eitaa logo
, Paradox ,
2.2هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
9 فایل
فرمانروای اینجا ۱۲۰ سال عمر کرده . و درخت تنومند چیپسی که بهش فرمانروایی میکنه پر از خاطرات و حال و احوالاتشه. جنگل آمازون https://eitaa.com/joinchat/1731134270Cce5b4952b5 « چنل ناشناسِ شروع :۱۴۰۰/۶/۲۷ 
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش اینجوری که الان هستم نمیشدم.
933.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلم میخواد وقتی هنوز از فنجون لاته داره بخار میاد و داری به صفحه ی شطرنج دقیق نگاه میکنی تا حرکت بعدیت رو بزنی،بهت نگاه کنم. دوست دارم وقتی بعد کلی وقت سربازتو جا به جا کردی یه قلوپ از همون لاته ی داغ بخورم و با لبخندی که: چه اشتباهی کردی، همون موقع حرکت بعدی رو بزنم. متاسفم که توی دنیای واقعی من شطرنج بلد نیستم و تو حتی وجود نداری.
دور مانده از خوشی،باهرکه صحبت میکنم.
امروز به شدت پر بار بود خیلی زیاد
با مریم قرار بود بریم مراسم بعد به اتوبوس نرسیدیم گفتیم اشکال نداره پیاده میریم 😂 داشتیم میرفتیم که یه ماشینی برامون نگه داشت یه پیرمرد پیرزن خیلی نازی بودن که خدایااا یادم که میاد ✨✨✨ میشم دیدیم خانومه داره اشاره میکنه که بیایید سوار شید ما یه نگاه به هم انداختیم * چون مسیر طولانی بود برا پیاده رفتن گفتیم تا یه جایی بریم باهاشون وای سوار که شدیم خانومه اینقدر قربون صدقمون رفت که 😭😭😭 بعد گفتن کجا میخوایید برید ما وقت داریم میرسونیمتون ما ۳ و ۲۰ دیقه شیفتمون تو حرم زینبیه شروع میشه کیوتا 😭😂 خلاصه مارو تا خود اون محله ای که میخواستیم بریم رسوندن
, Paradox ,
با مریم قرار بود بریم مراسم بعد به اتوبوس نرسیدیم گفتیم اشکال نداره پیاده میریم 😂 داشتیم میرفتیم که
در ادامه نرجس با اینکه گواهینامه نداره با ماشین اومد دنبالمون 😂 رفتیم و شروع شد مراسمو واقعا حس خوب فقط. بعدش رفتیم مسجد نماز یهو بین دوتا نماز نرجس اومد پیشم گفت حدس بزن چی شدهه حدس بزن چی شدهه یهو گفت یکی از دوستامون داره ازدواج میکنه و شوکه شدم اصننن طرف سه سال از من کوچیک تره 😭😂 حتی دامادم از من کوچیک تره اره خلاصه عجیب شده اصن دیگه سریع رفتیم اون ارایشگاهی که رفته بود تا سوپرایزش کنیم واقعا حرکت قشنگی بود یکی از بچه هام دف اورد فکر کنم تو خوشحال کردنش موفق شدیم روز جالبی بود واقعا خوشحالم از امروز.
من عاشق امروزم 😭
برام مهم نیست کیمدیه چه بازیکنیه ولی تا ابد نگهش میدارم * مهدی✨
متین و مهدی دوتا داداش دوقلوی کلاس دومی ان و من عاشق دوتاشونم 😭 مهدی بهم کارت کیمدیشو داد خداایااا بچه ی نااز 😭✨
هر سری میریم مهمونی خونه ی دوستای مامانم چون بچه هاشون پسرن و کوچیک تر از منن، دیگه از اول میرم با اون ۶ تا فوتبال بازی میکنم. و واقعااا دوستشون دارم بازیاشونم خوبه 😭
امروز خواب موندمممم و ۲ دیقه تا بسته شدن سایت وقت بود که رسیدم. واقعا امتحانی که امروز دادم معجزه ی خدا بود همین‌