هر سری میریم مهمونی خونه ی دوستای مامانم چون بچه هاشون پسرن و کوچیک تر از منن، دیگه از اول میرم با اون ۶ تا فوتبال بازی میکنم.
و واقعااا دوستشون دارم بازیاشونم خوبه 😭
امروز خواب موندمممم و ۲ دیقه تا بسته شدن سایت وقت بود که رسیدم.
واقعا امتحانی که امروز دادم معجزه ی خدا بود
همین
امروز از ساعت ۳ با مریم رفتیم خونه ی دوستمون که توی کارای امسب کمکشون کنیم. *کلی سالاد سلفون کشیدیم
وسطاش یه سر میرفتیم ارایشگاه به عروس خانومم یه سر میزدیم احساس تنهایی نکنه.
مریم روزه بود (ریا) برگشتیم که افطار کنه و
ساعت ۸ شب که شد، رفتیم که برای خطبه اونجا باشیم.
وای خدایا خیلی امشب گوگولی بود. خاطرش یه گوشه اکلیلی میمونه 😭✨
#خاوطره