eitaa logo
, Paradox ,
2.2هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
9 فایل
فرمانروای اینجا ۱۲۰ سال عمر کرده . و درخت تنومند چیپسی که بهش فرمانروایی میکنه پر از خاطرات و حال و احوالاتشه. جنگل آمازون https://eitaa.com/joinchat/1731134270Cce5b4952b5 « چنل ناشناسِ شروع :۱۴۰۰/۶/۲۷ 
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز تو مدرسه درحال تجربه کردن آخرین ها بودیم آخرین زنگ فیزیک آخرین زنگ شیمی آخرین بغل ها اخرین عکس ها ... * و اشک
هدایت شده از آشغالایِ رنگی !-
باید بهمون یاد میدادن که باهم مهربون باشیم اما به جاش چی یاد گرفتیم؟ بجنگ، برنده باش، اول شو هیچوقت نگفتن؛ اینجوری یه نفرو دوست داشته باش اینجوری حواست باشه دل آدما نشکنه اینجوری عشق بورز اینجوری محبت کن هیچوقت... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌:) ↠ @delbarnadashtam°•
فردا قراره دقیقا دو برابر هرچی سحر آب خوردم رو گریه کنم فقط !
کلاس زیست دهم ، اخرین جلسمون بود و معلم داشت کتابو تموم میکرد ولی من با چشمای اشکی نگاهم به ساعت بالای سرش روی دیوار بود که داره به سرعت آخرین جلسه ی زیسته دهمم رو تموم میکنه . اون روز تموم شد کلی گریه کردیم و رفتیم خونه . تابستون بعد کلی خوشگذرونی برگشتیم برای یازدهم . و دوازدهم همینطور اما الان دیگه زنگ آخر زیست فردا قراره برای همیشه آخرین زنگ زیست باشه برای همیشه .
همیشه دوست داشتم کلی عکس بگیرم با بچه ها و از مسخره بازیامون سر کلاس و .. اما هیچ وقت هیچکی رو مودش نبود . و حالا ک روزای آخره شاید بتونیم خاطره ثبت کنیم فقط ، کاری که قبلا نمیکردیم شاید چون هنوز روز آخر نبود و ناراحتم براش .
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من اشک ، غم ،حسرت و ناراحتی هستم !
دوستم درحالی که داره قانعم میکنه نباید دیگه بیشتر از این گریه کنم برا مدرسه✨ >>>>
حتی توانایی این رو ندارم که متنی با عنوان آخرین روز مدرسه بنویسم .
امسال واقعا خیلی زود تموم شد . ولی اشباع شده از خاطره هامون خاطره های تلخ و شیرینی که پشت سر گذاشتیم . امروز بالاخره دفترِ این کتابه قطورِ خاطره های ۱۲ ساله ی ما برای همیشه بسته شد . و وقتی که یاد روز اول مدرسه میوفتم و با خودم فکر میکنم این مسیره پر پیچ و خم و خسته کننده رو که برای این همه سال متوالی ادامه داشته رو چقدر زود طی کردم و اینجا دارم از روز آخر حرف میزنم ؟!
دوست دارم از امروز بگم از دوستام بگم از همه اونایی که امسال حواسشون بهم بود و خاطره های زیبایی رو برام ساختن از ریحانه که سر کلاسا به زور بیدار نگه میداشت منو و به همه چرت و پرت هام میخندید و تحملم میکرد از مریم کوچولوم که تو همه درسا کمکم میکرد و کم نمیزاشت و فقط کافی بود حالم یکم بد بشه تا بیاد کنارم بشینه و بگه چده از حدیث عزیزم که از روز اول تا امروز باهام خوب بود و حواسش بهم بود از مریم که امسال خیلی بیشتر دوست شدیم و کلی بهم توجه میکرد و هوامو داشت و کلی باهم به همه چیز خندیدیم و شبای امتحان به هم گفتیم آره منم نخوندم از مهسا و فحشای جدیدی که بهم یاد میداد و بقیه ی بچه ها که این ۳ سال باهم سر کردیم و گذروندیم . دوست دارم توی قاب خاطرات این کلاس برای همیشه یادتون بمونم دوستتون دارم .
, Paradox ,
دوست دارم از امروز بگم از دوستام بگم از همه اونایی که امسال حواسشون بهم بود و خاطره های زیبایی رو
اما حیفه که تا اینجا اومدم از اکیپ بزرگه بچه های ریاضی چیزی نگم از جوّ فوق العاده صمیمانه و نزدیک کلاسشون که آدم دلش میخواست فقط بشیته باهاشون حرف بزنه مسخره بازی در بیاره و بخنده *البته چون هیچ وقت به جز چرت و پرت چیزی بیان نمیشد 😔 چون زیادید من آرتی که ازتون کشیدم رو میزارم و میگم دلم برای همتون تنگ میشه تک تکتون که اصلا منو عضوی از خودتون میدونستید و به شدتت هوامو داشتیدد مخصوصا پارسال و حتی امسال بودن باهاتون واقعا خاطره های شاد و تکرار نشدنی ای برام رقم زد دوستون دارم بچه ها *چشمای اشکی و لبخند :"