این مدت الحمدلله دست بوس تمامی عاملینی هستم که دلفان کار میکرد.
و تا تونستم فرجه ی امتحاناتمونو فیلم و سریال دیدم.
انیمه گاچیا کوتا رو فصل اولشو دیدم.در انتظار فصل دو ام.
Money heist فصل سومم
Pluribus دیدم
Man vs baby رو ۲ بار دیدم
یه چندتا فیلم سینمایی چرت و پرتم دیدم
قسمت اول چندتا سریالم دیدم
واقعا شب خوبی بود.:)
رفتم خونه نیکی اینا و چون شوهرش نبود
دیگه موندم تا فردا صبحش.
اول شام پختیم (همه کاراشو نیکی کرد البته)
بعد کلی فکر کردیم که تا صبح بیداریم چه سریالی ببینیم که دوتامون ندیده باشیمش که رفتیم سراغ مانی هیست.
قسمت ۷ بودیم که اذان صبح شد و ریا بشه رفتیم نمازو خوندیمو بعدش دیدیم واقعا خوابمون میاد که یکم تو تاریکی حرف زدیم تا خوابمون برد.
وقتی بیدار شدم دیدم ساعت ۱۱ صبحه
و وقت اینه که بدون بیدار کردنش مثل وان نایتا برم سریع.
که بیدار شد و صبحانه خوردیمو همین دیگه برگشتم خونه.
* همیشه با تموم کردن این خاطره ها مشکل دارم اخرش یه جوری میشه ولی خب
#خاوطره