تابستان ۱۴۰۴ هم تموم شد
واقعا سخت بود با تمام وجودم اعتراف میکنم که علارغم تلاش من برای خوب بودن واقعا سخت بود ولی خب نمیشه چشم پوشوند روزای خوبم کم نبودن بالاخره زندگیه و تلخیا و شیرینیاش،ممنونم که گذشتی ممنونم که دووم اوردی ممنونم که کنارم بودید .
به هر حال دیگه خدانگهدار تابستون )
#feels
من از اخرین روز تابستون واقعا لذت بردم
با دوستان رفتیم گلستان شهدا پرونده قتل حل کردیم . دل نشین بود واقعا.
اتفاقی مریمو تو اتوبوس دیدم خیلی خوشحال شدم دیگه بهم هم گلابی داد هم موز :")
همین اقا
من تقریبا ۳ چهارم کتاب سقوط رو خوندم
و تا اینجا میتونم بگم از شخصیت اصلی متنفرم
من جدیدا علاقه پیدا کردم به رادیو های انگلیسی میرم تیک تاک میشینم کلی وقت جوبال این د مورنینگ گوش میدم