اخرشم هر سال قبل محرم اتفاقایی میوفته که میفهمی فقط خودتی و امام حسینی که یادت رفته بود ازش ولی اون حواسش به تو بوده و هست.
هرکی میخواست میتونست قسمتی از کار رو رنگ کنه و تیکه های نقاشی که هرکدوم توی میدون های مختلف بودن،روز غدیر کنار هم قرار گرفتن و بوم ۱۲ متری غدیر تکمیل شد.
عادی ترین موضوعی که تو ماشین بهش میپردازیم: چرا مکرون با معلمش ازدواج کرد.
* حتما یه آتو ازش داشته
آرزو کرد.
وقتی ساعت جفت میشد.
وقتی ماه رو میدید یا چشمش به ستاره اش میوفتاد.
وقتی بارون یا برف میبارید.
وقتی سال تحویل میشد.
وقتی گریه میکرد، وقتی خوشحال بود.
ولی اون آرزو انگار به گوش هیچکس نمیرسید.
#feels
بعضی وقتا اون ادمینی که تو چنلش عضوی، یه چیزی میگه که یادت میاد چرا اونجا عضو شدی و دوباره از اول خوشت میاد از چنلش.