eitaa logo
𝓒𝘩𝘦𝘳𝘳𝘺 𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘴
24 دنبال‌کننده
54 عکس
6 ویدیو
0 فایل
my little world ☆
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از F᥆ɾᥕᥲɾɖ᭡
وقتی اون حس برگشته پس تو باید بین خواب ، قهوه ، مرگ و گوش دادن به آهنگای بیلی یکی رو انتخاب کنی...
هدایت شده از F᥆ɾᥕᥲɾɖ᭡
وقتی اون حس برگشته پس تو باید بین خواب ، قهوه ، مرگ و گوش دادن به آهنگای لانا یکی رو انتخاب کنی...
هدایت شده از چایی نبات ☕
سلام سلام به چای‌نبات‌بازایِ جذاب و خفن! ☕️✨ آقا چی فکر کردید؟ نشستیم اینجا فقط چای نبات بزنیم؟ نه بابا! اومدیم با یه تقدیمیِ بمب، سقف چنلو بیاریم پایین! 💣🔥 اصلاً هرکی اینجا عضوه، نصف عمرش در حالِ لذت بردنه و اون نصفه‌ی دیگش هم منتظرِ این لحظه بوده! (دروغ) 😎 حالا می‌خواید بدونید چطوری می‌تونید این وسط نقش داشته باشید و اون تقدیمیِ خفن مالِ شما بشه؟ خیلی ساده‌ست: اول از همه که باید جزو خانواده‌ی چای نباتی ما باشی (اگه نیستی که همین الان بزن رو جوین، ما اینجا بدونِ تو داریم دق می‌کنیم! 🥺👉👈). دوم اینکه این پیامو حتما فور کن تو چنلت اگرم چنل نداری که هیچی🥰 حالا نوبتِ تگ چنلته که « اگر چنل نداری اسم خودتو بفرست و اگر چنل داری تگت چنلت» بفرستی تو ناشناس، 😉 و اما سورپرایزِ اصلی... 🎁 من در ازای این همه ذوق و سلیقه‌ای که به خرج می‌دید، یه عکسِ اختصاصیِ «مخصوصِ خودتون» با وایب اسم چنلت یا اسمی که فرستادی طراحی می‌کنم که اگه بذارید پروفایل، بقیه از حسادت کباب بشن! 🖼️🍭 پس زودباشید دست به کار شید، ناشناس منتظره، منم که دیگه نگم براتون، دارم قلقلک می‌دم کیبوردو که زودتر عکساتونو بسازم! 🏃‍♀️💨 منتظرتونمااا! 💋 تقدیمی تو کی بهت میدم 😄 ظرفیت
ببخشید کی باید پیامو پاک کنیم؟ - تقدیمی تموم شد
چشمانش را بست؛ شروع به فکر کردن کرد در اتاقی سرد و تاریک بر روی تختش دراز کشیده بود، عروسکش را در اغوش گرفته و اشک می‌ریخت. نمیدانم ادم ها با او چه کرده بودند که در تابستانی سوزان چنین سرمایی حس میکرد... ِعروسکش را ارام نوازش میکرد. چرا که کسی را نداشت که اورا در اغوش بگیرد. همانطور که بی صدا اشک میریخت لبخند کمرنگی زد؛شاید هم لبخندی پر از درد..‌.. شاید قدردان عروسکش بود قدردان بالش هایش،اتاقش... چرا که فقط انها بی‌صدا به اشک هایش گوش دادند و قضاوتش نکردند. نفسی عمیق کشید حس میکرد انهاهم با دیدن حالش ناراحت میشوند. ان جسم های بی‌جان تمام دلخوشی اش شده بودند..‌ میدانست هرزمان بخواهد میتواند در اغوش انها اشک بریزد او دلتنگ بود دلتنگ کسی که هیچوقت نبوده...
ولی من از دلسوزی متنفرم☆
همیشه اون کسی میمونم که دستاشو و بگیرن لال میشه☆
هرچی میرم جلو بیشتر میفهمم واسه ادما مهم نیستم