, Paradox ,
دوست دارم از امروز بگم از دوستام بگم از همه اونایی که امسال حواسشون بهم بود و خاطره های زیبایی رو
اما حیفه که تا اینجا اومدم از اکیپ بزرگه بچه های ریاضی چیزی نگم
از جوّ فوق العاده صمیمانه و نزدیک کلاسشون که آدم دلش میخواست فقط بشیته باهاشون حرف بزنه مسخره بازی در بیاره و بخنده
*البته چون هیچ وقت به جز چرت و پرت چیزی بیان نمیشد 😔
چون زیادید من آرتی که ازتون کشیدم رو میزارم و میگم دلم برای همتون تنگ میشه
تک تکتون که اصلا منو عضوی از خودتون میدونستید و به شدتت هوامو داشتیدد مخصوصا پارسال و حتی امسال
بودن باهاتون واقعا خاطره های شاد و تکرار نشدنی ای برام رقم زد
دوستون دارم بچه ها
*چشمای اشکی و لبخند :"
[ دیالوگ های امروز ]
+ به خودت بیا !
+ بیا باهم عکس بگیریم بالاخره تو دورگه ی مایی ( ریاضی تجربی)
+ما واقعا هیچ وقت تورو به چشم یه تجربی ندیدیم .
+ بای بای ما رفتیم من دیگه شمّا رو نمی بینم
+به هیچی رسیدیم
+بچه هااا سال بعدد امیدوارم بیامم و اسم همتونوو توی قبولی های امسال ببینمم
+تو دلم درده رو لبم خنده
+خداحافظ
من با به تصمیم اشتباه وارد رشته ی تجربی شدم اما خوشحالم از اینکه اینجا بودم
این مدرسه و این معلما و همه ی اتفاقاتی که رقم خورد یه تجربه ی بزرگ بود برام .
معلم هایی داشتم که برای همیشه درس هایی که ازشون گرفتم رو فراموش نمیکنم
مثل
سال دهم معلم زیستمون که تو قلبم بود و بدون اینکه خم به ابرو بیاره برای بار دوم یا سوم درس رو برامون توضیح میداد
سال یازدهم معلم تاریخمون کسی که همهه دوستش داشتن وبراش احترام قائل بودن یه زن بی نظیر و فوق العاده بود که به شدت دلم براش تنگ میشه
و همچین معلم زمین شناسیمون
من خیلی دوستش داشتم احساس خوبی بهم میداد همیشه از تدریسش و حرف زدنش و علاقه اش و من هیچ وقت فراموشش نمیکنم
معلم ادبیات دهم و یازدهمم که با مهربونی تمام ادبیاتو بهمون تدریس میکرد
آخ معلم فیزیمون
فیزیک ۱۱ با قدرت تمام توسط بهترینن معام ممکن بهمون تدریس شد یه معلم داش مشتی و خفن و باحال که هم تدریسش عالی بود هم شوخیاش به جا بود هم تخریباش ۱۰۰ از ۱۰۰ بود چقدر من دلم برای تدریس تو تنگ میشه زن اخه
و اما دوازدهم
دبیر های دوازدهم یکی پس از دیگری تیری در قلبم هستند 💘
معلم ریاضی یه یک تجلی از ریاضی بود نگاهش که میکردی انگار ریاضی به انسان تبدیل شده بود و شگفت انگیز بود این زن
دبیر زیستمون وای دبیر زیستمون یه خانومه به شدت با فرهنگ و با ادب بود که خیلیی ازش خوشم میومد از اینکه همیشههه به فکرمون بود حواسش بود یوقت ناراحت نباشیم و باهامون حرف میزد )
و معلم فیزیک که خیلی گوگولی و مهربانانه تدریسش رو میکرد و حواسش بهمون بود
معلم شیمی عزیزم که شاید از تدریسش راضی نبودیم ولی خودش خیلی دوست داشتنی بود
معلمه دینیه قدرتمندمون یه زن با اقتدار و اعتناد به نفس که همه چی رو روی یه انگشتش میچرخوند رک و منطقی و در عین حال دوست داشتنی باعث شد راجب معلمای دینی یه جور دیگه فکر کنم چون خیلی با صلابت بود
و در آخر معلم ادبیاتمون که با علاقه ی زیادش به ادبیات بهمون تدریس میکرد و اون ذهن سر شار ادبیش رو بهمون نشون میداد هر دفعه
و بقیه ...
#خاوطره