eitaa logo
, Paradox ,
2.2هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
9 فایل
فرمانروای اینجا ۱۲۰ سال عمر کرده . و درخت تنومند چیپسی که بهش فرمانروایی میکنه پر از خاطرات و حال و احوالاتشه. جنگل آمازون https://eitaa.com/joinchat/1731134270Cce5b4952b5 « چنل ناشناسِ شروع :۱۴۰۰/۶/۲۷ 
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه وقت کردید بیایید بگید چجوری با اینجا اشنا شدید :)
GoOd niGht-
هدایت شده از آشغالایِ رنگی !-
خواب‌های خوب ما را نمی‌دیدند! و همیشه از کنار بالش‌هایمان چشم بسته عبور میکردند، نه به خاطر اینکه ما بیدار بودیم نه! آن‌ها زیادی خواب بودند..!
۱-گپ فعلا نه این ماه امتحانامه و اصلا وقت نمیکنم ؛ ۲-زیبا بود ؛ ۳_دیشب دیدم پس برات اون دوتا رو گذاشتم امید است ک بهتر شده باشی ۴-اولا که هنوز کامل نیست و بعد اینکه گفتم اگه زیاد بشیم خیلی شاید بزارم و اینکه ایتا واقعا جای رمان گذاشتن نیست - اگه دیگه خیلی خواستی بخونی بیا پیویم بهت میدم ۵- سلام ب روی چیپسیت
هدایت شده از ی کاغذ از برگه کاهی . .
همسایه؟ فور کنید
هدایت شده از ی کاغذ از برگه کاهی . .
هر کی داستانشو میخواد اینو فر کنه بچا @kaghazkahii
زیبایی -
هدایت شده از ی کاغذ از برگه کاهی . .
قفل خونش یه چن وقتی بود که حتی دیگه باز نمیشد... از تو برای ابدیت قفل شده بود و بلاخره تونسته بود توی چند سال هیچ ادم با روح مشکی رو نبینه... توی خونه قدیمی طبقه سومش کنار پنجره ی میز درست کرده بود و مینشست اونجا و مردم و نگاه میکرد و برایشان غصه میخورد... شیر و قهوه اش را از روی میز چوبی تیره رنگ جلوی پنجره اش برداشت... دست بر موهای گربه درون اغوشش کشید و جرعه ایی از قهوه نوشید... چشمانش را بست و لیوانش را کنار گذاشت... در این خانه دو چیز همیشه برقرار بود یکی صدای گرامافون یکی دیگر صدای باد لای برگ های گیاهان کوچک و بزرگ که دور خود چیده بود... غروب دیوانه کننده لندن از غار کوچکش را هر روز تماشا میکرد... او میزیست ولی در غار خود... @chips_mast