌پیچید و کوله‌اش روی یکی از شانه‌هایش قرار داشت. وقتی به کلاس رسید و وارد شد، تمام نگاه‌ها به سمتش چرخید. حتی تهیونگ. چشمانش برای لحظه‌ای از تعجب بازتر شد و قلبش بی‌اختیار یک تپش را از دست داد. نگاهش از سر تا پای ا/ت حرکت کرد و برای اولین بار، نتوانست نگاهش را از یک دختر بردارد. تمام پسرهای کلاس مات و مبهوت به او خیره شده بودند و دخترها با حسادت و envy نگاهش می‌کردند. در همان لحظه، خانم نانسی سکوت را شکست. «تو باید دانش‌آموز جدید باشی، درسته؟ لطفاً خودت رو معرفی کن.» 𐙚𝐓𝐡𝐢𝐬 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐜𝐨𝐧𝐭𝐢𝐧𝐮𝐞𝐬𐙚