هرسال باید به طرز فجیحانه ای این روزو تحمل میکردم ولی خداروشکر که امسال ماه رمضونه نمیریم وای خوشحالم .
معلم ریاضیمون گفته بریم مدرسه و من واقعا اگه برم مدرسه و ببینم بچه های پانسیون نیستن و نمیتونم برم پایین که فاطمه و هلیا رو بغل کنم و
کلی شلوغه مدرسه خیلی حالم بد میشه 🚶♂
امروز باز رفتم کتابخونه و چقدر دلم برای تابستونه کتابخونه تنگ شده الان واقعا حس اون موقع هارو نمیده 🚶♂