-چشمان ِاو`
نمیدانم چرا اشکم روان شد بهارِ آرزوهایم خزان شد
امیدم بود دستش را بگیرم
ولی افسوس، سهمِ دیگران شد!
-چشمان ِاو`
میگفت فراموشش کردم ولی هنوز آخرین بازدیدش رو چک میکرد .
میگفت فراموشش کردم
ولی هنوز از تیکه کلامهاش استفاده میکرد.
-چشمان ِاو`
شبانه گریه کنی تا دوباره صبح شود که صبح گریه کنی تا دوباره شب برسد : )
که هی سه نقطه بچینی اگر ولی شاید ...
کسی نمی آید، نه! کسی نمی آید : )
-چشمان ِاو`
گفتم ز دولت عشق ؟ گفتا که کودتا شد گفتم رقیب ؟ گفتا : او نیز کلّه پا شد
گفتم کجاست لیلی ؟مشغولِ دلربایی ؟
گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی .