eitaa logo
دردونه (قصه،کارتون،لالایی)
10.9هزار دنبال‌کننده
10هزار عکس
6.9هزار ویدیو
193 فایل
👦👧ارتباط با ادمین کانال دُردونه 👇👇👇 @adchildrin1 ⛔ڪپی ڪردن مطالب ڪانال بدون ذڪر منبع #حرام است⛔ (فقط دُردونه)👌 کد تائیدیه وزارت ارشاد 1-1-297666-61-2-1 دردونه در پیام رسان ایتا: https://eitaa.com/childrin1
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ســلام به سه شنبه ششم اردیبهشت ماه خوش آمدید🌸🍃 سه شنبه تون پـر از عطر خـدا🌸🍃 یه روز خوب یه حس خوب🌸🍃 یه تن سالم یه روح آرام و بزرگ آرزوی قلبی من بـراى شما🌸🍃 روزتون سرشار از زیبـایی🌸🍃 🍃🌸 ∩_∩ („• ֊ •„)🌸🍃 ┏━━━∪∪━━━┓ 🌸🍃 @childrin1 🍃🌸 ┗━━━━━━━━━┛
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
21.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💚فرمانروا نپتون💚 ♥️ ∩_∩ („• ֊ •„)🌈 ┏━━━∪∪━━━┓ 🌈 @childrin1 ♥️ ┗━━━━━━━━━┛
16.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
" زهره و زهرا " قسمت : پنجم 🎍 ∩_∩ („• ֊ •„)🎍 ┏━━━∪∪━━━┓ ⭐️ @childrin1 ⭐️ ┗━━━━━━━━━┛
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاردستی قلک با استفاده از کارتن یا مقوا🌈 ♥️ ∩_∩ („• ֊ •„)♥️ ┏━━━∪∪━━━┓ ⭐️ @childrin1 ⭐️ ┗━━━━━━━━━┛
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🧩 یه بازی مهارتی ساده باچی؟ 🎯توپ رنگی 🎯مقوا رنگی 👀تقویت هوش دیداری 🎨شناخت رنگ‌ها 🕊 ∩_∩ („• ֊ •„)🕊 ┏━━━∪∪━━━┓ ♡ @childrin1 ♡ ┗━━━━━━━━━┛
چرا کودکان سلام را فراموش می کنند؟ فراموش کردن کودک در سلام به افراد به دلیل بی ادبی و بی اعتنایی اش نبوده بلکه هجوم افکار و اطلاعات جدید به ذهن او، قدرت سلام کردن را از وی می گیرد. ♧ ∩_∩ („• ֊ •„)🐇 ┏━━━∪∪━━━┓ 🐇 @childrin1 ♧ ┗━━━━━━━━━┛
متولدین بهار@childrin1کانال دُردونه(2).mp3
زمان: حجم: 2.9M
"متولدین بهار" (تقدیم به همه ی متولدین گل و دوست داشتنی فصل زیبای بهار ) 👆👆👆 🎂 🎉🎂 🎂🎉🎂 🎉🎂🎉🎂 Join🔜 @childrin1
🐜عکس مورچه‌ها🐜 یک مورچه قدم زد آهسته رویِ دیوار پشت سرش صفی بود از دوستان پر کار کار و تلاش آن‌ها با نظم و بی‌صدا بود بر دوششان خوراکی یا تکه‌ای غذا بود از کارشان گرفتم یک عکس فوری و زود عکسی که من گرفتم دیوار نقطه‌چین بود ..... 💕 ∩_∩ („• ֊ •„)💕 ┏━━━∪∪━━━┓ 🐜 @childrin1 🐜 ┗━━━━━━━━━┛
‍ کمک‌های اولیه🌈🌼 ✨قسمت اول✨ اگر زخمی یا دچار خونریزی شدیم چه‌کار کنیم؟ به نام خدای مهربان اسم این پسر سامان است. سامان پسر باهوش و دانایی است. او درباره‌ی کمک‌های اولیه چیزهای زیادی می‌داند. کمک‌های اولیه، کارهایی است که باید موقع آسیب دیدن انجام دهیم تا آسیب‌دیدگی بیشتر نشود و زودتر خوب بشویم. سامان می‌داند که اگر بینی‌اش خونریزی کند، باید چه‌کار کند تا خونریزی قطع شود. سامان می‌داند که باید بنشیند و سرش را به جلو خم کند. اگر دور گردنش شال‌گردن دارد، باید آن را بردارد. اگر اولین دکمه‌ی پیراهنش بسته است، باید آن را باز کند و از راه دهان نفس بکشد و قسمت نرم بینی‌اش را با دو انگشت فشار بدهد. او می‌داند اگر دهانش پر از خون باشد، باید خون را تف کند تا دلش به هم نخورد. سامان می‌داند که برای بند آمدن خون بینی، نباید سرش را بالا بگیرد. چون این‌طوری خون وارد حلق او می‌شود. او می‌داند بعد از این‌که خونِ بینی‌اش بند آمد، باید تا چهار ساعت به بینی‌اش دست نزند؛ و اگر بعد از نیم ساعت خونریزیِ بینی قطع نشد، باید همراه بزرگ‌ترهایش پیش دکتر برود. سامان می‌داند اگر یک روز دکتر دندانش را کشید باید بنشیند و سرش را به طرفی که دندان کشیده شده است، خم کند تا خون از دهانش خارج شود. بعد، یک تکه پارچه‌ی تمیز و ضخیم روی جای خونریزی بگذارد. او می‌داند که پارچه باید به‌اندازه‌ی کافی ضخیم باشد تا وقتی با دندان، جای خونریزی را فشار می‌دهد، به دندان‌های دیگرش فشار نیاید. بعد هم باید با دستش چانه‌اش را نگه دارد. او می‌داند که باید خون را تف کند تا دلش به هم نخورد و کمی بعد، پارچه را از دهانش بیرون بیاورد و توی آینه، جای خالی دندان را نگاه کند. اگر بازهم خونریزی داشت، دوباره باید پارچه‌ی تمیز دیگری را روی آن بگذارد و نباید دهانش را بشوید و نباید تا ۱۲ ساعت مایعات گرم بخورد و اگر با تمام این کارها بازهم خونریزی قطع نشد، باید پیش دکتر برود. بعضی وقت‌ها سکسکه به سراغ سامان می‌آید. سامان خیلی خوب می‌داند باید چه‌کار کند تا سکسکه‌اش قطع بشود. او می‌داند که باید آرام بنشیند و چند لحظه اصلاً نفس نکشد، یا بدون این‌که نفس بکشد، یک لیوان آب را آرام‌آرام بنوشد، یا یک پاکت کاغذی (نه نایلونی) را روی دهان و بینی‌اش بگیرد و توی آن نفس بکشد. جرقه‌های جوشکاری قشنگ‌اند؛ اما سامان می‌داند که نگاه کردن به آن‌ها خیلی خطرناک است. او می‌داند که اگر مدت زیادی به جرقه‌های جوشکاری یا آفتابی که به برف می‌تابد، خیره شود، چشم‌هایش آسیب می‌بینند و درد می‌گیرند. حتی شاید این چشم‌درد تا یک هفته طول بکشد. سامان می‌داند برای این‌که چشم‌هایش از نور جرقه‌های جوشکاری یا نور آفتابی که به برف می‌تابد، آسیب نبیند، باید عینک تیره بزند. او می‌داند که اگر این کار را نکند، چشم‌هایش درد می‌گیرند و احساس می‌کند توی آن‌ها شن و فلفل ریخته است. بعد، چشم‌هایش قرمز می‌شود و از آن‌ها اشک می‌آید. سامان می‌داند برای این‌که این ناراحتی‌ها از بین برود. باید چشم‌هایش را با آب سرد بشوید. برای این کار باید سرش را زیر شیر آب بگیرد. به‌طوری‌که آب وارد چشمش شود و از روی صورتش بگذرد. یا این‌که سرش را توی یک ظرف پر از آب فروکند و چشم‌هایش را با چشم‌بند ببندد تا درد و ناراحتی آن‌ها کم‌کم تمام شود. ادامه دارد.... 🌼 ∩_∩ („• ֊ •„)🌈 ┏━━━∪∪━━━┓ 🌈 @childrin1 🌼 ┗━━━━━━━━━┛