eitaa logo
, Paradox ,
2.2هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
9 فایل
فرمانروای اینجا ۱۲۰ سال عمر کرده . و درخت تنومند چیپسی که بهش فرمانروایی میکنه پر از خاطرات و حال و احوالاتشه. جنگل آمازون https://eitaa.com/joinchat/1731134270Cce5b4952b5 « چنل ناشناسِ شروع :۱۴۰۰/۶/۲۷ 
مشاهده در ایتا
دانلود
هرچقدر فکر میکنم میبینم معلم های امسال واقعا چقدر خوب بودن .
من با به تصمیم اشتباه وارد رشته ی تجربی شدم اما خوشحالم از اینکه اینجا بودم این مدرسه و این معلما و همه ی اتفاقاتی که رقم خورد یه تجربه ی بزرگ بود برام . معلم هایی داشتم که برای همیشه درس هایی که ازشون گرفتم رو فراموش نمیکنم مثل سال دهم معلم زیستمون که تو قلبم بود و بدون اینکه خم به ابرو بیاره برای بار دوم یا سوم درس رو برامون توضیح میداد سال یازدهم معلم تاریخمون کسی که همهه دوستش داشتن وبراش احترام قائل بودن یه زن بی نظیر و فوق العاده بود که به شدت دلم براش تنگ میشه و همچین معلم زمین شناسیمون من خیلی دوستش داشتم احساس خوبی بهم میداد همیشه از تدریسش و حرف زدنش و علاقه اش و من هیچ وقت فراموشش نمیکنم معلم ادبیات دهم و یازدهمم که با مهربونی تمام ادبیاتو بهمون تدریس میکرد آخ معلم فیزیمون فیزیک ۱۱ با قدرت تمام توسط بهترینن معام ممکن بهمون تدریس شد یه معلم داش مشتی و خفن و باحال که هم تدریسش عالی بود هم شوخیاش به جا بود هم تخریباش ۱۰۰ از ۱۰۰ بود چقدر من دلم برای تدریس تو تنگ میشه زن اخه و اما دوازدهم دبیر های دوازدهم یکی پس از دیگری تیری در قلبم هستند 💘 معلم ریاضی یه یک تجلی از ریاضی بود نگاهش که میکردی انگار ریاضی به انسان تبدیل شده بود و شگفت انگیز بود این زن دبیر زیستمون وای دبیر زیستمون یه خانومه به شدت با فرهنگ و با ادب بود که خیلیی ازش خوشم میومد از اینکه همیشههه به فکرمون بود حواسش بود یوقت ناراحت نباشیم و باهامون حرف میزد ) و معلم فیزیک که خیلی گوگولی و مهربانانه تدریسش رو میکرد و حواسش بهمون بود معلم شیمی عزیزم که شاید از تدریسش راضی نبودیم ولی خودش خیلی دوست داشتنی بود معلمه دینیه قدرتمندمون یه زن با اقتدار و اعتناد به نفس که همه چی رو روی یه انگشتش میچرخوند رک و منطقی و در عین حال دوست داشتنی باعث شد راجب معلمای دینی یه جور دیگه فکر کنم چون خیلی با صلابت بود و در آخر معلم ادبیاتمون که با علاقه ی زیادش به ادبیات بهمون تدریس میکرد و اون ذهن سر شار ادبیش رو بهمون نشون میداد هر دفعه و بقیه ...
نمیدونم دوست داشتم یه خاطره از معلمام اینجا داشته باشم 🚶‍♂
هدایت شده از ɴᴇᴠᴇʀʟᴀɴᴅ
میبینم که فرشته های سمت راستتون بعد یک سال فعال شدن. (مزاح)
وقتی یه موضوعی که خیلیی دوسش داری میاد وسط صحبت و تو باید جلوی خودتو بگیری و حرف نزنی که پرحرفی نکرده باشی <<<<<<<
شانسم در یک تصویر :
اشکال نداره یه دفعه کیم گرفته بودم یه چوب بستنی اضافی توش بود این جا اون 🚶‍♂
اسم ماهیم [ ماهیچه ] بود . مُرد .
[ Rest in peace my muscle 🐟 ]
دفعه اولی که داوود کیمو دیدم وای فکرشم نمیکردم یه روز تو یه برنامه ایرانی ، بیاد اهنگ بخونه